من هنوز ایمان دارم؛ فیلمی درام به کارگردانی برادران اروین است. داستان درباره ستاره موسیقی جرمی کمپ است که بعد از بیمار شدن عضو خانوادهاش باز هم امیدش را از دست نمیدهد…
من هنوز ایمان دارم؛ فیلمی درام به کارگردانی برادران اروین است. داستان درباره ستاره موسیقی جرمی کمپ است که بعد از بیمار شدن عضو خانوادهاش باز هم امیدش را از دست نمیدهد…
این فیلم را خیلی دوست داشتم؛ بسیار تأثرانگیز و خوشساخت است. هشدار میدهم که اشکبران است و به دستمال نیاز خواهید داشت!
«I Still Believe» یک فیلم رمانتیک فراموششدنی دیگر است و خوشبختانه از پس ژانر فیلمهای مذهبی هم برنمیآید. فیلم مشکلات زیادی از جمله ریتم و قصهپردازی دارد و اساساً اثری خستهکننده است که برای هیچکدام از گروههای مخاطب هدف جذابیتی ندارد. فیلم آنقدر فراموششدنی...
این فیلم را خیلی دوست داشتم؛ بسیار تأثرانگیز و خوشساخت است. هشدار میدهم که اشکبران است و به دستمال نیاز خواهید داشت!
«I Still Believe» یک فیلم رمانتیک فراموششدنی دیگر است و خوشبختانه از پس ژانر فیلمهای مذهبی هم برنمیآید. فیلم مشکلات زیادی از جمله ریتم و قصهپردازی دارد و اساساً اثری خستهکننده است که برای هیچکدام از گروههای مخاطب هدف جذابیتی ندارد. فیلم آنقدر فراموششدنی است که تنها چیزی که به خاطرم مانده بود، حضور شِینیا توئین در نقش مادر کِیجی آپا بود.
فیلم بر پایهی خاطرات بیوگرافی جرمی کمپ (۲۰۱۱) ساخته شده و روایت خطیای دارد که از سال ۱۹۹۹ شروع میشود — زمانی که جرمیِ ۲۱ ساله از شهرش در ایندیانا برای تحصیل به کالوری چَپِل میرود و آنجا با ملیسا هنینگ آشنا میشود — و تا سال ۲۰۰۲ ادامه مییابد، یعنی زمانی که جرمی با آدریان لیِشینگ آشنا میشود و سرانجام به هم میرسند. جرمی (کِیجی آپا) و ملیسا (بریت رابرتسون) اواخر سال ۲۰۰۰ ازدواج میکنند، با وجود یا شاید به خاطر سابقهی بیماری او. ملیسا به سرطان تخمدان مرحلهی 3C مبتلاست که به کبدش هم گسترش یافته؛ پس از یک دوره کوتاه بهبودی نسبی، او اوایل ۲۰۰۱ میمیرد.
هر دو شخصیت، جرمی و ملیسا، مسیحی هستند و به بهشت اعتقاد دارند؛ انتظار داشتند که بالاخره در آنجا به هم برسند. اما ازدواج مجدد جرمی — که کمتر از سه سال بعد از مرگ ملیسا اتفاق میافتد — کمی حس نامطبوعی به رابطه میدهد. از منظر من، اگرچه نمیپسندم روایتهای رمانتیکِ سطحی، میتوانستم قصهی مردی را بپذیرم که پس از سوگواری دوباره یاد میگیرد عاشق شود، مشروط بر اینکه زمان کافی برای سوگواری واقعی برای همسر اولش اختصاص داده باشد. اما شگردهای متافیزیکی در فیلم طوری عمل میکنند که انگار جرمی به نوعی خیانت میکند. اگر نقشهی خدا از ابتدا این بوده که جرمی با آدریان خوشبخت شود، چرا مستقیم به آن بخش نرسیم؟ حس میکنم هم خدا و هم خود جرمی از ملیسا بهعنوان وسیلهای برای رسیدن به هدف استفاده میکنند. ملیسا هم نوعی شهیدگونه تصویر شده و حتی ممکن است دچار رؤیاهای عرفانی باشد.
پس از مرگ ملیسا، جرمی — بیخبر از اینکه چقدر زود میخواهد از غم فاصله بگیرد — گیتار آکوستیکش را خرد میکند. داخل بدنهی شکسته، نامهای پنهان پیدا میکند که ملیسا پیش از مرگ نوشته و او را به ادامهی نوشتن و نواختن تشویق کرده؛ در آن نامه اشارهای هم به دردهایی شده که او تحمل کرده و جرمی در غیر این صورت هرگز از آنها مطلع نمیشد. شاید پیشبینی اینکه جرمی بخواهد موسیقی را کنار بگذارد سخت نباشد، اما اینکه ملیسا پیشبینی کرده او برای ابراز خشم گیتار را خرد کند و نامهاش دقیقاً در آن لحظه پیدا شود، کمی مصنوعی به نظر میرسد. اگر قرار بود اغراق و ساختهسازی رخ دهد، منطقیتر بود که ملیسا اجازه یا برکتش را برای ازدواج مجدد جرمی صریحاً بدهد.
در مجموع، «I Still Believe» نوعی فیلم اشکآور است که سرطان را ابزاری convenient برای پیشبرد قصه قرار داده و نمای جسمانی بیماری اغلب به مرگ ناگهانی محدود میشود که پیش از آن با تراشیدن سر و بستن سربند همراه است — طوری که برخی لحظات حس میشود بازیگر صرفاً از سربند استفاده کرده تا نشان ندهد سرش را تراشیده است. حتی ابروهای او هم سالم باقی میمانند که در این فیلم نزدیکترین چیز به یک معجزه است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران