«فانی» (آلوین) و «الکساندر» (گوو) زندگی خوش و آرامی را با مادر و پدرشان، «اسکار» (ادوال) و «امیلی اکدال» (فرولینگ)، که در کار تیاتر هستند، می گذرانند. با مرگ پدر در اثر سکته ی قلبی و بعدتر ازدواج «امیلی» با یک کشیش خشک و مقرراتی به نام «اسقف ورگروس» (مالمسیو)، بچه ها آزادی و نشاط شان را از دست می دهند.
«فانی» (آلوین) و «الکساندر» (گوو) زندگی خوش و آرامی را با مادر و پدرشان، «اسکار» (ادوال) و «امیلی اکدال» (فرولینگ)، که در کار تیاتر هستند، می گذرانند. با مرگ پدر در اثر سکته ی قلبی و بعدتر ازدواج «امیلی» با یک کشیش خشک و مقرراتی به نام «اسقف ورگروس» (مالمسیو)، بچه ها آزادی و نشاط شان را از دست می دهند.
برندهٔ ۴ جایزه اسکار، مجموعاً ۲۵ جایزه و ۱۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان320
«فانی و الکساندر» که نخستینبار در سال ۱۹۸۲ بهصورت نسخهٔ پنجساعته برای تلویزیون سوئد پخش شد و بعد برای اکران سینمایی به نسخهای ۱۸۰ دقیقهای کوتاهتر تبدیل گردید، قرار بود آخرین فیلم اینگمار برگمان باشد. اگرچه برگمان بیست و پنج سال بعد هم زنده ماند و پروژههای کوچکتری نوشت و کارگردانی کرد، اما «فانی و الکساندر» هنوز میتواند بهعنوان نقطهٔ پایانی باشکوهی بر دههها سینمای...
«فانی و الکساندر» که نخستینبار در سال ۱۹۸۲ بهصورت نسخهٔ پنجساعته برای تلویزیون سوئد پخش شد و بعد برای اکران سینمایی به نسخهای ۱۸۰ دقیقهای کوتاهتر تبدیل گردید، قرار بود آخرین فیلم اینگمار برگمان باشد. اگرچه برگمان بیست و پنج سال بعد هم زنده ماند و پروژههای کوچکتری نوشت و کارگردانی کرد، اما «فانی و الکساندر» هنوز میتواند بهعنوان نقطهٔ پایانی باشکوهی بر دههها سینمای افسانهای او دیده شود.
فیلم به دو دغدغهٔ بزرگ حرفهٔ برگمان میپردازد: فقدان خدا و شکافهای صعبالعبور میان انسانها؛ با این همه نتیجه حکم جشنِ زندگی را دارد. فانی و الکساندر فرزندان اسکار و امیلی اِکدال هستند، بازیگرانی در اوپسالا حوالی سال ۱۹۰۷، اما فیلم تصویری فراختر از خانوادهٔ گسترشیافتهٔ اِکدال ارائه میدهد: مادربزرگ هلنا بر خانواده ریاست دارد، عموهایی چون گوستاو آدولف (رستوراندار و حضور کمدی فیلم) و کارل (استادی که به ورطهٔ بدهی و ازدواجی بدون عشق افتاده)، همسران و فرزندانشان و مغازهدار یهودی فداکار، ایساک یاکوبی. این خانوادهٔ سوئدی در رفاه و شکوهِ دنیای قدیم زندگی میکنند؛ فضایی که برای تماشاگران امروز — بهویژه در کشوری که نظام طبقاتیاش تا حد زیادی پس از جنگ از میان رفته — باورپذیر نیست. تعاملات خشک میان افراد ناآشنا و تواضع خدمتکاران در برابر کارفرمایان، ژستهایی میسازد که برای ما در قرن بیستویکم تا حدی غریباند.
بهنوعی «فانی و الکساندر» شبیه رمانهای بزرگ قرن پیش است، از جنس تولستوی یا گالزوورثی، که به فراز و فرودهای یک خانواده میپردازند. اما در پشت آن درام گستردهٔ خانوادگی، بحران شخصیتری هست: فانی و الکساندر بهزودی یتیم میشوند و مادرِ بیوهٔ آنها دوباره ازدواج میکند — اینبار با روحانیای سختگیر و بیرحم. کودکان از آزادی و راحتی خانهٔ اِکدال به قساوت و سختگیری اقامتگاه اسقف منتقل میشوند، جایی که برای کوچکترین تخلف با ضرب و شتم یا حبس در اتاق زیرشیروانی مجازات میشوند. رنجِ خانوادهٔ اِکدال زیر حکمرانیِ اسقف، بحران بزرگ فیلم است و رهایی غیرمنتظره از آن، باری را برای الکساندر بهجا میگذارد که تا آستانهٔ بلوغ همراه او خواهد بود.
دیدن نسخهٔ اصلی تلویزیونی راه درست تجربهٔ این شاهکار پایانی برگمان است. از طول فیلم نترسید: پنج ساعت در عصری که مردم یک فصل کامل از یک مجموعهٔ تلویزیونی را یکجا تماشا میکنند، نباید مشکلساز باشد. «فانی و الکساندر» سینمایی کند و تأملی از جنس تارکوفسکی یا بلا تار نیست؛ برگمان مدام بیننده را با درامهای کوچک و جذاب روبهرو میکند. نسخهٔ سینمایی که برگمان با تأسف فراوان از روی آن ساخت، فیلمی بسیار متفاوت — و بهمراتب ضعیفتر — است؛ بخشهای زیادی از رئالیسم جادویی فیلم، تأملهای مؤثر پیرامون پیری که از طریق شخصیت مادربزرگ ارائه میشود و برخی تصویرهای زنده از سوئد اوایل قرن بیستم در آن حذف شدهاند.
فانی و الکساندر (با بازی Pernilla Allwin و Bertil Guve) در زندگیای مرفه و طبقهٔ بالای متوسط با پدرِ مدیر تئاتر «اسکار» (Allan Edwall) و مادرِ «امیلی» (Ewa Fröling) در آستانهٔ کریسمس لحظات شادی را تجربه میکنند. جشنها ادامه مییابد تا اینکه پدر ناگهان بیمار میشود و بهسرعت فوت میکند. مادر بهزودی مورد توجهِ اسقفِ نسبتا پاکدامن «ورگروس» (Jan Malmsjö) قرار میگیرد؛ مردی با نگرشی انتضامی و سختگیر نسبت به تربیت فرزندان. پس از ازدواج، زندگی الکساندر بهویژه تا حدی غیرقابلتحمل میشود. امیلی در ابتدا نسبت به سیاستهای شوهر جدیدش مدارا میکند، اما کمکم از او متنفر میشود و در جستوجوی راهی برای بازگرداندن خود و فرزندانش به امنیت خانوادهٔ دوستداشتنیِ قبلی است.
فیلم تاحدی اپیزودیک است: فاز اول خوشبختی را نشان میدهد، فاز دوم ازدواج را و فاز سوم فرار از آن ازدواج را — و به نظر من فاز دوم قویترین بخش است. اجرای استادانهٔ یان مالمشو در نقش مرد خشنِ دیندار ترسناک و مؤثر است و بازی پرانگیزهٔ برتیل گُوِه (Alexander) نشان میدهد که این شخصیت اهل تسلیم نیست. طراحی مکانی فیلم بهخوبی تضاد میان لوکسِ مخملیِ خانهٔ قبلی و سردیِ سادهٔ اقامتگاه اسقف را نشان میدهد و تغییرات در پویایی خانواده را برجسته میسازد. دنیل بل موسیقیای فراهم کرده که بالا و پایینهای این دو کودک — و بهتدریج مادرشان — را همراهی میکند. ایوا فرولینگ هم نقش قابلتوجهی ایفا میکند؛ خشم و درماندگی شخصیتی که در جهانی مردسالار اسیر موقعیت شوهرش شده را بهخوبی القا میکند.
فیلم کمی کند شروع میشود؛ برگمان وقت میگذارد تا شخصیتهایی را معرفی کند که درجات مختلفی از ارتباط با خط اصلی داستان دارند، اما در نهایت حسِ واقعیِ یک خانواده و یک جامعه را به وجود میآورد و قطعات مختلف موقعیت در مسیرِ گرهگشایی بهطرز رضایتبخشی کنار هم قرار میگیرند. پایانبندیِ فیلم برایم خوشایند بود. «فانی و الکساندر» بر پردهٔ بزرگ تأثیرگذارتر است؛ ساختار زیباییشناختی آن در آن قالب بهتر دیده میشود. و اگر از طول سهساعتهٔ نسخهٔ سینمایی نگرانید، بدانید که وقتی وارد داستان میشوید، روایت با سرعت و کشش پیش میرود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران