سرخ پوستان کومانچى حمله ور می شوند و بیشتر اعضاى خانواده ى « آرون ادواردز » ( کوى ) را به قتل می رسانند. پس از چندى « ایتان ادواردز » ( وین ) به اتفاق « مارتین پولى » ( هانتر )، پسر جوانى که « ایتان » سالها پیش از چنگ سرخپوستها نجات داده، سرسختانه به جست و جو براى یافتن دختر کوچکتر خانواده « دبى »، ادامه میدهند.
سرخ پوستان کومانچى حمله ور می شوند و بیشتر اعضاى خانواده ى « آرون ادواردز » ( کوى ) را به قتل می رسانند. پس از چندى « ایتان ادواردز » ( وین ) به اتفاق « مارتین پولى » ( هانتر )، پسر جوانى که « ایتان » سالها پیش از چنگ سرخپوستها نجات داده، سرسختانه به جست و جو براى یافتن دختر کوچکتر خانواده « دبى »، ادامه میدهند.
چه چیزی انسان را وا میدارد که آواره شود؟
ایتن ادواردز پس از بازگشت از سفری برای یافتن دزدان گاو، برادر و خواهرزنِ خود را کشتهشده بهدست کومانچیها مییابد و دو دختر آنها گم شدهاند. آتش نفرت از بومیان و ارادهای مصمم، ایتن را همراه با رفیق نیمهبومیاش به راه میاندازد تا دختران مفقود را بیابند — سفری پرخطر که سالها به طول میانجامد.
«جستوجوگران» یکی از...
چه چیزی انسان را وا میدارد که آواره شود؟
ایتن ادواردز پس از بازگشت از سفری برای یافتن دزدان گاو، برادر و خواهرزنِ خود را کشتهشده بهدست کومانچیها مییابد و دو دختر آنها گم شدهاند. آتش نفرت از بومیان و ارادهای مصمم، ایتن را همراه با رفیق نیمهبومیاش به راه میاندازد تا دختران مفقود را بیابند — سفری پرخطر که سالها به طول میانجامد.
«جستوجوگران» یکی از بزرگترین وسترنهایی است که ساخته شده و در واقع از بهترین فیلمهایی است که تاکنون تولید شدهاند. اعتبار این فیلم کاملاً موجه است؛ کارگردانی و فیلمبرداری با دقتی کمنظیر انجام شده و این اثر بهعنوان افتخاری سینمایی میدرخشد. از نظر داستانی، فیلم ساده است؛ بر اساس رمانی از آلن لِمی، موضوعِ تعقیب انتقامجویانه و نفرتِ محور آن، مضمونی است که هالیوود بارها برای جذب مخاطب بازتولید کرده، اما زیر دستان استادانه جان فورد این موضوع با زیباییای پوشیده میشود که با تلخی انگیزهٔ شخصیت اصلی تناقض دارد. بهعنوان فیلمی مبتنی بر شخصیت، این اثر درسوارهای برای دیگر کارگردانان است، زیرا دلِ تماتیکِ فیلم در کردار ایتن ادواردز (با اجرای درخشان جان وین) نهفته است؛ مردی تلخ که با وجود کینهٔ آشکارش، بهدلیل پیچیدگیهای درونی و گسترهٔ فضای غرب آمریکایی، تماشاگر را از متنفر شدن بازمیدارد.
فیلم با نماهای درخشان از درگاههای باز آغاز و پایان مییابد؛ هر دو سکانس چنان تأثیرگذارند که نفس را در سینه حبس میکنند، اما اینها تنها لایههای بیرونیِ یک شاهکارِ بصریاند. صحنههای بسیاری در این فیلم را میتوان قابهایی دانست که وسترن کلاسیک را تعریف میکنند، و فورد محل فیلمبرداری در درهٔ یادبود (Monument Valley) را به یکی از شخصیتهای برجستهٔ فیلم بدل میسازد. تپههای مواج و سنگهای خشنی که با قرمزها و نارنجیهای سوزان و آسمانی آبی و زنده همراهی میشوند، همه شخصیتها را در اندازهای کوچک جلوه میدهند، در حالی که فورد رشتهِٔ «تمدن در برابر طبیعت» را بهخوبی میبافد. این فیلم بارها و بارها ارزش بازدید مجدد دارد؛ هر بار بینشهای تازهای دربارهٔ کالبدشکافی شخصیتها و درسهایی لطیف دربارهٔ بیتفاوتی نژادی بهدست میآید، همراه با موسیقی خاطرهانگیز مکس اشتاینر که بر غمانگیزی فیلم میافزاید.
در زمان انتشار، فیلم جوایز چندانی نبرد، شاید بهخاطرِ هستهٔ نژادپرستانهای که برخی را ناراحت کرد، یا شاید بهخاطرِ تکیهٔ فیلم بر زبان بدن و بازیهای چهرهای برای انتقال مفاهیم بهجای دیالوگ مستقیم. شاید عدهای انتظار وسترنی ساده با شلیکها و شخصیتهای سطحی داشتند. بههرحال، امروز میدانیم «جستوجوگران» در سراسر جهان مورد تحسین است و اغلب در فهرست بهترینهای سینما جای میگیرد. شاید این فیلم تنها برای کسانی است که حاضرند بارها و بارها در آن سرمایهگذاریِ تماشایی کنند؟ من تنها یک تماشاگر عادیام، اما واقعاً احساس میکنم این فیلم تجربهای بینظیر برای هر علاقهمند به سینماست؛ از نظر فنی و تماتیک همتایی اندک دارد و بیتردید یک شاهکار آمریکایی است. ۱۰ از ۱۰
---
وسترنی مبالغهشده با حضور جوانِ جفری هانتر
این فیلم محصولِ ۱۹۵۶ است و بهکارگردانی جان فورد داستان ایتن ادواردز (جان وین) را روایت میکند که پس از جنگ داخلی به مزرعهٔ برادرش در جنوبغرب بازمیگردد؛ و به همسر برادرش که مخفیانه او را دوست دارد. پس از یورش کومانچیها به مزرعه، ایتن و پسرخواندهٔ یکهشتم بومیاش (جفری هانتر) به دنبال گروه سرخپوستان میروند تا نوهٔ اسیرش را بازپس بگیرند (ناتالی وود). با گذشت زمان و همآهنگی نوه با بومیان، مشخص نیست که ایتن قصد نجات آن دختر را دارد یا میخواهد او را بکشد.
این فیلم بهعنوان یک شاهکار ستایش شده و یکی از بزرگترین وسترنها نامیده میشود، اما من «جستوجوگران» را دو بار دیدهام و هر بار ناامید شدم. موقعیتهای فیلم در درهٔ یادبود بینظیرند و بازیگران عالیاند، اما داستان خیلی چیزها را کم دارد. طرح خوب است، اما شیوهٔ روایت جذاب نیست و بنابراین حرکت داستانی کمی حس میشود. علاوه بر این، صحنهها، شخصیتها و دیالوگهایی وجود دارند که به نظر میرسد تلاشهایی برای خلق موقعیتهای طنزآمیزند که (۱) خندهدار نیستند، (۲) چون داستان اصلی یک درام/ماجراجویی جدی است، ناهنجار جلوه میکنند و (۳) بعضی شخصیتها را احمق جلوه میدهند (یادداشتی برای فیلمنامهنویسان: فقط بهخاطر زندگی در طبیعت، آدمها احمق نمیشوند).
برای من «استیجکوچ» (۱۹۳۹)، «سربازان اسبسوار» (۱۹۵۹)، «آلامو» (۱۹۶۰)، «به شمال آلاسکا» (۱۹۶۰)، «غرور واقعی» (۱۹۶۹)، «چیسام» (۱۹۷۰)، «کابویها» (۱۹۷۲) و «روستر کاگبرن» (۱۹۷۵) هر روز بهتر از این وسترن معمولیاند. حتی «کومانچِروس» (۱۹۶۱)، «ال دورادو» (۱۹۶۶)، «واگن جنگی» (۱۹۶۷)، «ریو لوبو» (۱۹۷۰)، «دزدان قطار» (۱۹۷۳) و «شوتیست» (۱۹۷۶) را هم ترجیح میدهم.
مدت فیلم ۱۱۹ دقیقه است و در آریزونا، یوتا و کلرادو فیلمبرداری شده.
نمره: C-
---
فیلمی جالب و خوشساخت، اما با فیلمنامهای ضعیف
این یکی از آن وسترنهای قدیمی است که چهرهٔ کابوی را بهعنوان نمونهٔ قهرمان عام آمریکایی تجلیل میکند، زنان را جوانانی ناتوان نشان میدهد که منتظر یک تفنگکش هستند تا از آنها محافظت کند، غرب را سرزمینی بدون قانون تصویر میکند که هرکس راه خود را میرود، و بومیان — در این مورد کومانچیها — تروریستهایی واقعی معرفی میشوند که بهخاطر جنایات پیدرپیشان مشروع است که مورد تعقیب و قتل قرار گیرند.
نمیخواهم وارد بحثِ اخلاقی یا تحلیلِ تصویری که فیلم از بومیان و زنان ارائه میدهد شوم. امروز کم نیستند کسانی که میخواهند آثار قدیمی را بازنویسی کنند یا با معیارهای «شمول» تاریخی قضاوت کنند؛ من با چنین رویکردی موافق نیستم و آن را محکوم میکنم. بنابراین این مقدمه را صرفاً بهعنوان هشداری مختصر در نظر بگیرید: این فیلم محصول دههٔ ۱۹۵۰ است و ساختهٔ افرادی با ذهنیت زمانهٔ خودشان. فیلمی معمولی بر پایهٔ نگرشهای زمانهاش است و ما حق نداریم بهطور دلخواه آن را نقد کنیم.
جان فورد در مقام کارگردان کار بسیار خوبی انجام داده و فیلمی بسیار خوشساخت ارائه کرده که عمدتاً بهخاطر جنبههای هنریاش برجسته است. فیلمبرداری ارزشِ مطالعه در هر مدرسهٔ سینمایی را دارد: نورپردازیِ باشکوه، پالت رنگی زنده و نسبتاً شاد، و استفادهٔ استادانه از دکور، لباس و لوکیشنها. دکور و لباسها نیز مناسباند و آنچه از یک وسترن انتظار داریم میدهند (البته نباید توقع دقت تاریخی بالا داشت، چون آن زمان اهمیت کمتری به آن داده میشد). علاوه بر همهٔ اینها، موسیقی قهرمانمآب فیلم نیز با فضا همساز است.
در میان بازیگران، حضور جان وین چشمگیر است. او بازیگری نیست که من از او خوشم بیاید، اما کاریزمای غیرقابلانکاری دارد و در این فیلم هم خوب ظاهر شده است. جفری هانتر هم کاری جالب ارائه میدهد، هرچند بهمراتب پایینتر از وین است؛ و از بین بازیگران زن، باید از تلاش تقریباً قهرمانانهٔ وِرا مایلز یاد کرد، در فیلمی که زیاد به شخصیتهای زن توجهی نکرده است.
مشکل اصلی فیلم در فقرِ نگارشیِ فیلمنامه است. داستان بیش از حد سرد و بیحس است، هرگز واقعاً ما را مجذوب نمیکند و بیشتر شبیه به بهانهای عظیم برای یک سواری پرحادثه و پر از زد و خورد میان بومیان و کابویها به نظر میرسد.
---
قاببندیهای تحسینبرانگیز در برابر منظرهٔ Monument Valley؛ تجربهای بسیار سینمایی. جان وین در این داستان کلاسیک که روایت مردی است که خانوادهاش بهدست کومانچیها کشته یا ربوده میشوند و جستوجوی او برای خانواده و انتقام، نقش اصلی را بازی میکند. جفری هانتر نقش «مارتین» را با مهارت و احساس قابلتوجهی ایفا میکند و وارد باند بازیگری، وارْد باند هم از دیگرانی است که از فیلمنامهٔ فرانک ناگنت بهترینِ ممکن را میگیرند. ستایشهایی که از وین و جان فورد شده، حقِ آنهاست. «دوک» در کنار جسارتِ معمولش، شفقت و احساس را نیز وارد اجرای خود میکند و فورد این فیلم ماجراجویانه را با نگاهی به انسانیترین وجوه داستان کارگردانی میکند. دوران وسترنها بهعنوان ژانری غالب گذشته است، اما بهترینهای آن هنوز در میان بهترینهای سینما ایستادهاند — و این یکی از آن آثار است.
---
وقتی از میان فیلمهای فهرست ۱۰۰ فیلم AFI عبور میکنم، «جستوجوگران» نخستین فیلمی است که واقعاً در پذیرفتنش دچار تردید شدم. علیرغم ستایش تاریخی، عناصر متعددی تماشای آن را برای من آشفتهکننده کرد.
اول و مهمتر از همه، باید به زمینهٔ تاریخی فیلم پرداخت. مانند بسیاری از فیلمهای زمان خود، «جستوجوگران» انعکاسی از نگرشهای غالب نسبت به بومیان آمریکاست. برخی ممکن است بگویند این فیلم «محصول زمانهاش» است، اما تصویرِ ارائهشده از بومیان اکنون ناراحتکننده و ناهمدلانه بهنظر میرسد. همین موضوع میتواند تماشاگر امروزی را بیگانه کند و بر تجربهٔ من سایه افکند.
حضور جان وین نفوذ زیادی بر روایت دارد. اجرای قوی او تلخیای به فیلم میافزاید که قابلچشمپوشی نیست؛ نمایش تهاجمیِ او اثری نامطلوب برجای میگذارد و همذاتپنداری با انگیزهها و اقدامات شخصیتش را دشوار میکند. با آگاهیهایی که از خودِ وین داریم، جدا کردن او از نقشی که بازی میکند نیز سخت است.
مانند بسیاری از وسترنهای کلاسیک، بومیان اغلب بهصورت «وحشی» و پرخشونت تصویر شدهاند. تفاوتِ قابلتوجه این فیلم این است که شخصیتهای سفیدپوست نیز به همان اندازه بیرحم نشان داده میشوند؛ این توازن در نمایش شخصیتها وجهی متفاوت به روایت میبخشد و بر عمق داستان میافزاید.
از نظر بصری، «جستوجوگران» خیرهکننده است. فیلمبرداریِ جان فورد و ویِنتون هاج چشمگیر است؛ مناظر گسترده و قاببندیهای دقیق که غرب وحشی را با زیبایی میگیرند. این صحنهها نقطهٔ قوت فیلماند و نشاندهندهٔ استعداد فورد در ترکیببندی و رنگآمیزیاند. تصاویر بهتنهایی تأثیری پایدار میگذارند.
اما فیلم فقط با مناظر زیبا معنا پیدا نمیکند. داستان و تعاملات شخصیتی برایم جذاب نبودند. فراتر از جنبههای زیباییشناختی، در بیش از دو ساعتِ مدت فیلم نتوانستم جذب آن شوم. هرچند خیرهکننده، صحنههای دیدنی فیلم نتوانست کمبود عمق در شخصیتها و کندیِ ریتم داستان را جبران کند و من در پایان منتظر خاتمهاش ماندم.
آیا «جستوجوگران» باید در فهرست AFI باشد؟ فورد آثار دیگری در آن فهرست دارد، مانند «خوشههای خشم» که بهنظرم اثرات عمیقتری هستند. بنابراین برای من پاسخ منفی است. هرچند فیلم در جنبههای بصری شایستگیهایی دارد، ناراحتیای که ایجاد میکند و تصویر نامحترمانهاش از بومیان آمریکایی، انتخاب آن را برای چنین فهرستی محل تردید میسازد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران