جاستین دختر جوان گیاهخواری می باشد که به یک مدرسه دامپزشکی رفته است. او پس از اطلاع از اصول مرموز آنجا و شرکت در یک مراسم عجیب گوشت خواری، شروع به تجربهی عواقبی وحشتناک و غیرمنتظره میکند...
جاستین دختر جوان گیاهخواری می باشد که به یک مدرسه دامپزشکی رفته است. او پس از اطلاع از اصول مرموز آنجا و شرکت در یک مراسم عجیب گوشت خواری، شروع به تجربهی عواقبی وحشتناک و غیرمنتظره میکند...
«در حالی که فیلمسازان و تماشاگران اغلب از بهکار بردن آن «کلمهی دیگر» روی پرده سینما منزجر میشوند، جولیا دوکورنو، فیلمنامهنویس و کارگردان، و بازیگر بیپرواش گَرانس مارییه، بیپروا خود را با دندان به درون این فیلم ترسناکِ گاهبهگاه درخشان و کاننیبال پرتاب کردهاند...»
سکس، مواد مخدر و راکاند رول. چه چیز دیگری در فیلمهای «بلوغِ مخرب» لازم دارید؟ آدمخواری؟ مشکلی نیست. «راو» همه چیز را...
«در حالی که فیلمسازان و تماشاگران اغلب از بهکار بردن آن «کلمهی دیگر» روی پرده سینما منزجر میشوند، جولیا دوکورنو، فیلمنامهنویس و کارگردان، و بازیگر بیپرواش گَرانس مارییه، بیپروا خود را با دندان به درون این فیلم ترسناکِ گاهبهگاه درخشان و کاننیبال پرتاب کردهاند...»
سکس، مواد مخدر و راکاند رول. چه چیز دیگری در فیلمهای «بلوغِ مخرب» لازم دارید؟ آدمخواری؟ مشکلی نیست. «راو» همه چیز را فراهم کرده است.
امتیاز نهایی: ۳.۵ از ۵ — خیلی خوشم آمد. قویاً توصیه میکنم وقتش را اختصاص دهید.
اشتیاقی افراطی برای خون و گوشت!
کاملاً غیرمنتظره بود. من هیچ ایدهای نداشتم که قرار است چه ببینم. معمولاً قبل از زدن دکمهی پخش، کمی دربارهی فیلم تحقیق میکنم؛ اینبار نمیدانستم حتی فرانسوی یا ترسناک است. البته از نوع مرسومِ «ترسناک» نبود. با دیدن چینش اولیه فکر میکردم قرار است دربارهی یک دانشجوی سال اول دامپزشکی باشد، اما اتفاقات عجیب پیش رفت. شبیه آن حس ناآرامیای که دههها پیش در جوانی داشتم از فیلمهایی که آگاهانه ناراحتکنندهاند، اینجا هم کاملاً واقعی بود. از نظر محتوا از آن چیزها خوشم نیامد، اما فیلم اگر هدفش ایجاد همین احساس بوده—در این هدف موفق بود.
عنوان فیلم دقیقا با محتوا سازگار بود. از طرف دیگر، فکر میکردم فیلم دارد به گیاهخواری میخندد. معمولاً تعداد زیادی گیاهخوار در اروپا نیست، اما موضوع فیلم عجیب بود: کسی که تا آن لحظه هرگز گوشت نخورده و ناگهان وقتی این عادت جدید را شروع میکند، همهچیز از کنترل خارج میشود. این موضوع فقط یک نفر نبود، بلکه دو نفر از یک خانواده را درگیر میکرد. چیزی واضح بود: آنها تفاوتها را نمیدانستند چون هرگز با این شرایط مواجه نشده بودند.
جاستین آماده است تا به همراه خواهرش دورهی دامپزشکی را بگذراند. از خانوادهای کاملاً گیاهخوار آمده و باید از برخی سنتهای دانشگاه عبور کند. از همان ابتدا اوضاع برایش خوب پیش نمیرود؛ سلامت و بدنش تحت تأثیر قرار میگیرد. تغییرات شدیدی در مدت کوتاهی رخ میدهد و او را به اشتیاقی غیرقابل کنترل سوق میدهد. سپس در یک حادثهی تصادفی اوضاع بدتر میشود و نهایتاً تنشی بین خواهران شکل میگیرد که آنها را به مسیرهای غیرمنتظرهای میکشاند و با رویدادهای آزاردهندهای پایان کار آشکار میشود.
«جانوری که گوشت انسان را چشیده باشد دیگر امن نیست.»
فیلمهای مشابه زیادی دیدهام، اما این یکی از همهی آنها متمایز بود. نمیگویم شاهکار است، اما همهچیز را دقیقاً آنطور که میخواستند درست انجام دادهاند. طبیعتاً این فیلم برای بزرگسالان است و همهی بزرگسالان هم از دیدنش بیتنفر باقی نمیمانند؛ بعضی نقدها میگویند مردم وسط فیلم سالن را ترک کردند. تماشا کردنش چالشبرانگیز است. ممکن است فکر کنید برای یک اجرای سینمایی ساده اغراق میکنم، اما این همان تجربهای است که داشتم؛ فقط وقتی خودتان امتحان کنید شاید درک کنید.
داستان هرچه جلو میرود کمی گیجکننده میشود؛ مثلاً معلوم نیست قصه در چه جهانی میگذرد، چون به نظر میرسد هیچکس از آنچه بر جاستین میگذرد چندان اهمیتی نمیدهد. اساتید کجا بودند؟ پرسشهای زیادی باقی میماند. فقط همین است: یک چشمانداز تخیلی که «اگر»ی را به شکلی ناپسندتر مطرح میکند. اگر دقیق تحلیل کنید، مسأله اصلی همان آدمخواری است — نه صرفاً هوس ناگهانی خوردن گوشت. به همین خاطر نوشتن، کارگردانی و بازیها را تحسین میکنم، اما قطعاً از جنس من نیست؛ احتمالاً برای بسیاری از شما هم همینطور خواهد بود.
پس این فیلم برای همه نیست، فقط برای بینندگان گزیده. فیلمها میتوانند هر چیز باشند؛ وظیفهی ما این است که تشخیص دهیم دوستش داشتهایم یا نه. سازندگان میدانستند که چه میکنند و چه موضوعی را برای فیلمشان انتخاب کردهاند. فیلمهایی از این دست معمولاً سر و صدا میکنند و میان منتقدان و تماشاگران بحثبرانگیز میشوند. نمیدانم چه معیاری باید برای تصمیم گرفتن به تماشا انتخاب شود، چون این اثر نه صرفاً سرگرمی است، نه کاملاً هنر و نه صرف پیام؛ با این حال به نظرم ارزش دیدن دارد — فقط از قبل بدانید قرار است چه ببینید.
امتیاز: ۶/۱۰
مدتها بود میخواستم این فیلم را ببینم و ناامیدم نکرد. تصویربرداری زیباست. برای کمدلان مناسب نیست؛ همسرم در چند صحنه خیلی مشکل داشت. تاحدودی «چَختگی صرف برای چَختگی» دارد، اما من از هر دقیقهاش لذت بردم.
«جاستین» (گرانس مارییه) دختر جوان و نسبتاً مقاومی است که گیاهخوار است و تازه وارد دانشکدهی دامپزشکی شده؛ وقتی خواهر محبوبترش «الکس» (الا رومف) او را به خوردن کبد خرِ خام وادار میکند، بدیهیست که حالت تهوع پیدا میکند! اما این فقط شروع مشکلاتش است: هماتاقی جدیدش «آدرین» (رباط نیت اوفلّا)، پسری همجنسگرا و سرزنده است و هفتهی اول آنها پر از آزارهای سنتی دانشجویی به دست «بزرگترها» خواهد بود. او جوش زشتی میزند که برایش پمادی میزنند، اما آن جوش نشانهی چیزی خیلی نگرانکنندهتر است. او ذائقهاش به گوشت را پیدا میکند — و پختن گوشت به نظر اختیاری میآید. این چیزی فراتر از هوس است؛ بیایید بگوییم که او برای تهیهی غذا به سوپرمارکت نیاز ندارد. چه بر سر او آمده و آیا تنها کسی در این مدرسه است که میخواهد از بیماران بخورد؟
مارییه در اوج توانایی است و این جشنِ خاکآلودِ خونین را جذابتر و هولناکتر میکند. شخصیتش روزبهروز بیشتر برای تغذیه تلاش میکند، سپس از کارهایی که انجام میدهد احساس شرم میکند و کمکم دارد دیوانه میشود! همهچیز با طعنه و کمی خشونت بصری گرافیکگونه و البته شوخطبعی جنسی ارائه میشود — بهویژه از سوی آدرینِ مطمئن که احتمالاً نمیداند زندگی با هماتاقی جدیدش چقدر ناپایدار خواهد شد. فیلم بهویژه ترسناک نیست؛ بیشتر خندهدار از وحشتناک است و برداشت لذتبخشی از ژانر اسلشرِ دانشجویی ارائه میدهد که پر از افکتهای ویژه و ناسزای بیپایان نیست و صرفاً سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران