نیک شف نوجوان، همه چیز دارد؛ از نمرات خوب و سردبیری روزنامه مدرسه گرفته تا بازیگری و مقامهای ورزشی. ولی وقتی اعتیاد به زندگی او وارد میشود، پدرش به هر دری میزند تا بتواند او را از این منجلاب نجات دهد.
نیک شف نوجوان، همه چیز دارد؛ از نمرات خوب و سردبیری روزنامه مدرسه گرفته تا بازیگری و مقامهای ورزشی. ولی وقتی اعتیاد به زندگی او وارد میشود، پدرش به هر دری میزند تا بتواند او را از این منجلاب نجات دهد.
الهامگرفته از دو خاطره همزمان پدر و پسر (Beautiful Boy و Tweak)، اقتباس اثر فلیکس ون گروینجن رابطهٔ دیوید (استیو کارل) و نیک شف (تیموتی چالامت) را با دقت و احساس نشان میدهد؛ پدری و پسری که هر دو با اعتیاد پسر دست و پنجه نرم میکنند.
صمیمی و پر احساس، اما از نظر روایی نامتقارن و از لحاظ احساسی کماثر
«میگویند خودکشی راهحلی همیشگی برای مشکلی...
الهامگرفته از دو خاطره همزمان پدر و پسر (Beautiful Boy و Tweak)، اقتباس اثر فلیکس ون گروینجن رابطهٔ دیوید (استیو کارل) و نیک شف (تیموتی چالامت) را با دقت و احساس نشان میدهد؛ پدری و پسری که هر دو با اعتیاد پسر دست و پنجه نرم میکنند.
صمیمی و پر احساس، اما از نظر روایی نامتقارن و از لحاظ احساسی کماثر
«میگویند خودکشی راهحلی همیشگی برای مشکلی موقت است. مشکلِ آدم بودن اما ماهیّتاً چندان موقتی نیست.»
— نیک شف، Tweak (2008)
«هر کسی که این تجربه را دیده یا اکنون در میانهٔ آن است میداند که مراقبت از یک معتاد به همان اندازه پیچیده، پر رنج و توانفرساست که خود اعتیاد.»
— دیوید شف، Beautiful Boy (2008)
Beautiful Boy بر مبنای دو خاطرهٔ دیوید و نیک شف نوشته شده و فیلمنامهٔ آن را لوک دیویس و فلیکس ون گروینجن نگاشتهاند؛ فیلم، در نخستین تجربهٔ زبان انگلیسی کارگردان، از دید هر دو نفر—معتاد و پدر—واقعیتهای تلخ اعتیاد را روایت میکند. تمرکز اصلی روی تلاشهای دیوید برای درک و مقابله با اعتیاد پسرش به متآمفتامین است و فیلم در پی ارائهٔ یک اصالتِ بدون زرقوبرق و غیرعاطفیسازی بیشازحد است. با این حال، هرچند روایت صادقانه و محترمانه است، اتصالِ احساسی چندانی فراهم نمیکند.
فیلم ساختاری چرخهای و غیرخطی دارد که تکرار روندِ اعتیاد، ترک، بازگشت و دوبارهٔ اعتیاد را بازتاب میدهد. این ساختار، بهعلاوهٔ استفادهٔ مکرر از فلاشبکها، باعث شده که فیلم از نظر دراماتیک اندکی تکراری و کمشتاب به نظر برسد؛ اوجها و فرودها تمایز کافی ندارند و بارها و بارها همان الگوی «ظهور نیک در وضعیت نامناسب — تلاش دیوید برای کمک — بیتأثیری — ناپدیدشدن نیک» تکرار میشود. فلاشبکها گاهی مؤثرند و بهخوبی گذشته و حال را روبروی هم میگذارند، ولی اغلب بهصورت ابزاری بیشازحد استفاده میشوند و بیننده را به جای همراهی احساسی با داستان، متوجهِ پرسشهایی دربارهٔ ترتیب زمانی صحنهها و علتومعلولشان میکنند.
داستان از زندگی نیک در شهرستان مارین آغاز میشود: نوجوانی باهوش، محبوب و مهربان که رابطهٔ نزدیکی با پدرش دیوید، نامادریاش کارن و دو خواهر و برادر ناتنیاش دارد. دیوید روزنامهنگار است و خانواده شرایط متوسطِ راحت و هنری دارند. نیک بهتدریج درگیر مواد میشود؛ از ماریجوانا و الکل شروع میکند و سپس به کوکائین، اکستازی و بالاخص متآمفتامین و نهایتاً هروئین میرسد. فیلم سیر ورود به مرکز ترک، اقامت در خانهٔ میانراه، فرار، دورههای بهبودی و بازگشت به اعتیاد را نشان میدهد؛ رابطهٔ نیک با دختری بهنام جولیا و تلاشهای نافرجام دیوید برای کمک و درنتیجهٔ رنج و فاصله گرفتنِ بیشترِ پدر و پسر از هم بخشهای اصلی روایتاند.
مشکل اساسی ساختار فیلم، پرکاریِ فلاشبکها و آشفتگیِ زمانی است؛ گاهی صحنهها طوری پشتسر هم قرار میگیرند که مشخص نیست «حال» فیلم دقیقاً کدام لحظه است. نمونهای که منتقد مطرح میکند صحنهٔ کوتاهی است که دیوید نیک را برای رفتن به دانشگاه میرساند و آن دو با هم سیگار میکشند؛ این صحنه از نظر زمانی طوری نمایش داده میشود که نمیتوان آن را بهراحتی در زنجیرهٔ رویدادها جای داد. چنین ایراداتی باعث میشود ویرایش فیلم بیش از حد جلوه کند و بیننده را از تجربهٔ احساسی دور سازد.
از نظر موضوعی، فیلم نکات درستی دربارهٔ اعتیاد مطرح میکند: چرخهٔ معیوبی که معتادان را گرفتار میکند—احساس شرم و گناه برای کارهای انجامشده برای تهیهٔ مواد، که به نوبهٔ خود نیاز به مواد را افزایش میدهد؛ و نیز تلاشِ بیپایان برای بازسازیِ «اولین سرخوشی» که دیگر دستیافتنی نیست. یکی از جالبترین جنبهها این است که نیک نمونهای از معتادِ طبقهٔ متوسطِ برخوردار و تحصیلکرده است؛ اعتیادی که بدون یک ضربهٔ تراژیکِ آشکار آغاز میشود و نشان میدهد اعتیاد میتواند هر کسی را دربرگیرد.
رابطهٔ پدر و پسر از نقاط قوت فیلم است و بازی هر دو نقشِ اصلی—چالامت و کارل—ستودنی است. چالامت با بازی بدنی بسیار قوی نشان میدهد چگونه نیک از نوجوانی شیرین و عاشقپیشه به معتادی مضطرب و غیرقابلپیشبینی بدل میشود؛ در دوران ترک تأسف و خاکساری حس میشود و در دوران بازگشت، جنون و بیخودی. کارل بیشتر با چشمهایش کار میکند؛ ناامیدی، درماندگی و غم را با شدت منتقل میکند و نشان میدهد تأثیر اعتیادِ نیک بر روانِ دیوید کمابیش به اندازهٔ تأثیر جسمیِ آن بر خود نیک عمیق است. این دو بازی، اگرچه فیلم را از فروپاشی نجات میدهند، اما ساختارِ روایت تا حدی مانع از آن میشود که تاثیر کاملِ اجراییِ آنها بر تماشاگر گذاشته شود.
از سوی دیگر، فیلم برخی از زوایای تاریکترِ ماجرا را حذف میکند؛ مثلاً دورهای که نیک برای تأمین هزینهٔ مواد به تنفروشی رو میآورد یا مرحلهٔ تزریقِ متامفتامین که بسیار خطرناک است، یا دستکم با صراحت نمایش داده نشدهاند. این خودسانسوری باعث میشود فیلم کمی پاکیزه و محافظهکارانه به نظر برسد و از شدتِ دردناکِ واقعیت فاصله بگیرد. همین کمبودِ جزئیاتِ غمانگیز به کمتر شدن بار احساسی اثر کمک نمیکند.
کمبود کاراکترپردازی فراتر نیز محسوس است: شخصیتها عمدتاً در چارچوبِ «پدر وظیفهشناس» و «پسر درمانده» محصور میمانند و فرصتی برای دیدهشدن در زندگی خارج از اعتیاد ندارند. دو نقشِ زنِ مهمِ فیلم—کارن و ویکی—هم قابلیتهای بازیگرانِ توانمندشان را نشان نمیدهند و تا حد زیادی در حاشیه باقی میمانند؛ این هدررفتِ ظرفیت بازیگران، ضربهای به کاملتر شدن روایت است.
Beautiful Boy در مقایسه با آثار برجستهٔ دیگری دربارهٔ اعتیاد (چون Requiem for a Dream یا Trainspotting و نمونههای کلاسیکتر) در آن سطح نیست. شاید این فیلم بیش از آنکه تماشاگر را تکان دهد و ویرانکنندهٔ احساسات باشد، برای خانوادهها و بستگان کسانی که با اعتیاد سروکار دارند حکمِ راهنما و نمایشِ آموزشی را داشته باشد. باوجود همهٔ این نقدها، فیلم صادقانه و پر از احساس است و اجرای بازیگرانِ اصلی واقعی و تأثیرگذار است؛ اما تکرارِ ساختاری، ویرایشِ گاه آزارنده و فقدانِ پرداختِ عمیقترِ انسانی باعث شدهاند که اثر نتواند آن ضربهٔ احساسیِ مورد انتظار را به تماشاگر بزند.
«میدانی چقدر دوستت دارم؟ اگر همهٔ واژههای دنیا را جمع کنی هم باز توصیف آنچه برایت حس میکنم نیست. آنچه برایت احساس میکنم همهچیز است. تو را بیش از همهچیز دوست دارم.»
— دیوید شف
Beautiful Boy قصهای واقعی و دلخراش است از تلاشی پدری برای مراقبت از پسر معتادش؛ فیلمی که میتواند شما را به گریه بیندازد و به فکر فرو ببرد، فیلمی ساختهشده با دقت و احساس، اما همزمان از لحاظ روایی و احساسی ناقصهایی دارد که مانع از تبدیل شدنش به تجربهای کامل و ویرانکننده میشوند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران