دکتر استرنج با یک دختر نوجوان مرموز از رویاهایش که می تواند در چند جهان سفر کند، تیم می کند تا با تهدیدهای متعدد، از جمله نسخه های جهان دیگر که تهدید می کند میلیون ها نفر را در سراسر جهان نابود کند، مبارزه کند.
دکتر استرنج با یک دختر نوجوان مرموز از رویاهایش که می تواند در چند جهان سفر کند، تیم می کند تا با تهدیدهای متعدد، از جمله نسخه های جهان دیگر که تهدید می کند میلیون ها نفر را در سراسر جهان نابود کند، مبارزه کند.
Doctor Strange in the Multiverse of Madness تیره، کمی مضحک و خوشحالکننده برای طرفداران است. فیلم هرگاه سام ریمی اجازه میدهد ریشههای ترسناک خود را نشان دهد، جذابترین میشود. این فیلم هم طرفداران ژانر وحشت و هم طرفداران ابرقهرمانی را راضی میکند، اما اگر ریمی اجازه داشت عمیقتر به ژانر وحشت بپردازد، میتوانست حتی بهتر باشد. حتماً بعد از تیتراژ بمانید؛ دو صحنهٔ بعد از...
Doctor Strange in the Multiverse of Madness تیره، کمی مضحک و خوشحالکننده برای طرفداران است. فیلم هرگاه سام ریمی اجازه میدهد ریشههای ترسناک خود را نشان دهد، جذابترین میشود. این فیلم هم طرفداران ژانر وحشت و هم طرفداران ابرقهرمانی را راضی میکند، اما اگر ریمی اجازه داشت عمیقتر به ژانر وحشت بپردازد، میتوانست حتی بهتر باشد. حتماً بعد از تیتراژ بمانید؛ دو صحنهٔ بعد از تیتراژ دارد که صحنهٔ نهایی بهقدری مشخص و در مایهٔ آثار ریمی است که شاید سرگرمکنندهترین بخش فیلم باشد.
سام ریمی با سبک بصری متمایز و توانایی چشمگیر در دوری از فرمول مرسوم مارول، اثر تازهای ساخته است که بیتردید یکی از منحصربهفردترین قسمتهای دنیای سینمایی مارول است. هرگز فیلمی از این جهان سینمایی تا این حد خشن، خونین و ترسناک نبوده است. بندیکت کامبربچ و بهویژه الیزابت اولسن بار داستان پیچیدهٔ مولتیورس را از میان فیلمنامهٔ نهچندان بینقص مایکل والدورن به دوش میکشند. تعادل میان خطوط داستانی مختلف میتوانست بهتر باشد؛ آمرکا چاوز در نقش یک مکگافین عمل میکند و سفر در میان جهانهای متعدد بیشتر با جلوههای بصری شگفتانگیز جبران میشود. حضور برخی بازیگرها فقط به شکل کوتاه و برخی قسمتها هم به دلیل نبود فیلمبرداری در لوکیشن واقعی ناامیدکننده است. در کل، از چیزی که قرار بود «فیلم بزرگ» فاز چهارم باشد انتظار بیشتری میرفت، اما فیلم ورودی محکمی است که در نیمهٔ بالای فرانچایز قرار میگیرد.
امتیاز: B
از آنجایی که واقعا از فیلم لذت بردم — و دیدن سینمای شلوغ هم لذتبخش بود — اما این بیشتر گواهی بر مهارت تیم جلوههای بصری است تا نویسندگان. داستان خیلی نازک است؛ بندیکت کامبربچ با اعتمادبهنفس همراه است و در کنار بازی جذاب و سرزندهٔ زوشیتل گومز در نقش آمرکا که در خوابهای او ظاهر میشود قرار میگیرد. مشخص میشود او میتواند میان دنیاها عبور کند و خیلی زود هر دو توسط واندا ماکسیموفِ قدرتمند دنبال میشوند که کنترل زمان را میخواهد تا به خانوادهٔ از دسترفتهاش بازگردد. بندیکت ونگ نقش کمی دارد اما همیشه ارزش افزودهای میدهد و چند ظاهر کوتاه از بازیگرانی مثل شارلیز ترون و سر پاتریک استوارت هم تاحدی نیمهٔ ضعیفِ دوم فیلم را تقویت میکند. این شاخهٔ مولتیورس میتواند هدیهای ماندگار برای مارول باشد، اما آنها باید ریتم را تند و منسجمتر کنند — دو ساعت برای این فیلم زیادی است؛ داستان از پس آن برنمیآید و گرچه صحنههای مبارزه طولانی مثل فیلمهای اونجرز نیستند، باز هم در فیلم کشوقوس و ریتم نامناسبی وجود دارد. از نظر بصری و صوتی روی پردهٔ بزرگ عالی است و من دارم به نقش اصلی و شنل پرندهٔ شهودیاش بیشتر علاقمند میشوم. سرگرمکننده اما پرنقص.
فیلم مملو از جلوههای ویژهٔ چشمگیر و صحنههای نبرد پیدرپی است که به نظر لازماند تا طرفداران معمولی فیلمهای ابرقهرمانی را جذب و نگه دارند. اما نکتهٔ بزرگ برای من ضعیف بودن انگیزهٔ شرور داستان بود. واندا که از قهرمان قبلی به شخصیت شرور تبدیل شده، انگیزهاش نه فتح دنیا یا مولتیورس، بلکه آرزوی مادر شدن برای کودکانی است که از دست داده یا هرگز نداشته است. میلیاردها نفر در جهانهای متعدد جان خود را از دست میدهند چون او حاضر نیست فرزند را به فرزندخواندگی قبول کند — بهنظر میرسد وارد یک جهان شدن برای او کافی بود، اما او میخواست گزینههای بیشتری داشته باشد تا اگر اولین بچهها دچار مشکل شدند، بتواند از جهانهای دیگر درمان پیدا کند. او همان مادر کامل است که حاضر است برای بچههایش هر کاری بکند؛ جز نشان دادن رهبری اخلاقی و آموزش مسیر درست بودن و کمک به دیگران. کسی که آن کتاب تاریک را آفریده که شخصیت او را تسخیر کرد، احتمالا از اینکه کتاب فقط برای بچهدار شدن دوباره استفاده شد، ناامید میشد.
فیلم خوبی است. شخصیتِ خیالیِ «بالدرداش کرامپلباتر» را دارد و او بازیگر خوبی است. او از داشتن موهای خاکستری در ریشش نمیترسد و میتواند با جادو به سراغ بدها برود و پیروز شود.
«جادو یا انجام بده یا انجام نده، جادو دربارهٔ تلاش نیست.»
دوستش داشتم!
دکتر استرنج بیش از فیلم Spider-Man: No Way Home به مولتیورس میپردازد. فیلم فوقالعاده سرگرمکننده است و سام ریمی مقدار قابلتوجهی وحشت را به دنیای مارول آورد، هرچند من دوست داشتم کمی بیشتر از آن میدیدم. هم دکتر استرنج و هم اسکارلت ویچ نمایش را ربودند و واقعاً این فیلم را برای من ساختند. در بسیاری از فیلمها آرزو میکنید کاش کمی کوتاهتر بودند، ولی دربارهٔ Multiverse of Madness دلم میخواست ۱۵ دقیقه بیشتر میداشتیم. در دو ساعتِ فشردهٔ فیلم اتفاقات زیادی میافتد و ریتم بهتر با زمان اجرا کمی بیشتر میشد.
حکم: عالی
فیلم خوب.
اول بگذارید بگویم فیلم اول دکتر استرنج و پروژههای دیگر بندیکت را دوست داشتم، اما این فیلم عقلانیت را کنار گذاشته و آشغالهای ایدئولوژیک و «ووک» را وارد کرده که این فیلم را برای من نابود کرد. به نوعی یک شخصیت قابلقبول را تبدیل به دیوانگی وحشیانه کردند. شاید میتوانستم بعضی لغزشهای اولیه را چشمپوشی کنم، اما دیزنی تصمیم گرفت آشغالهای ایدئولوژیکش را مثل خیلی از سریالها و فیلمهای جدیدش وارد کند و حالا برای بسیاری مثل من در فهرست سیاه قرار گرفته است. دیگر مطمئن نیستم دوباره پول بدهم یا حتی «رایگان تماشا کنم» چیزی از این شرکت؛ من استاندارد دارم و بهنظر میرسد دیزنی با این کار میخواهد مخاطبانش را شستوشوی مغزی کند. برای من این فیلم ارزش وقتگذاشتن نداشت.
فیلم نسبتاً خوب ولی پر از فرصتهای از دسترفته است. فیلم مارولی که تا حدی متفاوت از بقیه است... در عین حال همانند بقیه است. با معرفی مولتیورس، این فیلم از فرصت کاوش در دنیاهای جدید، نسخههای متنوع از شخصیتهای آشنا و حضورهای کوتاه شخصیتها که طرفداران مدتها انتظارشان را کشیدهاند، بهخوبی استفاده کرد! تأثیرات وحشتِ ریمی بر دنیای مارول خوشایند بود. متأسفانه فیلم از اول تا آخر با سرعت وحشتناکی پیش میرود که اجازه نمیدهد داستان واقعاً از حضورهای هیجانانگیز و فهرست شخصیتها بهره ببرد. ریتم همچنین از انگیزههای واقعی شخصیتها میگذرد و مخاطب عادی را گیج و نسبت به قهرمانی که پیشتر پذیرفته شده بود، بیهمدرد میکند.
جالب بود! کاش موضوعات و ساختار فیلم انسجام و ظرافت بیشتری داشت، اما واقعاً خوش گذشت. من طرفدار آثار گذشتهٔ سام ریمی هستم و تزئینات سبکی که بهنظر میرسد با حضور او آمده، در فضایی که فیلمهای دیگر MCU یکدست شدهاند بسیار خوشآمد بود. شاید بهترین فیلمبرداری و تدوین در این فرانچایز باشد! همچنین ستایش برای زوشیتل گومز که در این فیلم خود را خوب نشان داد؛ پروژهٔ بلنددومی است و در این مقیاس؟ کارِ خوب. امیدوارم در بازدیدهای بعدی بیشتر دوستش داشته باشم؛ چند نفر سروصداکنان پشت سرم بودند و چند بار از فیلم بیرونم بردند.
نسخهٔ دوم را در بازبینی بیشتر دوست داشتم؛ من شیفتهٔ ریزهکاریهای ریمیام. فیلمبرداری را دوست دارم و عمق کاری که روی شخصیتها شده شخصی و جذاب است. الان که فکر میکنم شاید این کارِ موردعلاقهام از کامبربچ باشد؛ او در اینجا واقعاً مغناطیسی و کنترلشده است.
من واقعاً دکتر استرنج را دوست دارم و اولین فیلم او را هم خیلی دوست داشتم، بنابراین نگران بودم مارول مثل همیشه همه چیز را خراب کند. خوشبختانه اینطور نشد؛ من از این فیلم خوشم آمد. فیلم طبیعتاً جشنی از جلوههای ویژهٔ CGI است — یکی از دلایل اصلی دیدنش — اما بندیکت کامبربچ هم بهعنوان دکتر استرنج واقعاً عالی است. داستان نسبتاً خوب است؛ تا حد ممکن خوب برای یک فیلم مارول. مثل همیشه ترکیبی از اکشن، تعلیق و کمدی قرار دارد و تعادل نسبتاً خوبی برقرار شده است. دکتر استرنج در سراسر فیلم شایستگیاش را حفظ میکند و اگرچه ونگ گاهی کمی احمقانه است، آزاردهنده نیست. کم از کمدیهای بیمغز اسلپاستیک که بعضی وقتها مارول به فیلمهایش وارد میکند مشاهده میشود. باید بگویم شرور اصلی، واندا، کمی متوسط بود؛ وقتی جادوهایش را رها میکرد معمولاً دیدنی بود اما برای من کاریزمای یک شرور واقعی را نداشت. گاهی فیلم نسبتاً خشن میشود؛ هرچند خون و خونریزی واقعی زیاد نیست، نحوهٔ کنار گذاشتن بعضی قهرمانان در جهانهای موازی تا حدی بیرحمانه است و دکتر استرنج زندهشدهٔ آن جهان تقریباً فضای فیلم وحشت را دارد. جمعبندی برای من این است که در مجموع فیلم خیلی خوبی بود.
خیلیها که آمدهاند تا یک فیلم دکتر استرنج ببینند احتمالا عصبانی خواهند شد، مگر نه؟ این فیلم دربارهٔ دکتر استرنج نیست — یا اگر هم هست، او را تبدیل به یک ابله کردهاند. این دربارهٔ کاپیتان آمریکاِ «ووک»، آمریکا چاوز است، دختری بیولوژیک که فرزند دو زن لزبین است و تمرکز مرکزی این فیلم آزمایشی است. و دربارهٔ وانداست که کارهای وحشتناکی کرده و فوراً بهخاطر «قدرت دخترانه» یا چیزی شبیه آن بخشیده شده. اما انتظار نداشته باشید که جادوگر اعظم را زیاد ببینید؛ او قبلاً از آن عنوان خلع شده چون «مسئلهساز» است و آنها نمیتوانستند اجازه دهند آن عنوان را نگه دارد — اما واقعاً از استرنج هم نباید انتظار زیادی داشت.
فیلم عالی است. این ماجرای مولتیورس دیوانهکننده است. کاش در دنیای واقعی هم میشد بخشی از آن بودم؛ فوقالعاده میبود.
اثر عظیمی از CGI شگفتانگیز است که در آن فیلمنامه تا حدی گمشده و بازیگران وظیفهٔ بازی شخصیتهایی را دارند که از پیش خوب میشناسند. برخلاف عادت من، این فیلم را بلافاصله بعد از قسمت اول دیدم و چیزها روشنتر و قابلفهمتر بود اگر قبلاً قسمت اول را دیده باشی که منشأ و سفر شخصیت را توضیح میدهد. برخی جنبهها و جزئیات فیلمنامه را نفهمیدم، اما چون مارول تمایل دارد فیلمهایش را به هم وصل کند، فکر میکنم آنچه نفهمیدم به تعداد فیلمهای مارول مربوط است که هنوز ندیدهام. کارگردان فیلم سام ریمی است که بلافاصله توجه من را جلب کرد؛ او کارگردان خلاق و هوشمندی است که پیشتر آثار قابلتقدیری ارائه داده، هرچند فیلمهای قهرمانی برای او همیشه خوشایند نبودهاند. بهنظر میرسد تولید فیلم بسیار پیچیده و تحتتأثیر همهگیری قرار گرفته و ریمی از این موقعیت استفاده کرد و بخش زیادی از فیلمنامه را بازنویسی و بازبینی کرد تا داستانی عجیب و کمی ترسناک دربارهٔ مولتیورس بسازد. فیلم از نظر بصری یک نمایش بیحد و حصر است و عمق امکانات مولتیورس را برای تجربهای بصری بهکار برده که خودِ دیدن آن ارزشمند است. اگر قسمت اول از نظر جلوهها عظیم بود، این فیلم تقریباً در همهجا از آن پیشی میگیرد. دکورها، لباسها، وسایل صحنه، گریم و همهچیز با جزئیات ریز طراحی شده و از بودجهٔ بزرگ مارول خوب استفاده شده است. صحنههای بدلکاری و طراحی حرکات هم در اکشن بسیار خوب کار شدهاند. بندیکت کامبربچ به نقش بازمیگردد و عملکردی خوب دارد، هرچند بهنظر میرسد با متریال کمی کمجذابتر کار میکند و وارد منطقهٔ راحتی شده که باعث یکنواختی میشود. الیزابت اولسن هم با نقش خود کاملاً راحت است و بازیاش قانعکننده است. بازیگرانی مانند ریچل مکآدامز و چیووتل اجیوفور وظایف آسانتری دارند و بهنظر میرسد فیلم از آنها چندان بهره نبرده؛ خوشبختانه بندیکت ونگ کار بیعیبی ارائه میدهد و زوشیتل گومز هم از فرصت استفادهٔ مثبتی کرده است، هرچند شایستگی کامل به او نرسیده.
معرفی دکتر استرنج در دنیای سینمایی مارول بهعنوان آغازی بزرگ ستوده شد؛ داستان منشأ شخصیت زمینهای برای ورود او به جهان عرفانی فراهم کرد. حضور کریستین پالمر با بازی ریچل مکآدامز انتخاب محکمتری بود هرچند برخی تماشاگران احساس کردند شخصیت او میتوانست توسعهٔ عمیقتری داشته باشد. در حالی که فیلم اول پایهٔ محکمی برای دکتر استرنج گذاشت، دنبالهاش، Doctor Strange in the Multiverse of Madness، با کاستیهایی روبرو شد؛ برخی تماشاگران احساس کردند فیلم به انتظارات نرسید، فاقد عمق و انسجام لازم بود و شتابزدگی و کمتوجهی به جزئیات مایوسکننده بود. بازخوردهای مخلوط نسبت به دنباله باعث تردیدهایی دربارهٔ آیندهٔ مجموعهٔ دکتر استرنج شده است و برخی طرفداران نسبت به موفقیت قسمتهای بعدی خوشبین نیستند.
لطفاً مردم جلوی دوربین راه نروند...
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران