THE ZOOKEEPER
دانمارک/انگلیس/جمهوری چک/هلند، 2001
«سَرَداری باغوحش» فیلمی است کمتوجه گرفتهشده که دربارهٔ پشیمانی تلخ و رستگاری غیرمنتظره روایت میکند؛ روایتی ساده و سختگیرانه. ساختهٔ 2001 با اجرای درخشان سم نیل در نقش لودویک، مردی که زمانی از ایمانداران واقعی حزب کمونیست بود و اکنون نگهدار باغوحش شهری در کشوری نامعلوم در اروپای شرقی است — کشوری جنگزده که پس از سقوط دیوار برلین و فروپاشی یوگسلاوی...
THE ZOOKEEPER
دانمارک/انگلیس/جمهوری چک/هلند، 2001
«سَرَداری باغوحش» فیلمی است کمتوجه گرفتهشده که دربارهٔ پشیمانی تلخ و رستگاری غیرمنتظره روایت میکند؛ روایتی ساده و سختگیرانه. ساختهٔ 2001 با اجرای درخشان سم نیل در نقش لودویک، مردی که زمانی از ایمانداران واقعی حزب کمونیست بود و اکنون نگهدار باغوحش شهری در کشوری نامعلوم در اروپای شرقی است — کشوری جنگزده که پس از سقوط دیوار برلین و فروپاشی یوگسلاوی دچار هرجومرج شده است. انزوای خودخواستهٔ او عمیقتر میشود وقتی شهر تخلیه میشود و او تنها با حیوانات و دامپزشکی عجیب (اُم پوری) که بهخاطر قومیت خود در موقعیتی نامساعد قرار دارد، میماند.
در آغاز فیلم ببر از ترس صدای بمباران جان میدهد و لودویک از نامهای که دخترش از پاریس برایش فرستاده، به اشک و خشم میافتد. وقتی دستور تخلیه صادر میشود، او داوطلب میماند تا حیوانات را تغذیه کند و در صورت لزوم دربارهٔ اینکه کدام حیوانات باید برای ادامهٔ حیات دیگران فدا شوند تصمیم بگیرد. این عنصر، همچون جنبههای دیگر فیلم، استعارهای است از آنچه در پیرامون او میگذرد؛ گروهها به نام «رسیدگی» بر ضعیفترها چیره میشوند. این وضعیت در شخصیت دراگوو (اولریش تومن) که فرماندهٔ گروهی سرگردان از سربازان است و با لبخندی گسترده و اطمینانی آفتابی لودویک را تحت سلطه درمیآورد، بهخوبی نشان داده میشود.
لودویک مینوشد، لبخند میزند، خشمگین میشود و با بیتفاوتی آنچه رخ میدهد را میپذیرد، در حالی که در دفترچهٔ خاطراتش واژگانی سرشار از درد و عشق مینویسد. تماشاگر کمکم بقایای آخرین ذرههای انسانیت لودویک را میبیند، زمانی که زویگ (یاور لوزنیکا)، کودکی که بهزحمت از قتل پدر و مردان دهکدهاش جان بهدر برده، و مادر او آنکیچا (جینا مککی) — که از تجاوزها و ضربوشتمهای سازمانیافته جان سالم بهدر برده — را میپذیرد. هر دوی آنها از لودویک نیز سرگشتهترند و این موقعیتِ تاثیرگذار روبهروییِ لودویک با همنوعانش را رقم میزند. اجرای مککی و لوزنیکا دلخراش و ماندگار است؛ او با یأسِ تعقیبشده و او با سردیای که با سن و سالش نامتناسب است. این خاموشی احساسی تیز و دردناک است.
نیل نیز به همان اندازه ظریف بازی میکند، هرچند نقش او اجازهٔ خشمورزی را به او میدهد. در هر انتخابی که میکند نوعی خودداریِ آگاهانه دیده میشود؛ نخواستنِ سپردنِ کاملِ احساساتِ نرم یا خشمناک به جریان آزاد. او از ترسی محتاطانه میپرهیزد که مبادا با رها شدنِ آن احساسات، چه میتواند سر بزند. این اجرا تلخ و بیهیاهوست؛ تملقآمیز نیست بلکه تماشاگر را وادار میکند تا سنگینی آنچه لودویک سالها تحمل و انباشت کرده حس کند و نسبت به ناتوانی او در پردازشِ درد یا درخواست کمک همدلی بورزد. نیل هرگز حرکت پیشبینیشده را انجام نمیدهد و هرگز ناامیدکننده نیست.
در نسخهٔ خانگی فیلم بخش پشتصحنهای وجود دارد. همنویسندهٔ فیلمنامه، متیوبیشاپ، الهامگیریِ واقعیِ خود برای داستان را شرح میدهد و کارگردان و همنویسنده، رالف زیمن، دیدگاهش را دربارهٔ آوردنِ این قصه به پردهٔ سینما و فرصتِ نگریستن به درونِ روحِ یک انسان بازگو میکند. بازیگران نیز دربارهٔ نقشهایشان صحبت میکنند، اما بخشِ قابلتوجهی از نگاهِ پشتصحنه به چگونگیِ گنجاندن حیوانات — میمونها، فیلها، گرگها و هر دو شیر و ببر — در فیلم معطوف است. آموزش حیوانات نتیجه داده و حالا فیلها واقعاً انگار با نیل حرف میزنند و میمونی کاپوچین نیز گویی پیوند حقیقیای با او برقرار کرده و همچون دوستی قدیمی با او رم میزند و دوروبرش میدود.
«سَرَداری باغوحش» فیلمی ماندگار و روحزُداست، با کارگردانیای برجسته و فیلمبرداریای که زیباییِ سخت و خشنی را به نمایش میگذارد؛ رنگهایی بهسفیدیِ محو که بهسانِ احساساتِ شخصیتها رنگپریدهاند. سکوتِ میانِ انفجارها — چه نظامی و چه عاطفی — تنشی درنده و انعکاسدهندهٔ زمانهای است که فیلم در آن رخ میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران