برندهٔ ۱ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۷۳ جایزه و ۲۲۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان759
من از رویکرد جدیدی که گرتا در اینجا اتخاذ کرده چشمپوشی نمیکنم. شخصاً فکر میکنم کارش جالب و در سال ۲۰۱۹ کاملاً تاثیرگذار بود، اما در عین حال بیش از حد به یک زنِ روی پرده احترام گذاشته شده است. نمیتوانم از این حس رها شوم که در حالی که گرتا برای پیشبردِ یک ایده بزرگ تلاش کرده، به زنان دیگر داستان کملطفی کرده است.
نظرات...
من از رویکرد جدیدی که گرتا در اینجا اتخاذ کرده چشمپوشی نمیکنم. شخصاً فکر میکنم کارش جالب و در سال ۲۰۱۹ کاملاً تاثیرگذار بود، اما در عین حال بیش از حد به یک زنِ روی پرده احترام گذاشته شده است. نمیتوانم از این حس رها شوم که در حالی که گرتا برای پیشبردِ یک ایده بزرگ تلاش کرده، به زنان دیگر داستان کملطفی کرده است.
نظرات همیشه سلیقهایاند. برایم جالب است که فیلم دوم گرتا گرویگ با این همه واکنش مثبت مواجه شد، با وجود اینکه به نظرم فیلمی خودخوشنودانه ساخته شده است. بهنظرم در حالی که او الان فرصت تجربه و چالش دارد، به راه امنِ سازش رضایت داده و فیلمی ساخته که انگار برای گرفتن جوایز طراحی شده و اگر به حسابش نیایند، باید نگران بود. واضح است که گرویگ کتاب را دوست دارد و این نسخه دیدگاه شخصی اوست، اما با وجود تلاشِ خوب، آنچنان چیز تازه یا نوآورانهای در برداشتش نمیبینم. طبیعی است که نمیتوان انتظار تغییر رادیکال در داستانی را داشت که بارها بازگویی شده، ولی این نسخه گاهی شبیه سوءاستفادهای سطحی از موضوع میماند، بهویژه در زمانی که فمنیسم بهعنوان نیرویی مؤثر در صنعت مطرح است. او گزینهی امن را انتخاب کرده. علاوه بر این تلاش برای پررنگ کردنِ یک خط داستانی مشخص، از پرداختن به مسائلی میپرهیزد که با داستانی که میخواسته بگوید سازگار نبودند؛ چون اگرچه خواهران ثروتمند نیستند، از مزیتِ محافظتشدن نسبت به جنگ داخلی برخوردارند. جو زنی آگاه و مستقل است که در آن دوران مثبت قلمداد نمیشد، اما جهان بیرونی برای او دغدغهی اصلی نیست؛ فقط منافع شخصیاش مهماند—و این هم در سنین جوانی پذیرفتنی است، اما سؤال این است که چطور میشود شخصیتهایی «بیدار» ساخت وقتی تنها در جاهایی که به آنها میآید ظاهر میشوند؟ به همین دلیل باید پرسید چه چیزهایی انتخاب شده تا این نسخه جدید مطابق دید کارگردان کار کند. در نهایت، با وجود کیفیت تولید، این فیلم تکراری و معمولی از یک کلاسیک ادبی است که بهنظر من پیش از این زیاد بازتولید شده؛ اما پیشنهادِ فیلم هم میتواند هم دوستداشتنی باشد و هم منفور، و این بستگی زیادی به ذهنیتی دارد که هنگام دیدن با خود میبرید.
بهنظرم ۲۰۱۹ سالی است که فلورنس پیو در فیلمهای مورد تحسین منتقدان بازی کرده و محبوبِ لیترباکس شده، در حالی که من شخصاً خیلی از آنها خوشم نیامد.
امتیاز نهایی: ★★ — قطعاً برای من نبود، اما تا حدی جذابیتش را درک میکنم.
جایزهها و بحثها پیرامون کارگردانی را کنار بگذاریم؛ من قبول دارم که گرتا گرویگ در هدایت فیلم عملکرد خوبی دارد، ولی همچنان معتقدم پنج کارگردان مردی که نامزد شدهاند کارهای بهتری انجام دادهاند. با این حال فیلم از جنبههای زیادی مثبت است. معمولاً ژانر رمانتیک را زیاد دوست ندارم، اما این اقتباس از رمان آلتون را تحسین کردم. بازیها فوقالعادهاند؛ هر شخصیت زمان قابلتوجهی روی پرده دارد و سیٔرش رونان بیشک نقشِ محوری جو را با تمامِ وجوهش بازی میکند—دختری متفاوت که نمیخواهد «قواعد» زن بودن در قرن نوزدهم را بپذیرد و میخواهد مستقل باشد و به خاطر کارش شناخته شود. سیٔرش این شخصیت را بهخوبی جا انداخته و نمایش درخشانی ارائه داده است.
فلورنس پیو بهعنوان اِمی درخشان است؛ او بیشک بازیگر برآمدهی سالهای اخیر است. در این فیلم، با توجه به رفتوبرگشتِ مکررِ داستان در زمان، بازیگران باید دو نسخهی مختلف از یک شخصیت را نشان دهند و اِمی بیشترین تغییر را دارد: در نقشِ دخترک بچهگانه و کمتجربه خیلی خندهدار و در نقش بزرگسالِ پختهتر، مسئولیتپذیر و آمادهی پیروی از همان «قواعدِ جامعه»—ازدواج با مرد ثروتمند—است. الیزا اسکانلن یک قوس احساسی مؤثر را برای بث خلق میکند و بهترین دنبالهسازیِ گذشته-حال تا حد زیادی به او تعلق دارد. اما داستانِ مگ (اما واتسون) در مقایسه با خواهران کمی سطحی و ساده بهنظر میرسد؛ گویی تغییرات قابلتوجهی در طول سالها نمیبیند و بخشهایی از داستانش کمی اجباریست. قوس بث هم ساده است اما بهدلیل پیوندش با یک نقطهعاطفی قدرتمند قابلفهم است. لوری (تیموتی شالامه)، لورا درن (مِرمی مارچ) و مریل استریپ (عمه مارچ) هم آثار برجستهای دارند.
روشِ روایتِ گذشته-حال عموماً کارایی دارد: چند لحظه هست که بهخوبی و یکپارچه دو بازهٔ زمانی را بههم دوخته و به بیننده احساس اتمامِ یک داستان کوتاه را میدهد. با این حال برخی سکانسها کشدار میشوند یا از بارِ احساسی کافی برخوردار نیستند و در مقاطعی که فیلم از دو ساعت عبور میکند، من در بعضی خط داستانیها خسته شدم. در فیلمی با این همه شخصیت طبیعی است که تمرکز بیشتر به چند نفر محدود شود و برخی قوسها نتوانند مخاطب را مسحور کنند. بعضی انتقالهای گذشته-حال نیز ناگهانیاند و ضربآهنگ فیلم را مختل میکنند، اما گرتا گرویگ در مدیریت این دو بازه زمانی کار نسبتاً قابلی انجام داده و در کنارِ این، تنهای متضاد هر دوره را نیز حفظ کرده است.
از نظر فنی، فیلمبرداری زیباست، موسیقی ظریف و اثربخش است و طراحی لباس با دقت تاریخی چشمگیر است؛ رنگها و دکورها خودشان هم روایت میکنند، پس در هر نمای باز چیزهای زیادی برای دیدن هست. در پایان، «زنان کوچک» شاید برای بودن در لیست ده فیلم برتر ۲۰۱۹ من کافی نباشد، اما اقتباس گرتا گرویگ از این کلاسیک ادبی شایستهٔ تحسینِ فیلمنامه است. بازیِ جمعیِ بازیگران فوقالعاده است و سیٔرش رونان، فلورنس پیو و تیموتی شالامه بهترین اجراها را دارند و شخصیتهایشان قوسهای جذابتری برای دنبال کردن دارند. در مجموع، اگر عاشق ژانر رمانتیک هستید، احتمالاً از این فیلم لذت خواهید برد.
امتیاز: B+
این اقتباس گرتا گرویگ از رمان جاودانهی لوئیزا می آلکات حسِ بازگشت به خانه میدهد: فیلمی که با گرما و راحتی مخاطب را در بر میگیرد. این حس از صمیمیت کلبهی خانواده مارچ، عشقِ جاری در اجراها و نحوهٔ برخوردِ گرتا با منبع اقتباس ناشی میشود؛ روشن است که این کتاب برای او اثری شکلدهنده بوده و او با حرمتِ زیاد و چند بهروزرسانی کوچک سراغ بازگویی رفته است.
این هم یک نگاه انتقادی دیگر: «زنان کوچک» با «حساسیتهای مدرن» عرضه شده و همین باید هشدار دهد. رمان و حتی نسخهٔ ۱۹۹۴ هم ایدههای فمنیستی داشتند، اما آنها برای «مخاطب مدرن» ساخته نشده بودند و بیشتر روی شخصیتها و داستان تمرکز داشتند تا پیام سیاسی. مشکل اینجا این است که پیام فیلم در اولویت قرار گرفته و برای اینکه مطمئن شوند پیام را میفهمید، شخصیتها تا حد کاریکاتور تنزل داده شدهاند و بعضیها حتی به کلیشهای محض تقلیل یافتهاند. روایت شتابزده بهنظر میرسد؛ انگار میخواهد از پیام به پیام بپرد تا قصهای یکپارچه بگوید، و همین باعث شده یکی از تلخترین بخشهای رمان تقریباً مضحک شود چون با پیام سازگار نبود و مجبور بودند آن را تند بگذراند. دیالوگها هم اغلب شتابزده و بیمعنیاند مگر برای پیش بردنِ پیام. نتیجه اینکه توسعهٔ شخصیتها کم شده و دشوار است به کسی دلبسته شد؛ این نسخه بیشتر دربارهٔ سیاستِ موردپسندِ «مخاطب مدرن» است تا دربارهٔ خواهران مارچ. این تأسفآور است چون خوانندهٔ مدرن هم هنوز «زنان کوچک» را برای خواهران مارچ دوست دارد، نه برای حساسیتهای مدرن.
در مقابل، بسیاری دیگر این فیلم را واقعاً فیلمی عالی میدانند. اگر با رمان اصلی آشنا نیستید یا نسخههای قبلی را ندیدهاید، اقتباسِ ۲۰۱۹ میتواند معرفیِ بسیار خوبی باشد. رویدادها بهخوبی تصویر شدهاند؛ گاهآغاز کمی کند است و در زمانبندیِ خطوط زمانی اشکالات جزئی هست، اما پس از آغاز فیلم تجربهای دلپذیر است. فیلمی تأثیرگذار و در نهایت پاک و مهربان است—من انتظار درام اغراقآمیز یا شخصیتهای منفی را داشتم که اصلاً ظاهر نمیشوند و این تازگی دارد. بازیگران بسیار قویاند و سیٔرش رونان و فلورنس پیو برجستهاند، هرچند تیموتی شالامه، اما واتسون، الیزا اسکانلن و مریل استریپ هم در ذهنم ماندهاند. تنها نقد کوچکم این است که خواهران همیشه هم رفتارشان با ظاهرشان سازگار نیست؛ طبقِ خلاصهای که دیدم در کتاب اکثر خواهران زیر ۱۶ سالاند اما در فیلم کمتر اینگونه بهنظر میرسند؛ بنابراین گاهی بزرگترها شبیه نوجوان چهاردَهساله رفتار میکنند که کمی عجیب است، اما این نکته برای من اشکال جدیای نیست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران