شهری در دنیای آینده ای تاریک و آشفته. قصابی (دریفوس) با کشتن شاگردانش و فروش گوشت آنان به مشتریان تأمین معاش می کند. «لوییزون» (پینون)، دلقک بی کار که تازه استخدام شده، قرار است قربانی جدید او باشد. اما «ژولی» (دونیاک)، دختر قصاب به «لوییزون» دل می بندد و او را از خطر آگاه می کند...
شهری در دنیای آینده ای تاریک و آشفته. قصابی (دریفوس) با کشتن شاگردانش و فروش گوشت آنان به مشتریان تأمین معاش می کند. «لوییزون» (پینون)، دلقک بی کار که تازه استخدام شده، قرار است قربانی جدید او باشد. اما «ژولی» (دونیاک)، دختر قصاب به «لوییزون» دل می بندد و او را از خطر آگاه می کند...
نامزد ۱ جایزهٔ بفتا؛ ۱۵ جایزه و در مجموع ۱۶ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1307
«گروتسک سوررئالیسم به سبک فرانسوی؛ فیلمی با سبک ولی بیمحتوا.»
ژان-پیر ژونه را مثل بسیاری از کسانی که سینمای فرانسه را دنبال نمیکنند، از طریق آملی شناختم؛ فیلمی که شهرت جهانی برای کارگردان آورد و معمولاً بهعنوان مهمترین و برجستهترین اثر او شناخته میشود. از آنجا که آملی را دوست داشتم، انتظار داشتم این فیلم هم مرا بگیرد، اما تجربهام کاملاً متفاوت بود. اگر آملی جادویی...
«گروتسک سوررئالیسم به سبک فرانسوی؛ فیلمی با سبک ولی بیمحتوا.»
ژان-پیر ژونه را مثل بسیاری از کسانی که سینمای فرانسه را دنبال نمیکنند، از طریق آملی شناختم؛ فیلمی که شهرت جهانی برای کارگردان آورد و معمولاً بهعنوان مهمترین و برجستهترین اثر او شناخته میشود. از آنجا که آملی را دوست داشتم، انتظار داشتم این فیلم هم مرا بگیرد، اما تجربهام کاملاً متفاوت بود. اگر آملی جادویی و زیبا بود، این فیلم بسیار کمرمقتر و دلزدگیآور است. فیلم رفتاری شبیه کابوسی سوررئال دارد: قصهای درباره قصابی که گهگاه گوشت انسان میفروشد، در آیندهای دیستوپیایی.
با وجود ناراحتیام از زیباییشناسی و موضوع عجیب فیلم، نمیتوان منکر نکات باکیفیت آن شد: فرسودگی ساختمانها و محیط، نمادی از زوال اخلاق و ارزشهاست. کاکوفونی صداها و تصاویر، بین خوابورویا و گروتسک، هدفمند و پرشدت است (برای مثال همان لحظهای که صدای فنر تختِ جفتی که در حال عشقورزیاند با صدای نوازندگی ویولنسل دختری یا صدای همسایهای که سقف آپارتمانش را نقاشی میکند درهمآمیخته میشود). نشانههای استعداد کارگردان و همان کیفیتی که در آملی دیده شد اینجا هم هست، اما تحریفشده و در خدمت پروژهای سینمایی که بهمراتب کمهمدلیتر است.
بازیگران خوباند و بازی هر یک تا حدی به قابلتحملتر شدن فیلم کمک میکند. دومینیک پینون برجسته میشود: او میان جدیت و کمیک بودن تعادل برقرار میکند و بیان بدنی و صورتی قابلتوجهی دارد. ژان-کلود دریفوس هم شایستهٔ نمرهٔ مثبت است، در حالی که مری-لور دونیاک بیشتر نقشِ اثیری و محوِ یک سراب را دارد و بهنظرم کارگذاری عمیقتری برای او وجود ندارد.
فیلم بیش از همه به سبک اهمیت میدهد تا محتوا؛ بنابراین تصویربرداری بسیار قلمی و سبکپرداز است. زاویههای دوربین و شیوه فیلمبرداری اصیل و قابل تحسیناند، اما رنگبندی را دوست نداشتم: تونالیتی اُخرهای باعث شده فیلم بیش از حد قهوهای و یکنواخت شود. و علیرغم تلاشها، موسیقی متن از آن عناصرِ بیتأثیر است که نه فیلم را ارتقا میدهد و نه بهطور قابلتوجهی آن را زیرِ پا میگذارد.
---
من واقعاً تا حدی از این فیلم خوشم آمد، اما راستش را بخواهم بگویم نیمهٔ زیادِ زمان فیلم اصلاً نمیدانستم چه میگذرد! از ابتدا انتظار داشتم شخصیتِ «خانم لاوت»ِ استیون سوندهایم در آشپزخانهٔ پایینِ مغازهٔ «کلپت» (ژان-کلود دریفوس) مشغول درستکردن پایهایش باشد. همه در فرانسهای زندگی میکنند که غذا کمیاب است و آدمها عادت دارند بیهیچ اثری ناپدید شوند! کلپت یک بلوک آپارتمانی نسبتاً مخروبه در کنار مغازهاش دارد و به سرایدار نیازمند است. وارد لوئیسون (دومینیک پینون) میشویم؛ مردی فقیر و بیگناه که دنبال جایی برای ماندن است. او قبلاً دلقک بوده، اما حالا شوخی فقط به ضرر او شده است، وقتی با «خانم پلوس» (Karin Viard) که آدمی ترسناک است روبهرو میشود و ماجراها جدیتر میشود.
بهرغم رنج پدرِ دختر، لوئیسون سریعاً عاشق دخترِ خانه، ژولی (مری-لور دونیاک) میشود و برای نجات عشق نوپایشان مجبور میشوند سراغ بخشی زیرزمینی از جامعه به نام «تروگلودیتها» بروند؛ جمعیتی که بیشتر شبیه موجوداتی با لباسهای ضدآب هستند و به سبک کندوی زاغهنشینی زندگی میکنند، دانه و ذرت را از هرجا که میتوانند جمع میکنند. هرچه لوئیسون به راز کارفرمایش نزدیکتر میشود و رابطهاش با ژولی جدیتر میشود، آنها مجبور میشوند به توالت پناه ببرند و امیدوار باشند نجات قبل از آن برسد که تبر خیلی به خانه نزدیک شود!
من معمولاً با سوررئال اینقدر خوب کنار نمیآیم، اما این فیلم واقعاً یک فَرْسِ کمدیِ قابل لذت است. شخصیتها ــ بیشترشان ــ حداقل نقطهٔ اتکایی در واقعیت دارند که آن را در همین بُعد نگه میدارد؛ دریفوس و دستیارش تهدیدی سرگرمکننده ایجاد میکنند و صحنهٔ فوقالعادهای هست با پینون و چاقویی که از سرش میگذرد روی یک بشقاب! عجیب اینکه هر چه جلو میرود معنادارتر میشود ــ فقط همیشه آشکار نیست. فیلمی عجیب و دلپذیر؛ ارزش دیدن را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران