فریب امتیاز بالای ۷ را خوردم و شروع به تماشا کردم. بعد از پانزده دقیقه هنوز خودم را مجبور میکردم که ادامه بدهم. پس از سی دقیقه چیزی قابلدیدن ندیدم؛ نیم ساعت از عمرم هدر رفت. چه فیلمی کسلکننده و آزاردهنده. حتی کار دوربین هم آزاردهنده است.
در درجه اول، این یکی از بهترین فیلمهای دهه ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ است. داستان فیلم بهصورت معکوس روایت میشود؛...
فریب امتیاز بالای ۷ را خوردم و شروع به تماشا کردم. بعد از پانزده دقیقه هنوز خودم را مجبور میکردم که ادامه بدهم. پس از سی دقیقه چیزی قابلدیدن ندیدم؛ نیم ساعت از عمرم هدر رفت. چه فیلمی کسلکننده و آزاردهنده. حتی کار دوربین هم آزاردهنده است.
در درجه اول، این یکی از بهترین فیلمهای دهه ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ است. داستان فیلم بهصورت معکوس روایت میشود؛ بنابراین آغاز فیلم در واقع پایان آن است و پایان فیلم در اصل شروع آن. هنگام تماشا باید بدانید که روایت بهصورت برعکس است. کار دوربین قطعاً از بهترینهای ساختهشده است و کار صوتی نیز همراه با تصویر است؛ بسیار هیپنوتیک است و هدفش ایجاد حالت تهوع و اضطراب است. فیلم صحنههای تیره و دراماتیکی از جامعه همجنسگرای فرانسه و خشونتها و صحنههای تجاوز بسیار واقعگرایانهای دارد که تعداد کمی از مخاطبان از تماشای آن لذت خواهند برد. بهخاطر همین یا بهخاطر ترتیب معکوس داستان، اگر میخواهید این فیلم را ببینید فقط نسخهٔ اصلی آن را ببینید. نسخهٔ «استریت کات» (Straight Cut) که بعداً ساخته شد را تماشا نکنید؛ آن نسخه سعی میکند همه چیز را به ترتیب زمانی درست برای کسانی با ظرفیت درک کمتر قرار دهد، که در نتیجه لایههای عمیقتر فیلم را حذف میکند. باز هم تأکید میکنم این فیلم برای همه نیست؛ تعداد کمی آن را خواهند فهمید یا از آن لذت خواهند برد، یا لایههای عمیقی را که دربارهٔ زندگی نشان میدهد درک خواهند کرد. زندگی زمان است و زمان همهچیز را نابود میکند (Le temps détruit tout). برای طرفداران «I Stand Alone»، شخصیت قصاب در ابتدای فیلم ظاهر میشود. همچنین دیدن «Enter the Void» (2010) را هم توصیه میکنم — فیلمی بسیار خوب.
بسته به زمانی که این فیلم را دیدهاید، ممکن است متوجه شوید نسخهٔ اصلی و نسخهٔ جدیدتر ساختار تقریباً ساعتگرد و پادساعتگرد دارند. در این نسخه ما کار را از فعالیتهای دیوانهوار «مارکوس» (Vincent Cassel) و دوستش «پیِر» (Albert Dupontel) بهصورت برگشتی دنبال میکنیم؛ زمانی که آنها در سحرگاهِ پاریس با حرص و عصبانیت به دنبال یافتن یک جانی هستند که دوستدخترش «الکس» (Monica Bellucci) را هنگام راهرفتن در زیرگذر شهری به طرز وحشیانهای مورد حمله قرار داده است. کارگردان گاسپار نوئه در تصویر و صدا چیز زیادی را برای ما باقی نمیگذارد؛ هر دو مرد با خشم خشونتآمیز و از کنترل خارج شده واکنش نشان میدهند و تلاش میکنند عامل را پیدا کنند؛ حتی طی خودِ حمله هم چیز زیادی به تخیل واگذار نشده که به نوعی رفتار مارکوس را موجه میکند، چون مرزبندیهای او به دریایی از خشم تبدیل میشود. این داستان انتقام است، ولی همزمان دربارهٔ بیفایدهبودن آن انتقام هم هست. هیچ چیز نمیتواند آنچه اتفاق افتاده را جبران کند؛ حتی اگر مردانی که آنها استخدام میکنند موفق به شناسایی مهاجم شوند، این دو نفر باید با پیامدها تا حد توان (یا بیتوانی) کنار بیایند. کاسِل با بازیاش چیزی بدنی و تأثیرگذار ارائه میدهد و این توسط بازیِ دوپونتل که نقش مردی را دارد (خودِ او دوستپسر سابقِ الکس است) متعادل میشود؛ کسی که سعی میکند از افراطهای خارج از کنترل دوستش جلوگیری کند و در عین حال با غم خود کنار بیاید. قابلتأمل و آزاردهنده است، اینکه شخصیتِ مرتکب نه یک جرم، بلکه مجموعهای از جرایم زننده و تحقیرآمیز را بر این زن بیدفاع انجام میدهد. هرچند تماشای این فیلم آسان نیست، اما بهطرزی عجیب جذاب است و ما را وادار میکند دربارهٔ اینکه اگر چنین چیزی برای کسی که دوستش داریم رخ دهد، رویکردهایمان نسبت به عدالت خودسرانه چگونه تغییر میکند، تأمل کنیم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران