جنگ جهاني دوم، پس از حمله ي ژاپني ها به پرل هاربر. دو دوست دوران کودکي به نام هاي "ريف مکولي" و "دني واکر"، زني را که هر دو به او علاقه مند هستند پشت سر مي گذراند و رهسپار انجام مأموريت بمباران توکيو مي شوند...
جنگ جهاني دوم، پس از حمله ي ژاپني ها به پرل هاربر. دو دوست دوران کودکي به نام هاي "ريف مکولي" و "دني واکر"، زني را که هر دو به او علاقه مند هستند پشت سر مي گذراند و رهسپار انجام مأموريت بمباران توکيو مي شوند...
باشه؛ بیخود دَمورز نگیم: فیلم از نظر تاریخی مشکوک، بد نوشتهشده، بد بازیشده و ظاهراً یک ساعت هم طولانیتر از نیاز است. بازیگران مکملِ برجسته هدر رفتهاند چون مایکل بی و تیم تولید فکر میکنند میتوانند نوعی «تایتانیک آسمانها» بسازند و در این هدف شکست میخورند. وقتی حمله بسیار خوب طراحیشده ژاپنیها به پرل هاربر آغاز میشود—و واقعاً هیجانانگیز و نفسگیر است—احساس میکنی که شخصیتهای...
باشه؛ بیخود دَمورز نگیم: فیلم از نظر تاریخی مشکوک، بد نوشتهشده، بد بازیشده و ظاهراً یک ساعت هم طولانیتر از نیاز است. بازیگران مکملِ برجسته هدر رفتهاند چون مایکل بی و تیم تولید فکر میکنند میتوانند نوعی «تایتانیک آسمانها» بسازند و در این هدف شکست میخورند. وقتی حمله بسیار خوب طراحیشده ژاپنیها به پرل هاربر آغاز میشود—و واقعاً هیجانانگیز و نفسگیر است—احساس میکنی که شخصیتهای اصلی فیلم ارزش سرمایهگذاری عاطفی ندارند.
فیلم را نمیتوان کاملاً افتضاح خواند؛ صحنههایی مثل تلاش پرستاران در بیمارستان برای کنار آمدن با حمله، تأثیرگذار است و نوعی شوری وطنپرستانه-رمانتیک وجود دارد که نشان میدهد فیلم میخواهد احساسات بیننده را تحت فشار قرار دهد. با این حال، با توجه به بودجه و وقتی که از بیننده طلب میشود، وقتی زمان از مرز سه ساعت میگذرد، حس میکنی گول خوردهای. در پایان: 5/10
نیمساعت اول گذشت و داشتم فکر میکردم این فیلم قرار است بهاندازه شکلگیری یک مروارید داخل صدف طول بکشد! تقریباً تا هشتاد دقیقه طول میکشد تا ژاپنیها به داد تماشاگر برسند و اندکی اکشن به این داستان عاشقانهی طولانی و خستهکننده بیاورند. با این حال از نظر بصری آراسته است؛ بن افلک در نقش ریف با ظاهر تیره و جدی و همراهی کیت بکندسِیل (اِولین) خوب ظاهر میشود. پس از نمایش بازیهای معمولِ «چطور دختر را بهدست بیاوری»، او به انگلستان میرود تا در نبرد بریتانیا بجنگد و سپس گزارشهایی میرسد که انگار کشته شده است. در اینجا بهترین دوستش دَنی (جاش هارتنت) وارد میشود تا او را تسلا دهد—بقیهاش را میتوانید حدس بزنید.
بهسادگی میتوان حدس زد افلک خیلی پول گرفته بود که تا قبل از آغاز جدی درگیری غایب باشد؛ وقتی دوباره بازمیگردد مثلث عشقی خستهکنندهای بر داستان سایه میاندازد. وقتی بالاخره تمرکز روی وقایع 7 دسامبر 1941 میافتد، اکشن تا حدی فیلم را جبران میکند: بیست دقیقه نمایش سریع و نفسگیر از نابودی منظم ناوگان اقیانوس آرام آمریکا که ویرانی و کشتار گستردهای بهبار میآورد. استفاده خلاقانه از CGI و عکاسی دقیق هم فاجعه انسانی و هم تخریب تسلیحاتی را بهخوبی نشان میدهد.
البته دو نفر از شخصیتها زنده میمانند و همراه فرماندهشان دولیتل (الک بالدوین) در نقشه تلافیِ خطرناکی شرکت میکنند: حمله بمبافکن دوربرد به توکیو. در واقع انگار دو فیلم در اینجا با هم ترکیب شدهاند و من بخشهای پایانی را بیشتر دوست داشتم. با این وجود فیلمنامه بهطرز شوکآوری ضعیف است و شخصیتپردازیها کمرمق و ناپختهاند. از نظر فنی فیلم خوب ساخته شده، اما در مجموع این ارائه احساساتی و پراکنده چیز زیادی برای ارائه ندارد.
«پرل هاربر» (2001) نسخهام از روایتی تراژیک است که مثل «تایتانیک» بهصورت مبالغهآمیز درآورده شده: درامی ساختگی و عاشقانه که بیننده را به حوادث فریبآمیز ۷ دسامبر ۱۹۴۱ میکشاند.
تا حمله تقریباً ۸۵ دقیقه طول میکشد، پس آن بخش درام/عاشقانه و روند شکلگیری روز بدنام باید خوب باشد—و هست. این بخش باورپذیر است (بهجز شاید یک صحنه جنسی زودهنگام که ارزشهای مدرن را به اوایل دههٔ چهل منتقل میکند). پردهٔ اول ما را به دوران اوایل دههٔ چهل بازمیگرداند و زمینهٔ حمله را فراهم میکند. انتظار نداشتم تا حمله اکشنی ببینم، اما اشتباه میکردم: وقتی ریف (بن افلک) به اروپا میرود تا برای بریتانیا پرواز کند، صحنههای اکشنِ خوبی داریم.
فیلم نشان میدهد مردی کمرو و عادی هم میتواند قلب زنی زیبا را بهدست بیاورد—مسئلهای که مربوط به شوق، صبر، ریسک، تواضع و بازی درست کارتهاست. خود حملهٔ پرل هاربر هم تقریباً سی دقیقه فیلم جنگی عالی است. منتقدان به نادرستیهای تاریخی اشاره میکنند، اما واقعاً چه چیز اساسیای اشتباه است؟ احتمالاً چند بیدقتی جزئی هست، اما کلیت واقعه درست نمایش داده میشود. خط فرعی مربوط به جیمی دولیتل و دُریس میلر (با بازی کیوبا گودینگ جونیور) هم داستانی واقعی است.
فیلم همچنین منظر ژاپنیها را—که با دقت برنامهریزی، آمادهسازی و حملهٔ گسترده را اجرا میکنند—نزدیک به واقعیت نشان میدهد؛ صحنهای که خلبانان ژاپنی شب قبل از حمله دعا و آمادهسازی میکنند، بسیار واقعی است. بعد از حمله، پردهٔ پایانی به عملیات دولیتل میپردازد، اولین حملهٔ بمبافکن آمریکایی بر ژاپن، و آن هم اکشن جنگی بسیار خوبی ارائه میدهد.
عملیات دولیتل، حدود چهار و نیم ماه پس از حملهٔ پرل هاربر در آوریل ۱۹۴۲ انجام شد: بمبافکنهایی که از ناو هواپیمابر پرتاب شدند و به اهدافی در اطراف توکیو ضربه زدند؛ بسیاری از خدمه برای فرود یا پایین آمدن به خاک چین رفتند و با کمک غیرنظامیان و سربازان چینی به کمکیابی رسیدند، هرچند که پس از آن گزارشهای انتقامجویانهای از خشونت علیه چینیها نیز وجود دارد. نقش لیفکرنل جیمی دولیتل با بازی الک بالدوین بهخوبی نمایش داده شده و تاریخنگاری حضور او در عملیات هم رعایت شده است.
عدهای میگویند که اضافه کردن عملیات دولیتل به فیلم لازم نبود، اما واقعیت این است که اگر فیلم فقط حمله و پیامد فوری را نشان میداد، با پایان غمانگیزی تمام میشد؛ حضور عملیات دولیتل باعث میشود فیلم با نتیجۀ انگیزشیتری خاتمه یابد و روحیهٔ ملی آمریکایی را بالا ببرد. با وجود تمام انتقادها، فیلم در جاهایی موفق است. باید با درام/عاشقانهای که بهآهستگی پیش میرود همراه شد تا نسبت به شخصیتها احساس داشته باشی قبل از آنکه تراژدی رخ دهد. من طرفدار مایکل بی نیستم، اما این فیلم کارگردانی قابل توجهی دارد که بیننده را به کنکاش بیشتر در رویدادها ترغیب میکند.
مدت: ۳ ساعت و ۳ دقیقه.
نمره: A
«پرل هاربر» فیلمی است که خیلی مورد نفرت قرار میگیرد، اما واقعاً همهٔ این نفرت را لایق نیست. مردم با انتظار یک فیلم تماماً جنگی میروند و در عوض درامی عاشقانه میبینند؛ همینجا بیشتر نقدها شکل میگیرند. تمرکزِ داستان بیشتر روی مثلث عشقی است تا خود حملهٔ تاریخی، و اگر بپذیرید که فیلم در اصل یک درام عاشقانه در پسزمینهٔ جنگ است (نه یک فیلم جنگی با کمی رمانس)، ممکن است آن را آنطور که هست دوست داشته باشید.
سبک کارگردانی مایکل بی دقیقاً همانی است که انتظار میرود: بزرگ، انفجاری و تصویری پرقدرت. سکانسهای اکشن، بهخصوص حملهٔ پرل هاربر، به سبک مشخص او فیلمبرداری شده و امروز هم همچنان تأثیرگذارند. تصویربرداری پاک و منظم است، با نماهای گستردهٔ دیدنی از نبرد هوایی، ویرانیهای آتشین و نماهای احساسی نزدیک. مشکل اصلی فیلم در سیر و ریتم آن است: بعضی سکانسها بیش از حد کش آمده و گاهی فیلم ناهماهنگ میشود. پردهٔ پایانی هرچند هیجانانگیز است، اما کمی از بقیۀ فیلم جدا بهنظر میرسد.
از نظر بازیگری، بن افلک، جاش هارتنت و کیت بکندسیل عملکرد قابل قبولی دارند اما متن همیشه به آنها کمک نمیکند. بازیها محکماند اما استثنایی نیستند و بعضی صحنههای احساسی کمی مصنوعی بهنظر میرسند. بازیگران مکمل مثل کیوبا گودینگ جونیور و الک بالدوین وزن قصه را بالا میبرند، اما پرداخت شخصیتها سطحی باقی میماند. فیلمنامه گاهی به ملودرام میگراید و برخی صحنهها بیش از حد اغراقشدهاند.
با این حال «پرل هاربر» در جنبههای بصری و صوتی سربلند است: سکانسهای اکشن خیرهکنندهاند، نماهای هوایی عالی است و طراحی صدا حس واقعیتری از هرجومرج جنگ میدهد. موسیقی هانس زیمر یکی از بهترین عناصر فیلم است که احساسات را بالا میبرد و لحظات اوج و فرود را تقویت میکند. اگر فیلم را برای شکوه تصویری، موسیقی و درام مقیاسدار میبینید، چیزهای زیادی برای لذت بردن وجود دارد.
بهنظرم بهترین خلاصه برای این فیلم همان عبارت بود: «یک مثلث عشقی آمریکایی که با یک بمباران قطع میشود.» اکشن فیلم نسبتاً جذاب است، ولی در نهایت همین است؛ چیز دیگری بیشتر از آن نمیبینید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران