سال 1713. «جان گراهام» (هرت) فرماندار کل اسکاتلند است و فرمانده اي به نام «آرچيبالد کانينگام» (رات) دارد که مردي حيله گر، زن باره و شمشير زني ماهر است. با قتل و غارت و ظلم و ستمي که «کانينگام» به راه اندخته، سرانجام «راب روي» (نيسن)، رهبر کوهپايه نشينان، جلوي او مي ايستد...
سال 1713. «جان گراهام» (هرت) فرماندار کل اسکاتلند است و فرمانده اي به نام «آرچيبالد کانينگام» (رات) دارد که مردي حيله گر، زن باره و شمشير زني ماهر است. با قتل و غارت و ظلم و ستمي که «کانينگام» به راه اندخته، سرانجام «راب روي» (نيسن)، رهبر کوهپايه نشينان، جلوي او مي ايستد...
«فکر نکن همه گناهان در این دنیا بیمجازات میمانند، مانتروز.»
«راب روی» فیلمی است به کارگردانی مایکل کیتون-جونز و فیلمنامه آلن شارپ. در نقشها لیام نیسون، جسیکا لنگ، جان هرت، تیم راث، اریک استولتز، اندرو کیر و برایان کاکس ظاهر شدهاند. موسیقی اثر از کارتر بورول و فیلمبرداری از کارل والتر لیندنلاوب است.
نیسون نقش راب روی مکگرگور، شخصیت تاریخی اسکاتلندی قرن هجدهم، را بازی میکند که...
«فکر نکن همه گناهان در این دنیا بیمجازات میمانند، مانتروز.»
«راب روی» فیلمی است به کارگردانی مایکل کیتون-جونز و فیلمنامه آلن شارپ. در نقشها لیام نیسون، جسیکا لنگ، جان هرت، تیم راث، اریک استولتز، اندرو کیر و برایان کاکس ظاهر شدهاند. موسیقی اثر از کارتر بورول و فیلمبرداری از کارل والتر لیندنلاوب است.
نیسون نقش راب روی مکگرگور، شخصیت تاریخی اسکاتلندی قرن هجدهم، را بازی میکند که از مارکویس مانتروز (با بازی هرت) قرض هزار پوندی میگیرد تا وضع قبیلهاش را بهبود بخشد. اما پول در راه دزدیده میشود، به دست آرچیبالد کانینگهامِ رذل (راث)، و چون قادر به بازپرداخت وام نیست، روی مجبور میشود زندگی خارج از قانون را در پیش بگیرد. از این دانههاست که افسانهها زاده میشوند.
فیلمبرداری در لوکیشنهای زیبا در بخشهایی از هایلند اسکاتلند انجام شده و تصویربرداری چشمنوازی دارد، اما «راب روی» تا حدی در سایهی موج موفقیت «بِرِیوِهارت» مل گیبسون گم شد. حیف است، چون اگرچه این فیلم به اندازهی اثر گیبسون حماسی یا شورانگیز نیست، اما نوعی تاریخنگاری متفاوت و تأملبرانگیز ارائه میدهد. تم فیلم بازی با فضیلتهاست؛ در واقع این فیلم سرود بلندی برای صداقت، شرافت، وفاداری، پایبندی و عشق است که در کنار چشماندازهای فوقالعاده مینشیند و فیلمنامهی هوشمند شارپ این را تأیید میکند. با این حال کارگردان از حس ماجراجویی لازم هم برخوردار است و «راب روی» در آن جنبه هم پاداش میدهد. شکوه فیلم در سکانس پایانی مبارزهی شمشیری است؛ هیچ ترفند یا قهرمانی غیرقابلباور نیست، بلکه یک سکانس بلند و بهخوبی فیلمبرداریشده است که توسط ویلیام هابز و رابرت جی. گودوین استادانه طراحی شده. موسیقی کارتر بورول نیز با تصاویر همخوانی دارد — هرچند بخشهایی از ملودیهای گِلیک بیشتر شبیه ایرلندی به گوش میرسند تا اسکاتلندی...
بازیگران عملکرد خوبی دارند. نیسون بهخوبی نقش رویِ تنومند را ایفا میکند؛ نیازی به جذابیت ظاهری نیست چون نقش مستلزم قدرت روحی و جسمی و پایداری عاطفی برای عشق به خانواده است و نیسون این ترکیب را بهراحتی بازی میکند. انتخاب جسیکا لنگ برای نقش همسر جالب است؛ بیپیرایش اما همچنان طبیعی و جذاب، او ماری مکگرگور را با قدرتی قابلباور به تصویر میکشد. اما بیگمان این فیلم متعلق به تیم راث است؛ نیمهمجلل و نیمهی محاسبهگر، بازی شرّورانه او در نقش آرچیبالد کانینگهام باید دیده شود تا باور شود. او شایستهٔ نامزدی اسکار بود. بقیهٔ بازیگران نیز تأثیرگذارند؛ کاکس و هرت مانند همیشه حرفهایاند و استولتز هم چیزی کم ندارد. گاهی لهجهها نامطمئناند — چه جدیدی دارد؟ و اگر بخواهم سختگیر باشم، گهگاه حس دورهی تاریخی درست منتقل نمیشود. اما اینها شکایات کوچکیاند در مقابل آنچه در مجموع فیلمی هوشمند و دوستداشتنی است. امتیاز: 8/10
---
درونمایه: یکی از بزرگترین شرورهای تاریخ سینما
«راب روی» در 1995 همراه با چند فیلم قهرمانانه و شمشیری دیگر همچون «بِرِیوِهارت» و «فرست نایت» عرضه شد. من «راب روی» را به «بِرِیوِهارت» ترجیح میدهم، گرچه این دو فیلم اساساً قابلمقایسه نیستند: «راب روی» بیشتر بر درگیریهای فردی در اسکاتلند قدیم تمرکز دارد و «بِرِیوِهارت» بر نبردهای گستردهٔ ارتشها.
تصویربرداری لوکیشنهای هایلند اسکاتلند نفسگیر است (و حتی برتر از «بِرِیوِهارت»). لیام نیسون و جسیکا لنگ در نقشهای راب روی و همسرش خوب ظاهر شدهاند. مبارزات تنبهتن با شمشیر در سطح بهترینهای تاریخ سینما قرار دارند. فیلم همچنین فضای بسیار واقعیای دارد — نه آناکرونیزمهایی هست و نه شوخیهای مبتذل؛ تصویر بهخوبی نشان میدهد زندگی روستایی در اسکاتلند سهقرن پیش چگونه بوده است.
بهعقیدهٔ من برجستهترین ویژگی فیلم بازی استثنایی تیم راث در نقش رقیب فِشِکپوش اما مرگبارِ راب روی است. این شرور را دوست دارید که متنفرش باشید. شخصیت راث آنقدر فِشِکنمایی میکند که کمی زنانه بهنظر میرسد؛ اما این صرفاً نقابی است، چون او درواقع یک استاد شمشیرزن بیرحم است. بیشک یکی از بزرگترین شرورهای سینماست.
نقطهضعف فیلم این است که از ابتدا تا انتها سیر روایی قدرتمندی ندارد، برخلاف مثلاً «آخرین بازماندهٔ موهیکان». گاهی حواستان ممکن است پرت شود. البته این شاید بهخودیخود چیز بدی نباشد، بهویژه در مقابل تدوینهای پرشتاب بسیاری از فیلمها پس از سالهای پایانی دههٔ نود. به عبارت دیگر، ریتم آرام گاهی تازگی دارد.
برخی جنبهها برای کودکان مناسب نیستند: قساوت جنسی (یک صحنهٔ تجاوز) و رکاکت (مردی انگشتانش را زیر روپوش شبانهٔ زنی فرو میکند)، و همچنین صحنههای آشکار رابطهٔ جنسی. صحنههایی از ادرار کردن هم وجود دارد؛ بسیاری آن را غیرضروری میدانند اما برای من کمک کرد تا واقعیت زندگی روزمره آن زمان را بهتر درک کنم — مثلاً اگر در کلبهای در تپهها زندگی میکنی، کجا باید ادرار کنی؟ یا نیمهشب، وقتی حمام بالای سر نیست؟
نبود حرکت روایی قوی باعث شده «راب روی» بهنظر من به عظمت کامل نرسد، اما جنبههای مثبت بالا قطعاً درخشاناند و چندین سکانس بهیادماندنی دارد. مدت فیلم 2 ساعت و 19 دقیقه است و کاملاً در اسکاتلند فیلمبرداری شده است. امتیاز: B+
---
از منظر یک اسکاتلندی
بهعنوان یک اسکاتلندی، معمولاً نگاه خوشبینانهای به برخورد هالیوود با تاریخ ملیمان ندارم — و این فیلم هم باعث نمیشود این دیدگاهم عوض شود. آن حسِ «هیتر و ویسکی» و قطبیسازی سادهانگارانهٔ «اسکاتلندیهای بیتکلّف اما با شرف در برابر انگلیسیهای شرورِ اشغالگر» بیش از حد ساده و سطحی است؛ تنها چیزی که بهدست میدهد یک درام ماجراجویانهٔ رمانتیک شبیه «سرپرست بالانتری» است. البته فیلم خشنتر و زبانش خشنتر/واقعیتر است (هر کدام را بخواهید بگویید) اما جان هرت در نقش مارکویس خائنِ مانتروز و تیم راث (که شاید فکر میکند این یک نمایش سبک «سه تفنگدار» است) در حدّ اغراق بازی میکنند تا جایی که ظاهرشان بیشتر شبیه بازی از یک فاحشهخانهٔ پاریسی است تا نقشی در تاریخ اسکاتلند؛ چه برسد به تجاوز، غارت و دسیسه برای جایگزینی سنتهای اسکاتلندی به نفع حاکمان هانوور جدید. انتخاب بازیگرانی مثل اریک استولتز و برایان کاکس هم عجیب است. اندرو کیر، همیشگی و چوبی، تلاشهایی در نقش دوک آرگیل — از حامیان شاه جورج — انجام میدهد. فیلم از منظرههای خیرهکننده و موسیقی گیرای کارتر بورول بهره میبرد، اما در مجموع یک درام تاریخی متوسط است که تنها بهشکل سطحی به یک قهرمان بزرگ اسکاتلندی اشاره میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران