داستان این فیلم روی دو شخصیت «پادشاه آکیم» و «سمی» متمرکز است که ماجراجویی جدیدی را را در کنار یکدیگر آغاز و از کشور آفریقایی زاموندا به نیویورک سفر میکنند تا «پادشاه آکیم» با پسر گمشدهاش آشنا و رابطه خوبی میان آنها برقرار شود.
داستان این فیلم روی دو شخصیت «پادشاه آکیم» و «سمی» متمرکز است که ماجراجویی جدیدی را را در کنار یکدیگر آغاز و از کشور آفریقایی زاموندا به نیویورک سفر میکنند تا «پادشاه آکیم» با پسر گمشدهاش آشنا و رابطه خوبی میان آنها برقرار شود.
یک گردهمآیی سرگرمکننده، اما در مقایسه با فیلم اول رنگپریده
سی سال پس از فیلم اصلی، آکیم (ادی مورفی) درمییابد که باید همراه سممی (آرسینیو هال) دوباره به آمریکا بازگردد. بازیگران اصلی بازمیگردند و چند شخصیت جدید هم به فیلم افزوده شدهاند که جرماین فاولر، تریسی مورگان، نومزامو مباتا و کیکی لین آنها را بازی میکنند.
«بازگشت به آمریکا» (2021) هرگز به پای فیلم اول (که احتمالاً...
یک گردهمآیی سرگرمکننده، اما در مقایسه با فیلم اول رنگپریده
سی سال پس از فیلم اصلی، آکیم (ادی مورفی) درمییابد که باید همراه سممی (آرسینیو هال) دوباره به آمریکا بازگردد. بازیگران اصلی بازمیگردند و چند شخصیت جدید هم به فیلم افزوده شدهاند که جرماین فاولر، تریسی مورگان، نومزامو مباتا و کیکی لین آنها را بازی میکنند.
«بازگشت به آمریکا» (2021) هرگز به پای فیلم اول (که احتمالاً محبوبترین کمدی دوران من است) نمیرسد، اما دیدن حال و روز شخصیتها پس از بیش از سی سال و بهویژه قیافههای آنها لذتبخش است.
چهار نکته فیلم را نگه میدارد: ظاهراً فیلم شتابزده است، پر از نماهایی شبیه ویدئوهای موسیقی، و بهوضوح از نسخهٔ اول شوختر و سهلگیرتر است. فیلم جرأت نمیکند برای پرداختی دلنشین یا تاثیرگذار سرعتش را بکاهد. وقتی هم چنین لحظاتی پیش میآیند—مثل خط داستان لاول (جرماین) و میرِمبه (نومزامو)—اثرگذارند و تماشاگر را جذب شخصیتها میکنند، اما بلافاصله قطع میشود و به صحنهای عجیب و دیوانهوار دیگر میرود.
دوم اینکه آکیم اینجا به اندازهٔ قبل دوستداشتنی یا خندهدار نیست؛ اینکه این موضوع به خاطر کمانرژی بودن ادی، فیلمنامه متوسط یا صرفاً خفهشدن شخصیت آکیم تحتتأثیر سنت باشد، مشخص نیست؛ احتمالاً ترکیبی از این عوامل است. سوم اینکه سفر به نیویورک خیلی گذراست و بنابراین این فیلم بهدرستی «بازگشت به آمریکا ۲» نیست؛ تمرکز بیشتر روی زامونداست که مشکلی ندارد، اما داستان نیاز به ایدهها و فیلمنامهٔ جذابتری داشت.
در نهایت، جرماین فاولر در نقش لاول جونسن را دوست داشتم؛ او کاریزما دارد، اما در قیاس با مورفی در فیلم اول کمجانتر است. سازندگان باید زمان بیشتری برای پرداختن به پتانسیل جرماین و شخصیتش صرف میکردند.
با وجود این کاستیها، «بازگشت به آمریکا» برای طرفداران فیلم اصلی ارزش دیدن را دارد. دیدن همهٔ شخصیتهای قدیمی لذتبخش است و لحظات بامزه و سرگرمکنندهای دارد؛ برای مثال بخش ابتدایی با بوپوتو (تیانا تیلور) که مرا حسابی خنداند.
مدت زمان: ۱ ساعت و ۴۸ دقیقه. لوکیشنهای فیلمبرداری: آتلانتا، جورجیا و نیویورک سیتی.
نمره: B-/C+
پیش از شروع هم پنج ایراد به «بازگشت به آمریکا» وارد است: عنوان گمراهکننده (بخش اعظم داستان در زاموندا میگذرد)، بازگشت سهدهه بعد از فیلم اول، محوریت داستان حول پسری که قهرمان داستان از وجودش بیخبر بوده، سانتیزه شدن محتوا برای رسیدن به مخاطب گستردهتر و استفادهٔ کوتاهمدت از تکنیک دیجیتال جوانسازی بازیگران. اینها حداقل وجه اشتراک فیلم با آثاری مانند 2 Fast 2 Furious، The Odd Couple II، Indiana Jones and the Kingdom of the Crystal Skull، The Expendables 3 و The Irishman است — و این شرکت چندان مایهٔ افتخار نیست.
ما درمییابیم که زاموندا همسایهای به نام «نکستدوریا» دارد. این نام نشاندهندهٔ ورشکستگی خلاقیت کارگردان کریگ بروئر (گرچه هر فیلمسازی بهتر از جان لندیسِ معروف به حادثهای مرگبار است که فیلم اول را کارگردانی کرد) و فیلمنامهنویسان کِنیا باریس، باری دبلیو. بلاوستاین و دیوید شفیلد است. جای تعجب دارد که سه نفر وقت بگذارند برای نوشتن فیلمی که آنچه بهشکل طنز ارائه میشود، مثلاً آکیم (ادی مورفی) دائماً و با خوشرویی پسرش را «نامشروع» صدا میزند.
ناسزا گفتن به خودی خود خندهدار نیست؛ نیاز به زمینه و موقعیت دارد. در «بازگشت به آمریکا» زمانی که آکیم بدون اطلاع از معنی واژهای رکیک آن را بهکار میبرد و از سر ناآگاهی قصد مؤدب بودن داشته، خندهدار بود؛ اما اینکه او واقعاً معنی آزاردهندهٔ واژه «نامشروع» را نداند، قدری دور از باور است.
و دربارهٔ بارِ توهینآمیزِ فرهنگی، یک منبع «طنز» دیگر برخورد میان اشرافِ متمدن زاموندا و خانوادهٔ نامتعارف لاول (پسر نامشروع آکیم) است؛ مادر لاول، مری، و عمویش ریم بهترتیب با بازی لزلی جونز و تریسی مورگان اجرا شدهاند، بنابراین انتظار میرود گرایش به کلیشههای رفتاریِ آفریقایی-آمریکایی در فیلم دیده شود.
«بازگشت به آمریکا» خالی از لذت نیست، اما این لحظات نادر و پراکندهاند. برای نمونه، حضور گروههای En Vogue و Salt-N-Pepa که قطعهٔ «Whatta Man» (1993) را با اشعار بازآراییشده اجرا میکنند، جالب است — اما بهترین نکتهٔ فیلم بیتردید اجرای وسلی اسنایپس در نقش ژنرال ایزی (برادر بزرگتر ایمانی، نامزد اصلی گذشتهٔ آکیم) است. اسنایپس صحنهها را مال خود میکند و حتی از مورفی و هال پیشی میگیرد.
بقیهٔ فیلم بیشتر یادآور نوستالژی است و بهوضوح در ارزشهای دههٔ ۸۰ ریشه دارد. اشارهای به برابری جنسیتی وجود دارد وقتی آکیم سنتِ جانشینی سلطنت را تغییر میدهد تا دختر بزرگترش بتواند پس از مرگ او بر زاموندا حکومت کند؛ اما او بهطرز راحتی سنت دیگری را که از فیلم اول مانده و بر اساس آن پادشاهان و شاهزادهها توسط زنان جوانی شستوشو داده میشدند و آن زنان باید مطیع جنسی باشند، لغو نمیکند (و بهیادآوری ناراحتکننده اینکه ایمانی فقیر هنوز همانطور که در فیلم اول به او دستور داده شد، بهشکل تحقیرآمیز رفتار میشود).
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران