یک رمان نویس وارد رابطهای عاشقانه با یک زن میشود. اما در این بین مشکلی وجود دارد. او ازدواج کرده است و آن دو فقط می تواند بین ساعت 5 تا 7 هر شب یکدیگر را ملاقات کنند...
یک رمان نویس وارد رابطهای عاشقانه با یک زن میشود. اما در این بین مشکلی وجود دارد. او ازدواج کرده است و آن دو فقط می تواند بین ساعت 5 تا 7 هر شب یکدیگر را ملاقات کنند...
آیا این زمان و مکان مناسب است، اما آیا شخص هم مناسب است؟
آیا این فیلم بر اساس کتابی مشهور ساخته شده؟ جواب ساده است: نه. اثری سینمایی محض است که نوشته و کارگردانی شده توسط یک تازهکار. یکی از داستانهای بسیار منحصربهفرد و از زیباترین فیلمهای مستقلِ ۲۰۱۵ که شایستهٔ توجه بیشتری است. هر کسی که تصمیم میگیرد این فیلم را ببیند باید ذهنش را...
آیا این زمان و مکان مناسب است، اما آیا شخص هم مناسب است؟
آیا این فیلم بر اساس کتابی مشهور ساخته شده؟ جواب ساده است: نه. اثری سینمایی محض است که نوشته و کارگردانی شده توسط یک تازهکار. یکی از داستانهای بسیار منحصربهفرد و از زیباترین فیلمهای مستقلِ ۲۰۱۵ که شایستهٔ توجه بیشتری است. هر کسی که تصمیم میگیرد این فیلم را ببیند باید ذهنش را باز نگه دارد، چون اکثریت ممکن است آن را بهعنوان یک پروپاگاندای ضددینی ببینند؛ اما به نظر من همهچیز بستگی دارد به طرز نگاه شما.
تا حدودی شبیه فیلم بریتانیایی «The 7.39» است. هر دو کاملاً با یکدیگر متفاوتاند، جز همان بازهٔ زمانی که بیشتر داستان در آن میگذرد و در عنوان فیلم هم به آن اشاره شده است. بله، پنج تا هفت همان ساعات غروب است که دو نفر در آن همدیگر را ملاقات میکنند. همهچیز از زمانی شروع میشود که برایان، نویسندهای جوان در اوایل بیستسالگی، در کنار جاده با زنی بهنام آریل که اوایل سیسالگی است برخورد میکند و فوراً با هم دوست میشوند. انگار سرنوشتشان است که همدیگر را پیدا کنند.
بعد از برخورد اولیه، تصمیم میگیرند هر روز در همان زمان همدیگر را ببینند. رابطهٔ تازهشان بر پایهٔ تاریخ طولانی تمدن انسانی نیست، بلکه بر درک متقابل بنا شده است. وقتی قواعد شکسته میشوند، ترکها ظاهر میشوند و همهچیز پس از چند چرخش در داستان به پایان میرسد. پایان قابل پیشبینی است، اما کاملاً مناسب و استاندارد است.
«زندگی مجموعهای از لحظات است. ایده این است که هرچه ممکن است لحظات خوب بیشتری داشته باشی.»
مثل بسیاری از فیلمها، این فیلم با راوی پسزمینه دربارهٔ وضعیت شخصیت مرد آغاز میشود؛ چگونگی آغاز همهچیز. در همان پانزده دقیقهٔ اول چندین پیچوتاب کوچک در خط پیشرفت داستان رخ میدهد و چند شخصیت دیگر معرفی میشوند. اما فیلم تا پایان بر یک رابطه متمرکز میماند و تنها نوع خاصی از فضا را کاوش میکند تا همهٔ تمرکز را روی یک خط نگه دارد.
این فیلم برای کسی که به دین اعتقاد ندارد الزاماً فیلم شادیآوری نیست؛ محتوایش حتی برای غیرمذهبیها هم حساس است. در برخی جنبهها شباهتی به فرهنگ هیپی دارد، اما تنها در موضوع رابطه، بهویژه زاویهٔ «یک زندگی — یک همسر». در برخی دیدگاهها ممکن است به نظر برسد که تقابل دو فرهنگ است، اما فکر نمیکنم این برداشت درست باشد، مخصوصاً با توجه به اینکه داستان در نیویورک سیتی جریان دارد و دیدگاه فیلم فرانسویست.
فیلم قابل بحث است، اما اگر آن را با فیلم «Hall Pass» مقایسه کنید، مفهومش چندان دور از آن نیست. شنیدهام در مناطق روستایی چین برادران بهخاطر عدم توازن جنسیتی پس از سیاست یکفرزند بودن، با یک زن ازدواج میکنند. بنابراین این موضوع برای عدهای چندان عجیب نیست. این فیلم ممکن است فقط توسط بخش خاصی از تماشاچیان پذیرفته شود، اما به نظر من تنها مسأله زمان است تا گستردهتر پذیرفته شود. دربارهٔ فحشا نمیدانم، اما قطعاً میتواند خیانت در زناشویی را کاهش دهد.
«فکر میکنم دو نیروی روی زمین هستند که هیچوقت نمیخواهی با آنها درگیر شوی. یکی نیروی طبیعت است. دیگری عشق است.»
فیلم پر از دیالوگهای عالی است. من از فیلمها خطهای خوب را جمع میکنم، پس در حین تماشای آن بارها مکث کردم. ضربههای احساسیاش عمیق است؛ شاید به گریه نینجامد اما در قلبت احساس میشود. از نظر رومانتیک جذاب است، هرچند تم فیلم برای سبک زندگی کنونی کمی نامطبوع به نظر میرسد. فیلم دربارهٔ درست یا غلط بودن امور نیست، بلکه دربارهٔ پایبندی به سوگندی است که انسان برده — اینکه کسی را آزار نرسانی، حتی اگر بهخاطر اشتباه خودت آسیب ببینی.
باز هم تأکید میکنم که فیلم دربارهٔ اشتباهات نیست، بلکه دربارهٔ احترام به خواست فرد برای چیزی است که فکر میکند او را خوشحال نگه میدارد. اگر مذهب را از کتاب قوانین اجتماعی حذف کنیم، این فیلم ممکن است قابلدرکتر شود. فکر میکنم با گذشت زمان این فیلم بیشتر ارزشگذاری خواهد شد و نسلهای آینده آن را یکی از آثار پیشرو در بررسی سبک زندگی آن دوره خواهند دانست.
شاید این بهترین فیلم آنتون یلچین باشد که دیدهام. اجرای او فوقالعاده است همراه با بازیگر فرانسوی که بسیار زیبا بود، بهویژه لبخندهایش که حالوهوای فیلم را رقم میزد. چند حضور کوتاه اما مؤثر از چند بازیگر باتجربه هم فیلم را غنی کردهاند. دلم میخواست آلیویا ثیرلبی زمان بیشتری روی صفحه میماند، اما او هم نقش کوتاهی داشت؛ با این حال دیدن او پس از مدتی طولانی خوشایند بود.
همانطور که گفتم، هرکس فیلم را از منظر اعتقادات خود میبیند. مهم نیست چه میاندیشید؛ آنچه میخواهم بگویم این است که این فیلم فوقالعاده است، پس اختلافنظرها را کنار بگذارید و ببینیدش. جوانترها احتمالاً بیشتر جذبش میشوند تا افراد مسن، عمدتاً به این دلیل که در پنجاه سال گذشته سبک زندگی فرهنگی با مدرنشدن و آزادی بیان جهش بزرگی داشته است.
اگر آن را صرفاً یک فیلم سرگرمکنندهٔ غیرمتداول مثل صدها فیلم دیگر بدانید، مشکلی پیش نخواهد آمد. به یاد داشته باشید که فیلم طنز تیرهای هم هست، پس لحظات سرگرمکنندهای هم دارد. به نظرم تقریباً یک شاهکار است، هرچند کامل نیست؛ اینکه یک درام رمانتیک غیرسنتی است دلیل اصلیِ این قضاوت من است. با این حال، فیلمیست که حتماً باید دید و من این را انکار نمیکنم.
۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران