در سال ۱۹۸۲ گروه هوی متال افسانه و بریتانیایی “اسپینال تپ” از تور خود در آمریکا همراه با یکی از طرفداران خود به فیلم ساز بود بازگشت. او قصد داشت مستندی درباره آنها بسازد...
در سال ۱۹۸۲ گروه هوی متال افسانه و بریتانیایی “اسپینال تپ” از تور خود در آمریکا همراه با یکی از طرفداران خود به فیلم ساز بود بازگشت. او قصد داشت مستندی درباره آنها بسازد...
فقط منم که حوصلهم سر میره یا نه؟ احتمالاً بهخاطر اون صدای بلندِ اذیتکنندهست.
افسانهایهای راک بریتانیا، گروه «Spinal Tap»، دوباره به میادین برگشتهاند. بعد از دورهای رکود در آمریکا، آنها تصمیم میگیرند آلبوم نامتعارف جدیدشان و طرفدارِ فیلمسازشان «مارتی» (با بازی راب رینر) را به همراه هم بهعنوان سوپراستارها احیا کنند. «مارتی» دسترسی کامل به فعالیتهای گروه دارد و مستندِ تمامعیارِ او تصویری بیپرده از...
فقط منم که حوصلهم سر میره یا نه؟ احتمالاً بهخاطر اون صدای بلندِ اذیتکنندهست.
افسانهایهای راک بریتانیا، گروه «Spinal Tap»، دوباره به میادین برگشتهاند. بعد از دورهای رکود در آمریکا، آنها تصمیم میگیرند آلبوم نامتعارف جدیدشان و طرفدارِ فیلمسازشان «مارتی» (با بازی راب رینر) را به همراه هم بهعنوان سوپراستارها احیا کنند. «مارتی» دسترسی کامل به فعالیتهای گروه دارد و مستندِ تمامعیارِ او تصویری بیپرده از فراز و فرودها، عیوب و تمام جزئیات این گروه موسیقی ارائه میدهد که تقریباً همه چیزِ خوب، بد و افراطیِ صنعت موسیقی را به نمایش میگذارد. بین چند اجرای راک نسبتاً خوب که بهراحتی میتوانست در MTV پخش شود، با نمونههایی از حرص و طمع، متنهای کاملاً دیوانهوار و پذیرش تدریجی آنها از این واقعیت روبهرو میشویم که روزهای عظمتِ استادیومی شاید دیگر گذشته باشد. دعواها همیشه از جنس خوشمشربانهاند تا سمی، اما اختلافنظر درباره توقیف جلد آلبوم در فروشگاههایی مثل والمارت، جذابیت رو به افولِ گروه که حالا محدود به دانشجویان مست شده، و ریزهکاریهای شخصیشان، تحلیلی باورپذیر و اغلب خندهدار از زندگی در بخش نزولی کوه شهرت ارائه میدهد—و حسابی از کسانی که با کمترین یا بدونِ استعداد، از صنعت کسب درآمد میکنند و تنها با اعتقادی محکم به تصویر خود در آینه پیش میروند، انتقاد میکند. این بهترین نمونه طنز و کنایهٔ بریتانیایی است در پوششی ساختگی که حتی بعد از چهل سال هم غالباً خندهدار است.
جالب و قابلتأمل در چارچوبِ گونهٔ خود، معتبر… اما برای من خندهدار نبود.
من طرفدار ویژهٔ مونتاژهای مستندگونه نیستم، اما ارزششان را وقتی میخنداند میپذیرم. فیلم گزارشِ تور یک گروه راک بریتانیایی بهنام Spinal Tap را نشان میدهد و مشکلات عظیم و کارهای دیوانهواری را که آنها روی و پشت صحنه انجام میدهند، بازمیگوید. قرار است کمدی باشد، اما صادقانه بگویم برای من خندهدار نبود. با این حال ارزش فیلم را در شکلدهی به یک زیرژانر سینمایی میپذیرم و میفهمم که برای دانشجویان سینما و کسانی که بهطور عمیقتر به هنر هفتم میپردازند، جذاب است. برای من که صرفاً فیلم میبینم چون از دیدنشان لذت میبرم، قضیه فرق دارد: اینکه مرا قانع کند دوباره این فیلم را ببینم دشوار است، حتی اگر دلایل فنی زیادی برای تحسین آن وجود داشته باشد. چون کمدی است، باید خندهدار باشد؛ اگر نباشد، در مقام یک کمدی شکست خورده—حتی با در نظر گرفتن این که ممکن است مخاطب هدف من نباشم، این نشانهای است که فیلم برای من نیست.
با این وجود باید گفت راب رینر کارِ جالبی انجام داده و موفق شده به فیلمش اصالت زیادی بدهد. برایم سؤال است که چه تحقیق میدانیای کرده، آیا با روزنامهنگارانی که صنعت موسیقی را دنبال میکنند یا با گروهها و هنرمندان موسیقی صحبت کرده است یا نه، زیرا فیلم تا حد زیادی عجایبِ ممکن در یک تور را خوب به تصویر میکشد. بازی بازیگران اصلی (مایکل مککین، هری شیرر، کریستوفر گِست) هم شایستگی دارد، خصوصاً اگر در نظر بگیریم بخش زیادی از دیالوگها در همان لحظه، بداههپردازی شدهاند. فیلم ارزانقیمت بهنظر میرسد که شاید این امر هم عمدی باشد: فیلمبرداری شبیه «پیداشده» است—تصویر لرزان، ضعیف کالیبرهشده و گهگاه دانهدانه—اما طراحی صحنهها خوب و موسیقی متن ساختهشده برای فیلم کاملاً باورپذیر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران