یک دلال حراج های هنری که با یک گروه خلافکار همدست است در حین سرقت دچار حادثه می شود. یک روانشناس وظیفه دارد تا با استفاده از هیپنوتیزم کاری کند تا او مکان نقاشی مسروقه گمشده را به یاد بیاورد و ….
یک دلال حراج های هنری که با یک گروه خلافکار همدست است در حین سرقت دچار حادثه می شود. یک روانشناس وظیفه دارد تا با استفاده از هیپنوتیزم کاری کند تا او مکان نقاشی مسروقه گمشده را به یاد بیاورد و ….
اما هیچ اثر هنری ارزش یک زندگی انسان را ندارد...
«ترنس» کاری از دنی بویل است که فیلمنامهاش را جان هادج بر اساس فیلمی به همین نام از جو آهرن (۲۰۰۱) ساخته؛ بازیگران اصلی آن جیمز مکآووی، ونسنت کسل و روساریو داوسوناند. موسیقی توسط ریک اسمیت و فیلمبرداری توسط آنتونی داد مانتل انجام شده است.
سایمون (مکآووی)، کارگر یک حراجی آثار هنری، با شریکش فرانک (کسل) وارد...
اما هیچ اثر هنری ارزش یک زندگی انسان را ندارد...
«ترنس» کاری از دنی بویل است که فیلمنامهاش را جان هادج بر اساس فیلمی به همین نام از جو آهرن (۲۰۰۱) ساخته؛ بازیگران اصلی آن جیمز مکآووی، ونسنت کسل و روساریو داوسوناند. موسیقی توسط ریک اسمیت و فیلمبرداری توسط آنتونی داد مانتل انجام شده است.
سایمون (مکآووی)، کارگر یک حراجی آثار هنری، با شریکش فرانک (کسل) وارد یک سرقت میشود اما پس از خیانت به او و ضربهای به سر، دچار فراموشی میشود و محل پنهانکردن یک شاهکار گویا را به یاد نمیآورد. فرانک و یاران دستنشاندهاش تصمیم میگیرند سایمون را نزد هیپنوتراپیستی به نام الیزابت (داوسون) بفرستند تا شاید مکانی که نقاشی در آن پنهان شده فاش شود. اما با آغاز درمان، رازها یکییکی بیرون میریزند و هیچچیز آنطور که اول به نظر میرسد نیست.
از همان ابتدا روشن است که گام بویل به سوی نوآر نو بهشدت طرفدارانش را دچار تفرقه خواهد کرد. بویل که به توانایی تغییر ژانر مشهور است، به آثار پیشینش رجوع میکند و اثری ذهنپیچان و نوآرگون خلق میکند که با نوعی تیزی جنسی همراه است که یادآور آثار پل ورهوون است. اگر از طرفداران فضای نوآر نیستید، بهتر است از این فیلم دوری کنید. تصور کنید «غریزه بنیادی» با «تلقین» ملاقات کرده و بعد همراه با یک فیلم سرقت دههٔ چهل برای نوشیدنی بیرون رفتهاند — آنوقت تصویری از فضای «ترنس» خواهید داشت.
تمام شاخصههای نوآر، چه نو و چه کلاسیک، در اینجا دیده میشود؛ از پرداخت شخصیتها تا ایدههای بصری — این فیلم روی پرده بزرگ یا در فرمت بلوری تجربهای رؤیایی برای دوستداران نوآر است. فراموش کنید دنبال قهرمانی برای طرفداری باشید؛ تقریباً هیچ خصیصهٔ انسانی شایستهای در شخصیتها مشاهده نمیشود. آدمها با طمع، شهوت، حسادت یا انتقامجویی هدایت میشوند یا صرفاً آنقدر باهوش نیستند که در دایرههایی که در آن حرکت میکنند دوام بیاورند. فراموشی عنصری کلیدی در داستان است، تجربهای که در نوآرهای قدیمی هم بارها دیده شده، و نقش شخصیت مرکزی بهعنوان فردی سادهلوح نیز بازمیگردد. دربارهٔ جزئیات بیشتر صحبت کردن بیمورد است؛ برای اولین تماشا کمتر دانستن بهتر است. واقعاً دشوار است دربارهٔ اینکه چرا فیلم اینقدر روانگرد و بازیگوشانه جذاب است بدون افشای نکات کلیدی حرف زد. از نظر روایت هم فیلم آنقدرها زیرکانه نیست؛ هر چه گرهها باز میشوند، بارها جنبههای «ادغام ذهنی» چندان پایدار نمیمانند اگر شما اهل کالبدشکافی داستان باشید. فشردن اینهمه «مادهٔ فکری» در ربع پایانی هم گاهی احساس شدت بیش از حد و افراط میدهد. شخصیتهای دستیار فرانک نیز بهطرز آزاردهندهای مصرفی و زودگذر هستند. با این حال، این فیلم طوری است که باید بارها دیده شود.
از منظر بصری فوقالعاده است؛ مشخص است که بویل و مانتل به جلوههای بصری نوآر آگاه و شیفتهاند و اهمیت جو و اتمسفر را به خوبی در کار لحاظ کردهاند (نوآر بیش از آنکه ژانر باشد، اتمسفری است). فیلم که گرچه داستانش در لندن میگذرد اما در دانجنسِ کنت فیلمبرداری شده، تصویری از شهری فولادی و آینهای، شهری ثروتمند و سرشار از بیاعتمادی ارائه میدهد. ترفندهای سینمایی در کار هستند اما هرگز سبک بر محتو ا غلبه نمیکند؛ نشانههای بصری به روایت معنا میبخشند. نماهای شبانهٔ هوایی از شهری پرجنبوجوش، تنهای رنگی متفاوت برای آپارتمان شخصیتها، زاویههای اتکایی دوربین که باعث تحریف قاب و مطابق کردن آن با تحریف ذهن شخصیتها میشود (واقعاً ترنس از آنِ کیست؟)، سایهنماهای مات پشت شیشهٔ برنزی، نماهای نقطهنظر جسورانه و قابهایی که اندام انسانی را نوازش میکنند — هیچ نمایی تنها برای پر کردن جا هدر نمیرود. بویل در اینجا بهترین خود را ارائه میدهد. همهٔ اینها تحت پوشش موسیقی ژرف و خروشان اسمیت است که همانند ناظر بیمزا آماده است وقتی اوضاع از کنترل خارج میشود خود را رها کند.
سه بازیگر اصلی پرتوان ظاهر میشوند و واضح است از نقشها لذت میبرند. مکآووی با بازی چندلایهاش جایگاه «ستارهٔ ردهٔ اول» را تثبیت میکند، کسل همچون همیشه حضور قدرتمندی دارد و داوسون در نقش جسورانهاش بهترین بازیاش تاکنون را ارائه میدهد و نشان میدهد برای ورود به سطح بالاتر آماده است. لازم به ذکر است که هر سه بازیگر باید همواره کارتهایشان را نزدیک سینه نگه دارند و این کار را شایسته انجام میدهند. ساختار اکشن بویل تند و پرانرژی است؛ صحنهٔ پیش از تیتراژ از بهترین افتتاحیههای اخیر است و فیلمنامهٔ هادج طراوتی بازیگوش دارد که به مخاطب آگاه نشان میدهد فیلم نگاهی خودنقیض و شوخطبعانه به خود دارد و آنقدرها هم جدی نیست که برخی مخاطبان تصور میکنند. این فیلم مخاطب را از هم جدا میکند، اما برای کسانی که به سرقتهای نوآرگون، سکسی و ذهنپیچ علاقهمندند، تجربهای جذاب است.
نمره: 9/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران