جفت دوقلوها جولیا و سارا (هر دو نقش را بلن روئدا بازی میکند) از بیماری چشمی تخریبی رنج میبرند که بیناییشان را میرباید؛ سارا بیناییاش را کاملاً از دست داده و نوبت جولیا هم دیر یا زود فرا میرسد. فیلم با مرگ سارا که ظاهراً در خانهاش تهدید شده و سپس خودکشیاش به شکل آویختن از طناب آغاز میشود. با اینحال جزئیات مرگ سارا برای...
جفت دوقلوها جولیا و سارا (هر دو نقش را بلن روئدا بازی میکند) از بیماری چشمی تخریبی رنج میبرند که بیناییشان را میرباید؛ سارا بیناییاش را کاملاً از دست داده و نوبت جولیا هم دیر یا زود فرا میرسد. فیلم با مرگ سارا که ظاهراً در خانهاش تهدید شده و سپس خودکشیاش به شکل آویختن از طناب آغاز میشود. با اینحال جزئیات مرگ سارا برای جولیا جور درنمیآید: چرا سارا خودکشی کرده؟ او قرار بود تحت عمل جراحی بازیابی بینایی قرار بگیرد و تازه با کسی آشنا شده بود. جولیا و همسرش ایزاک (لوئیس هومار) به تحقیق میپردازند، اما زمان به سرعت در حال تمام شدن است: ممکن است سارا به قتل رسیده باشد، خطر حالا به سمت جولیا برمیگردد و استرس این ماجرا بینایی باقیمانده جولیا را هرچه بیشتر میبلعد…
ایدههای درخشان زیادی در فیلم وجود دارد که برجستهترین آنها موضوع نابینایی و ترس برانگیخته از آن است. قهرمانه میداند زمان کمی برای استفاده از بیناییاش باقی مانده و رنجِ او (و همسرش) از فقدان دید کاملاً ملموس است. فیلم از ترس معمولی ناشی از نابینایی فراتر میرود و این زنِ در حال از دست دادن بینایی را در نبردی مرگ و زندگی قرار میدهد تا بفهمد چه بلایی بر سر خواهرش آمده و مانع وقوع آن برای خودش شود. خیلی از فیلمهای ترسناک نمیتوانند شخصیت اصلی را در چنین وضعیت آسیبپذیر و دلهرهآوری قرار دهند.
کمتر فیلمی را میتوان یافت که بلن روئدا در آن چنان محوریت و استحکام بخشد. اجرای روئدا فوقالعاده است؛ گاه آسیبپذیر، گاه دلشکسته، گاه وحشتزده و در عین حال پر از عزم فولادی. او و هومار شیمی گرم و باورپذیری دارند که رابطهٔ زوجی گرفتار در سایهٔ بیماری را قابللمس میکند. آیا او او را در زمانی که نابینا شود دوست خواهد داشت؟ آیا او را ترک خواهد کرد؟ ایزاک از نگرانی و اضطراب فروپاشی بینایی همسرش رنج میبرد و جولیا از روی احساس گناه مجبور است حقیقت را کشف کند، حتی اگر قیمت آن خیلی سنگین باشد.
فیلم خود اثری استادانه از تنش و سبک است و تصویربرداری زیبای اسکار فورا به آن جلوهای چشمگیر داده است. یکی از مؤلفههای میانی فیلم که کارگردان گویلم مورالس بهکار میگیرد بسیار هوشمندانه، آزاردهنده و درعینحال وحشتناک مؤثر است. فیلم بهجای تکیه بر خونریزی و جلوههای خشونتآمیز زیاد، از ترس خاموش وضعیت جولیا بیشترین بهره را میبرد.
چند گرهٔ داستانی در سطح ایدهای بلندپروازانهاند که شاید بعد از تماشای فیلم کمی ابرو بالا برده شود، اما وقتی فیلم تا این حد با ظرافت ساخته شده، ترسناک و مؤثر است، این موارد به چشم نمیآیند. اگر تا پایانِ پایانی پرتنش و جهنمیِ فیلم روی لبهٔ صندلیتان ننشستهاید، شاید نیاز به مراقبت پزشکی داشته باشید. فیلم ترکیبی از معمایی، تریلر، وحشت و مطالعهٔ شخصیت است؛ همهٔ این عناصر در قالب تجربهای سینمایی گیراتر گرد هم آمدهاند که ترسهایی از سادهترین تا اغراقشدهترین را برمیانگیزد.
فیلم برای افراد حساس مناسب نیست — سوزنها، چشمها، بیمارستانها؛ تصویرهای پزشکیِ آشنا و ناخوشایند در فیلم کم نیستند. در نهایت محصولی ترکیبی و نه چندان بدیع بهدست آمده، اما کارگردانی محکم در سکانسهای پایانی و اجرای پراضطراب بلن روئدا فیلم را بسیار تأثیرگذار کرده است. از دیدگاه من این فیلم لذتبخش بود و بار دیگر نشان میدهد که این روزها بهترین آثار ژانر وحشت به زبان اسپانیایی ساخته میشوند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران