دختری به نام «نیکیتا» (پاریلو) در جریان سرقت مسلحانه از یک داروخانه، افسر پلیسی را می کشد و به سی سال زندان محکوم می شود. با شروع دوره ی محکومیتش، یک مأمور مخفی دولت به او پیشنهاد می کند تا به عنوان تروریست حرفه ای با آنان همکاری کند. «نیکیتا» می پذیرد و پس از گذراندن دوره های آموزشی در زندان، با هویتی تازه آزاد می شود...
دختری به نام «نیکیتا» (پاریلو) در جریان سرقت مسلحانه از یک داروخانه، افسر پلیسی را می کشد و به سی سال زندان محکوم می شود. با شروع دوره ی محکومیتش، یک مأمور مخفی دولت به او پیشنهاد می کند تا به عنوان تروریست حرفه ای با آنان همکاری کند. «نیکیتا» می پذیرد و پس از گذراندن دوره های آموزشی در زندان، با هویتی تازه آزاد می شود...
وقتی فیلم در سینما اکران شد، بهدلیل علاقهام به بریجیت فوندا فیلم «Point of No Return» را دیدم؛ از آن خوشم آمد اما نمیدانستم بر اساس فیلمِ بسون ساخته شده است. کارِ بدهم برای من قابلقبول بود، اما چیز خاصی نبود. طی سالها فیلمهای بسون را که دیده بودم خیلی دوست داشتم (مثل «لئون: حرفهای»، «پنجمین عنصر»، «خانواده» و «لوسی») و تصمیم گرفتم کلاسیکِ او...
وقتی فیلم در سینما اکران شد، بهدلیل علاقهام به بریجیت فوندا فیلم «Point of No Return» را دیدم؛ از آن خوشم آمد اما نمیدانستم بر اساس فیلمِ بسون ساخته شده است. کارِ بدهم برای من قابلقبول بود، اما چیز خاصی نبود. طی سالها فیلمهای بسون را که دیده بودم خیلی دوست داشتم (مثل «لئون: حرفهای»، «پنجمین عنصر»، «خانواده» و «لوسی») و تصمیم گرفتم کلاسیکِ او را ببینم. خوشم میآید که بسون همیشه در نگارش مشارکت دارد و نقش کوچک اما دقیق و باشکوهی که برای اسطورهٔ بازیگری ژان مورو نوشته، عملاً خلاصهای از همهٔ شکوهی است که او تا به حال به پرده آورده است. بسون حس خوبی نسبت به ژانرهایی که میسازد دارد — او روی نقاط قوتش مانور میدهد و از پایبندی به دیدگاهش نمیترسد (مثلاً از انتخاب پایانِ فیلمِ او خوشحالم). دو ویژگی اضافی که در نسخهٔ DVD من بود — توضیحاتی دربارهٔ ساخت فیلم و انتخابهای صوتی توسط آهنگساز اریک سِرا — هم آگاهکننده بودند و هم سرگرمکننده و ارزش افزوده قابلتوجهی ایجاد کردند. به کسانی که وقتی اسم لوک را میشنوند فقط «پنجمین عنصر» به ذهنشان میآید توصیه میکنم این فیلم را ببینند — تجربهٔ لذتبخشی خواهد بود.
یکی از چشمگیرترین آثارِ لوک بسون
این شاید یکی از ماندگارترین آثار سینمایی لوک بسون باشد؛ کارگردانی که موافق همه نیست اما استعدادِ انکارناپذیری دارد. داستان حولِ دختری یاغی میچرخد که در جنایتی و مرگ یک مأمور پلیس دست دارد. دستگیر میشود؛ کاملاً خارج از کنترل بهنظر میرسد، خشونتگراست و ظاهراً از همهای که با او حرف میزنند متنفر است. آنچه بعد اتفاق میافتد شاید ناموفقترین پیچشِ داستانیِ فیلم باشد: کسی ایدهٔ جعل مرگ او در زندان را مطرح میکند و بدون رضایت او او را به مرکزی آموزشی برای جاسوسی میفرستند که توسط دولت فرانسه اداره میشود. در موقعیتی که راه برگشت نیست، چارهای جز تبدیل شدن به یک آدمکش آموزشدیده ندارد.
فیلم تا حدود زیادی خوب است، اگر نیمساعتِ اول را که تا حدی سورئال است و وقایع آن کمعمق روایت شده، نادیده بگیریم. لوک بسون که هم نویسنده و هم کارگردان است، در کلیت کار خوب عمل کرده، اما نتوانسته جوانی را طوری در موقعیت بگذارد که واقعاً مجبور شود یک جاسوس حرفهای شود. علاوه بر این، چرا او؟ چه چیزی در او ویژه بود که برای مأموریتی حساس و نیازمند خونسردیِ کامل بهزور انتخاب شد؟ به هر حال، از لحظهای که این تصمیم گرفته میشود، فیلم روان میشود و تا پایان با سهولت ادامه مییابد.
آن پاریوود بازی قابلقبولی در نقش دارد و آنچه لازم بود به نقش داد، اما اصلاً زن جذاب یا شهوانیای نیست، چیزی که فیلم سعی دارد به بیننده بفروشد و هر جا بتواند او را با لباس کم نشان میدهد. ژان رنو علیرغم کوتاه بودن نقش، کار خوبی انجام میدهد و گویی پیشنمایشی برای آنچه بعداً در «لئون» انجام داد، است. مارک دورِت و پاتریک فونتانا هم دو بازیگرِ اصلی را با جدیت و تعهد مناسب ایفا کردند. از نظر فنی، جلوهها را میتوانم مؤدبانه اما مؤثر توصیف کنم و انتخاب لوکیشنها و طراحان صحنه را قابلتوجه یافتم. شخصاً از موسیقی متن خوشم نیامد، اما این مسئله در دیگر آثار بسون هم دیده میشود؛ بهنظر میرسد کارگردان سلیقهٔ خاصی در موسیقیهایی دارد که گاه یادآور فیلمهای اروتیک ارزانقیمتاند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران