پدری عزادار به جعبه ای از نوارهای ضبط شده و متن آهنگهای پسر مرحومش برخورد می کند. او که از کشف استعداد ناشناخته او شوکه شده است، یک گروه گروه موسیقی تشکیل می دهد تا به آرامش خاطر دست پیدا کند...
پدری عزادار به جعبه ای از نوارهای ضبط شده و متن آهنگهای پسر مرحومش برخورد می کند. او که از کشف استعداد ناشناخته او شوکه شده است، یک گروه گروه موسیقی تشکیل می دهد تا به آرامش خاطر دست پیدا کند...
تأثیرِ از دست دادن یک عزیز
اگر فکر میکنید این فیلمی درجهی ب است و بیش از حد تحسینشده، کاملاً در اشتباهید. من هم پیش از دیدنِ فیلم چیز زیادی دربارهاش نمیدانستم؛ اول فکر کردم کریستین بیل است چون پوسترش را دیدم، اما بعد متوجه شدم بازیگر دیگریست. دیدگاهم پس از تماشا کامل عوض شد؛ این واقعاً یک درامِ موسیقایی زیباست. یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۱۴...
تأثیرِ از دست دادن یک عزیز
اگر فکر میکنید این فیلمی درجهی ب است و بیش از حد تحسینشده، کاملاً در اشتباهید. من هم پیش از دیدنِ فیلم چیز زیادی دربارهاش نمیدانستم؛ اول فکر کردم کریستین بیل است چون پوسترش را دیدم، اما بعد متوجه شدم بازیگر دیگریست. دیدگاهم پس از تماشا کامل عوض شد؛ این واقعاً یک درامِ موسیقایی زیباست. یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۱۴ که اگر به نظرات گمراهکنندهی منتقدان اعتماد کرده بودم، آن را از دست میدادم. پس در انتخاب چنین فیلمهایی محتاط باشید؛ منتقدان همیشه حق ندارند.
فکر میکنم بسیاری از شما فیلمهایی دربارهی تیراندازیهای مدرسهای مثل «فیل» را دیدهاید. این فیلم در همان ژانر است، با این تفاوت که خشونتِ حادثه نشان داده نمیشود؛ داستان بر پیامدهای آن تمرکز دارد، بهویژه از منظر والدین. روایت حول پدری میچرخد که پسرش در چنین حادثهای کشته شده است. تأثیر این واقعه بر زندگی او با موسیقیهای تأثیرگذار و روایت بسیار خوب بیان شده است؛ سوگواریِ یک پدر و آیندهی نامعلومش تا رسیدنش به خودشناسی.
این نخستین تجربهی کارگردانی ویلیام اچ. میسی است و او در آن بسیار موفق عمل کرده. متأسفانه کمتر دربارهاش صحبت میشود در حالی که شایستهی همان قدر احترام و تحسینِ دیگر آثار برجستهی سال است. من تنها کسی نیستم که این نظر را دارد؛ افراد دیگری هم از فیلم بسیار خوششان آمده است. داستانی ساده، بازیهای دقیق و موسیقیهای دلنشین—همه اینها به نفع فیلم کار کردهاند. نقشهای مکمل کافی و مؤثرند؛ بیلی کراداپ باید نقشهای اصلی بیشتری تجربه کند؛ پس از دیدن اجرای چشمگیرش در این فیلم، مطمئنم میتواند جایگاه خود را در سینما پیدا کند. و دربارهی ویلیام اچ. میسی هم مشتاق پروژههای آیندهاش هستم.
«در سالن ۱۴ تماشاگر هستند و ۱۰ نفرشان اجراکنندهاند.»
فیلم برگرفته از یک ماجرای واقعی بهطور مستقیم نیست؛ به جز موضوع تیراندازیهای مدرسهای، اما بهطرز شگفتانگیزی نشان میدهد بعد از چنین اتفاقاتی چه اتفاقاتی رخ میدهد. بهترین بخش، تعادل احساسات در روایت بود. در ده دقیقهی اول ممکن است انتظار داشته باشید با یک فیلم اشکآور روبهرو شوید—و عملاً هر بینندهای چنین توقعی دارد—اما فیلم به آن سمت نمیرود، با این حال من از ادامهی تماشایش لذت بردم. پیچش داستانی بسیار طبیعی و آرام است؛ نه برای خودِ داستان یا شخصیتها، بلکه برای بینندگانی که با آن تیراندازیِ مدرسهای که ما هرگز ندیدیم، ارتباط برقرار میکنند. بنابراین پیشبینیپذیری آن کم است، اما همین امر پایانبندی بهتری به این قصهی تأثربرانگیز میبخشد.
فیلم شبیه زندگی واقعی بهنظر میرسید و در عین حال پیشبینی صحنهها دشوار بود. از منظر سینمایی، فیلم به هدفش در تبدیل شدن به یک اثر خوب دست یافته است. سلنا گومز نقش کمحجمی داشت که برای ستارهای در جایگاه او در اثری با تم جدی ضرورتی نداشت؛ حضور ناگهانی یک چهرهی معروف توقعات غیرمنتظرهای ایجاد میکند که ممکن است در نهایت به ناامیدی منجر شود، بهویژه برای طرفدارانش. این مسئله منحصر به او نیست و دربارهی هر ستارهی بزرگ دیگری هم صادق است. از نظر من اجرای او ضعیف بود.
اجرای آنتون یلچین در این فیلم به قوت بازیاش در فیلم قبلیاش «۵ تا ۷» نبود، اما همچنان نقش مکملی قابلقبول ارائه داد، همراه با بازی لورنس فیشبرن. اشتباه نکنید؛ این فیلم یک درامِ صرفاً قدرتمندِ سوگواری نیست، اما در محدودهی مشخصی که انتخاب کرده، بهخوبی به آنچه میخواست به مخاطب بگوید میرسد. بخشهایی هم با حس طنز اندک وجود دارد. در کل، فیلمی است که به وعدهاش عمل میکند. احتمالاً تا الان متوجه شدهاید که من قویاً آن را توصیه میکنم، بهویژه به کسانی که قبلاً عزیزانی را از دست دادهاند؛ این فیلم بیش از دیگران در دل آنها اثر خواهد کرد.
۹/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران