یک مهاجر سودانی زمانی که وارد خاک آمریکا می شود و در شهر کانزاس ساکن می شود، تلاش و تقابلش با اداره کار و نماینده اش اتفاقاتی را برایش به همراه دارد که …
یک مهاجر سودانی زمانی که وارد خاک آمریکا می شود و در شهر کانزاس ساکن می شود، تلاش و تقابلش با اداره کار و نماینده اش اتفاقاتی را برایش به همراه دارد که …
کوچ و مهاجرت برای پرندگان و حیوانات میلیونها سال بخشی از زندگی بوده است؛ جابهجایی بین فصول و دوری از طبیعت خشن برای داشتن شرایطی راحتتر. این روند هنوز در بسیاری از نقاط دنیا ادامه دارد، مگر میان انسانها که بعضیها فکر کردند بس است، بمانیم و با مشکلات روبهرو شویم — از دلِ همینها تمدن شکل گرفت. کسانی که ماندند در جاهای مختلف، نژادها،...
کوچ و مهاجرت برای پرندگان و حیوانات میلیونها سال بخشی از زندگی بوده است؛ جابهجایی بین فصول و دوری از طبیعت خشن برای داشتن شرایطی راحتتر. این روند هنوز در بسیاری از نقاط دنیا ادامه دارد، مگر میان انسانها که بعضیها فکر کردند بس است، بمانیم و با مشکلات روبهرو شویم — از دلِ همینها تمدن شکل گرفت. کسانی که ماندند در جاهای مختلف، نژادها، فرهنگها و زبانهای متفاوتی پدید آوردند و مرزها کشیده شد. آدمهای گوناگون باید کنار هم زندگی کنند؛ وقتی اختلافی پیش میآید، ضعیفترها مجبور به عقبنشینی میشوند، اما به کجا؟
این مقدمه را گفتم تا یادآوری کنم چقدر راه آمدهایم. امروز برای سفر به قارهای دیگر باید از هزار و یک رسمی بگذری؛ ویزا، گذرنامه، بازرسیهای امنیتی، بررسی سوابق، معاینات پزشکی برای بیماریهای واگیردار، اسکن بدنی برای جلوگیری از قاچاق، تعیین هدف سفر و... بعضی وقتها بهتر است به پرندهای تبدیل شوی و پر بکشی تا از این همه مراحل عبور کنی. به همین دلیل من خودم را ملیگرا نمیدانم و شهروند کره زمین مینامم؛ دیدگاهم با بعضیها در چند مناسبت بحثبرانگیز شده است.
فیلم از «بچههای گمشده سودان» الهام گرفته است؛ داستان واقعی چهار جوان سودانی که پس از کشتار بزرگانشان در حملهای به روستایشان، گرد هم میآیند تا فرار کنند. آنها در کمپ پناهجویان در کنیا زندگی میکنند و به دنبال فرصتی برای زندگی بهتراند. فرصت بهدست میآید، اما سختیها ادامه دارد: سازگاری با محیط جدید و یافتن کار مناسب. روندی از جایی به سرزمینی که برابرِ رؤیاهاست، اما آنها خوابِ خاصی ندارند؛ تنها چیزی که میخواهند، زندگی عادی و آرام هر جا است. در سوی دیگر، قوانین و مقررات جدید مثل سایهای بر سرشان سنگینی میکند، چیزهایی که پیش از این ندیده و تجربه نکردهاند.
«ما در کنار همدیگر نیرو یافتیم، اما امیدمان برای ترک کردن در حال کمرنگ شدن بود.»
بیشک داستان الهامبخش است. برای معنای عنوان باید تا آخرین لحظه صبر کنید؛ بسیاری از داستانهای بزرگ تاریخ با فداکاری آغاز یا به آن ختم شدهاند. آن صحنهٔ مؤثر واقعاً قلبانگیز بود — تصور میکنم در دنیای واقعی چقدر سخت میبود. شاید حرفم را دقیق نفهمید، ولی سعی میکنم از لوث کردن داستان بپرهیزم. تم مشابهی را از زاویهای دیگر در فیلم «ماشین گان پریچر» با بازی جرارد باتلر دیدهایم؛ دربارهٔ همان جنگ، ولی در بستر مکانی متفاوت. تفاوت اصلی این است که این فیلم، قصهٔ قهرمانانهای که یک مرد سفیدپوست برای آفریقاییهای بیگناه میجنگد، نیست. حدود ۲۰۰۰۰ کودک در اثر جنگ داخلی تقریباً ۲۵ ساله یتیم یا آواره شدند؛ نویسنده از میان هزاران داستان یکی را انتخاب کرده و از دلِ آن «زندگی خوب» را ساخته است — قصهای سرشار از تمامیتِ اخلاقی.
کارگردان پیش از این فیلم نامزد اسکار برای فیلم خارجی «آقای لازار» بود؛ از آثار کانادایی مورد علاقهام. جهش به هالیوود سبک فیلمسازی او را چندان تغییر نداد. فیلم تا حدی حال و هوای مستند-درام دارد، اما مستند نیست. در مجموع، فیلم آمریکاییای شده که امروز چیزی در آن کم است: واقعیت و صداقتِ دراماتیک بیشتر از تمرکز صرف بر شخصیتها. حضور ریز ویترسپون بر روایت تأثیر سوگیرانهای نداشت؛ روایت از منظر جانبداری شخصیتی پیش نمیرود. این فیلم قطعاً ارزش تماشا دارد، بهویژه اگر دنبال تجربهای فراتر از صرف سرگرمی باشید.
۸٫۵ از ۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران