ادوارد "جانی دپ” مخلوق دانشمند گوشه گیری است که به جای دست برای وی قیچی های برنده ای کار گذاشته است. وی قبل از تکمیل ادوارد میمیرد. زنی که به شغل ویزیتوری لوازم آرایش مشغول هست به امید فروختن لوازم آرایشی به درون قصر دانشمند پا میگذارد و به طور اتفاقی ادوارد را پیدا میکند و او را با خود به شهر میبرد و ...
ادوارد "جانی دپ” مخلوق دانشمند گوشه گیری است که به جای دست برای وی قیچی های برنده ای کار گذاشته است. وی قبل از تکمیل ادوارد میمیرد. زنی که به شغل ویزیتوری لوازم آرایش مشغول هست به امید فروختن لوازم آرایشی به درون قصر دانشمند پا میگذارد و به طور اتفاقی ادوارد را پیدا میکند و او را با خود به شهر میبرد و ...
داستان هیولای فرانکنشتاین را بگیرید، خالقِ نفرتانگیز را حذف کنید و گلهای دخترک را با یک حومهٔ روشن و پاستلیِ دوران ریگان جایگزین کنید. شاید این فیلم مورد علاقهٔ من در آثار تیم برتون نباشد، اما بهنظرم بهترین تصویر از سبک و دغدغههای داستانی اوست.
خیلی لذتبخش است.
جالب است که چطور چیزها را در ذهنمان تصویر میکنیم. نام «ادوارد دستقیچی» را شنیده بودم اما واقعاً چیز...
داستان هیولای فرانکنشتاین را بگیرید، خالقِ نفرتانگیز را حذف کنید و گلهای دخترک را با یک حومهٔ روشن و پاستلیِ دوران ریگان جایگزین کنید. شاید این فیلم مورد علاقهٔ من در آثار تیم برتون نباشد، اما بهنظرم بهترین تصویر از سبک و دغدغههای داستانی اوست.
خیلی لذتبخش است.
جالب است که چطور چیزها را در ذهنمان تصویر میکنیم. نام «ادوارد دستقیچی» را شنیده بودم اما واقعاً چیز زیادی دربارهٔ آن نمیدانستم؛ مثلاً انتظار داشتم فیلم خیلی تاریک باشد — احتمالاً فقط بر اساس پوسترها. اما فیلم از آنچه فکر میکردم شادتر و بامزهتر است، که به نفعش تمام میشود.
کمی دلم میخواست مسیر تاریکتر یا خلاقانهتری را دنبال میکردند و صرفاً به نوآوریِ دستقیچی بودن اکتفا نمیکردند؛ هرچند انصافاً به جنبههای عمیقتر هم میپردازد. با این حال دیدن پیشروی داستان برایم سرگرمکننده بود؛ عجیب و شگفتانگیز.
جانی دپ بازیگر بسیار خوبی است و اینجا عمدتاً با بیان صورت و زبان بدنش تأثیرگذار است. حضور وینونا رایدر هم جالب است — او را اخیراً در «استرینجر تینگز» دوست داشتم. آلن آرکین و آنتونی مایکل هال نیز در فیلم ظاهر میشوند.
از نظر بصری هم فیلم جذاب است، همانطور که از تیم برتون انتظار میرود. ردپای طراحی هنریِ بو ولش در آن دیده میشود و محله یادآورِ آن چیزی است که ولش برای «گربهای با کلاه» خلق کرد — فیلمی که من واقعاً از آن لذت بردم.
بدون شک ارزش دیدن دارد.
این فیلم را دوست دارم؛ شبیهِ فرِدی کروگر اما نه بهصورت شرور. با این حال پایان میتوانست بهتر باشد.
وینسنت پریس تمام عمر خود را صرف ساختن اثری از سرِ عشق کرد — «پسری» مصنوعی که تنها چیزی که نداشت دست بود — و برای مدتی دو جفت قیچی موقتی به او میبخشد. افسوس که سازنده پیش از آنکه بتواند این نقص را برطرف کند میمیرد و بنابراین «ادوارد» (با بازی جانی دپ) در قلعهٔ بلند و تنهایش باقی میماند. تا اینکه پِگِ مهربان (دایان ویست) او را زیر پر و بال خود میگیرد، او را به دوستانش معرفی میکند — از جمله کیم (وینونا رایدر) — و همه درمییابند که ادوارد توانایی خارقالعادهای در آرایش بوتهها (و آرایش مو) دارد. خیلی زود او مد روز و حرفِ شهر میشود؛ اما همیشه غریبه و نامتناسب باقی میماند، و وقتی حادثهای رخ میدهد — در اینجا سرقتی که به او نسبت داده میشود — دوستان سستعنصرش فورا علیهاش موضع میگیرند. این قصهٔ تأثیرگذار دربارهٔ معصومیت و انسانیت است؛ دپ نقش خود را با ظرافت، لطافت و طنز ایفا میکند، و نیمساعت پایانی فیلم نکوهشی قوی نسبت به بیتوجهی و خودخواهی است که هنوز هم معنای خود را حفظ کرده است. مانند بسیاری از قصههای افسانهای، ریشهای اخلاقی دارد و تیم برتون در ارائهٔ یک تمثیل مدرن، دقیق و لذتبخش موفق عمل میکند — فیلمی که هم میخنداند، هم لبخند میآورد و هم با احساس شرمساری مخاطب را تکان میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران