مرد جوانی به نام ایگ پریش (دنیل رادکلیف) پس از به قتل رسیدن مرموز نامزدش، متوجه رشد شاخهایی شیطانی روی سرش می شود؛ او سعی می کند با شرایط پیش آمده از قاتل نامزدش انتقام بگیرد و…
مرد جوانی به نام ایگ پریش (دنیل رادکلیف) پس از به قتل رسیدن مرموز نامزدش، متوجه رشد شاخهایی شیطانی روی سرش می شود؛ او سعی می کند با شرایط پیش آمده از قاتل نامزدش انتقام بگیرد و…
انتظار کمی داشتم، اما نتیجه بسیار فراتر بود.
اولین کلمهای که بعد از دیدن فیلم گفتم «باور نکردنی» بود. یعنی فیلم بدی نیست، اما نمیفهمم چرا این همه مدت آن را از دست داده بودم. این بهترین فیلم فانتزی تاریکی است که اخیراً دیدهام. اول فکر میکردم شبیه فیلم «تاسک» باشد که تماشای آن برایم کمی ناراحتکننده بود، بنابراین در ابتدا علاقهام را نسبت به این...
انتظار کمی داشتم، اما نتیجه بسیار فراتر بود.
اولین کلمهای که بعد از دیدن فیلم گفتم «باور نکردنی» بود. یعنی فیلم بدی نیست، اما نمیفهمم چرا این همه مدت آن را از دست داده بودم. این بهترین فیلم فانتزی تاریکی است که اخیراً دیدهام. اول فکر میکردم شبیه فیلم «تاسک» باشد که تماشای آن برایم کمی ناراحتکننده بود، بنابراین در ابتدا علاقهام را نسبت به این فیلم از دست دادم. بله، دلیل احمقانهای بود و الآن بابت این تأخیر در دیدن فیلم احساس بدی دارم.
این فیلم با بازیگران بریتانیایی غالب است؛ مخصوصاً با حضور دنیل ردکلیف و جونو تمپل، اول فکر میکردم فیلمی بریتانیایی است، اما در واقع همکاریِ تولید کانادا و آمریکا است، اقتباسی از رمانی با همین نام و ساختهٔ کارگردانِ فیلم «آینه». داستان خیلی بدیع نیست اما موضوع را خوب میکاود. هر چند دقیقه روایت جهتگیرِیای پیدا میکرد که باعث میشد خط داستانی فشردهتر شود تا به بخش پایانی برسد.
شاید این بهترین فیلم ردکلیف پس از خداحافظیاش با مجموعهٔ «هری پاتر» باشد که من دیدهام. فکر نمیکنم او از آن نوع بازیگرانِ پسرِ محبوبِ سطحی باشد، اما چنین فیلمی به او میآید. شاید باید برای فیلمهای مشابه کمی عضله اضافه کند، هرچند قدش نکتهٔ منفی دیگری است. فیلم کاملاً در کانادا فیلمبرداری شده، تصویربرداری عالی است، موسیقی و بازیها هم خوباند. حتی فضاهایی مثل جنگل و خانهٔ درختی حالوهوای مرطوب انگلیسی و اسکاتلندی را تداعی میکنند که برای فیلمی با شخصیت اساطیری شرور مناسب است. از اینکه نقد را اینقدر دیر نوشتم پشیمانم، اما بالاخره نوشتم و امیدوارم اگر هنوز ندیدهاید، خیلی زود ببینید.
7/10
---
منتظر این فیلم بودم چون بر اساس رمانی بسیار سرگرمکننده ساخته شده، اما در نهایت فقط در حدِ قابل قبول بود.
خوب فیلمبرداری و کارگردانی شده و دنیل ردکلیف بهترین نکتهٔ فیلم است، اما ضرب و طنز سیاه رمان را ندارد. نقش جونو تمپل بهطرز رنجآوری کمجان نوشته شده، مانند بسیاری از شخصیتهای درجه دوم. بدترین نکته این است که فیلم با وجود پیشفرض احمقانه، بیش از حد جدی گرفته شده است. بخشهایی از سرگرمیِ ویرانکننده و آشفته وجود دارد، اما بهاندازه کافی نیست. طراحی موجودِ پایان بسیار جالب است، اما فیلم ناگهان متوقف میشود و به جای یک جمعبندی رضایتبخش، کار را رها میکند.
میتوانست خیلی بهتر باشد؛ شاید توقع من بیش از حد بود. با این حال دیدنی است، حتی اگر ماندگار نباشد.
---
تماشای خیلی خوبی بود، حاضرم دوباره ببینم و توصیهاش میکنم.
هشدار محتوایی: تجاوز و قتل.
این موارد در پیشفرض آمدهاند، اما بعضی منابع اطلاعاتی برخی چیزها را کمتر برجسته میکنند. بعضی فیلمها با تلاش برای پوشش دادنِ چندین ژانر لطمه میخورند، اما این فیلم تعادلی شگفتانگیز بین معمای قتل و اساطیر مذهبی برقرار میکند؛ فکر میکنم این دو ژانر همدیگر را تکمیل میکنند. فارغ از اینکه چرا شخصیت دنیل ردکلیف دارای شاخ شده، قدرتهایی که بهدست میآورد در جهت کشف رازها به کار میآیند. هرگز احساس نکردم نقطهای ایستا وجود دارد که داستان پیشرفت نکند یا صرفاً دوبارهکاری شود: آنها اطلاعات مرتبط را در صدر نگه میدارند و بهموقع بازخوانی میکنند.
اگرچه پیشفرض داستان عالی است، اما اندوهناک هم هست؛ با این حال این امر به انسانسازی سریع شخصیت ردکلیف کمک میکند و او بهخاطر جنون موقعیتی که در آن قرار دارد، همواره قابلستایش باقی میماند.
همچنین دیدن تأثیر قدرتِ شاخ بر اهالی شهر بسیار سرگرمکننده است.
---
«انسانها فرشتگان ساقطشده با رازهای شرمآوراند»
مردی جوان در شهری کوهستانی نزدیک سیاتل (دنیل ردکلیف) متهم به قتل نامزدش (جونو تمپل) میشود. در حالی که بیگناهی خود را حفظ میکند، برای یافتن حقیقت تلاش میکند و بهطرز عجیبی شاخ درمیآورد و اسرار درونی ساکنان شهر را میفهمد.
«شاخها» (2013) درام جنایی/فانتزی با عناصر ترسناک و کمدی سیاه است. این فیلم بر اساس رمانی از پسر استیون کینگ، جو هیل، ساخته شده و همان طعمِ کینگ مانند «Needful Things» را دارد، البته با ارزشهای تولیدی مدرنتر. مانند آن فیلم، این اثر بر امیال مادی پنهانی که درست زیر سطح هر جامعهای وجود دارد تأکید میکند؛ وقتی این امیال آزاد شود، ویرانی و بدبختی بهبار میآورد.
علاوه بر نقش جونو، کلی گارنر نقش دوستی را بازی میکند که عاشق شخصیت اصلی است و هدر گراهام هم نقش دروغگویی مرضی را ایفا میکند.
نمرهام بالاتر میبود، اما پایان فیلم بیسبب طولانی است و نوشتههایی کاملاً مصنوعی دربارهٔ واکنش کسی نسبت به سرطان وجود دارد (بعد از دیدن متوجه میشوید). افزون بر این، یک صحنهٔ مبالغهشدهٔ «همجنسگرایانه» در یک ماشینِ پلیس هست که فقط چشمان را به آسمان میچرخاند. با این حال میتوان گفت این جزئی از گرایش فیلم به اغراق برای اثرات کمدی است.
مدت زمان فیلم دو ساعت است و بیشتر در Squamish، بریتیش کلمبیا (حدود 45 مایل شمال ونکوور) و همچنین میشن (داینر) فیلمبرداری شده است.
رتبه: B-
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران