بهترین توصیف برای «بمبشِل» این است که داستانیست که باید به یاد آورده و روایت شود، اما فیلمی که ساختهاند خوب است نه عالی. بازیگران — بهخصوص نقشهای اصلی — فوقالعادهاند و گریم هم شگفتانگیز است، اما روایت، کارگردانی و تدوین خلاقیت لازم را ندارند و در نتیجه آن ضربهٔ کاریای را که فیلم میتوانست بزند، نمیزند. با این حال «بمبشِل» هنوز ارزش دیدن دارد،...
بهترین توصیف برای «بمبشِل» این است که داستانیست که باید به یاد آورده و روایت شود، اما فیلمی که ساختهاند خوب است نه عالی. بازیگران — بهخصوص نقشهای اصلی — فوقالعادهاند و گریم هم شگفتانگیز است، اما روایت، کارگردانی و تدوین خلاقیت لازم را ندارند و در نتیجه آن ضربهٔ کاریای را که فیلم میتوانست بزند، نمیزند. با این حال «بمبشِل» هنوز ارزش دیدن دارد، اگر فقط برای یادآوری این باشد که چهچیزهایی هنوز علیه زنان در جریان است — نه فقط در هالیوود، بلکه در سراسر جهان. — کریس دوس سانتوس
بخشی از دادخواست گرتشن کارلسون علیه راجر آیلز (۶ ژوئیه ۲۰۱۶) — گزیده:
11. حدود ۳ سپتامبر ۲۰۰۹، کارلسون به سرپرستش شکایت کرد که یکی از هممجریهای او در Fox & Friends، استیو دویسی، با رفتارهای جنسیتزده و تحقیرآمیز بهطور منظم برای او فضای کار را خصمانه کرده، از جمله گذاشتن دستش روی او و پایین کشیدن بازویش برای ساکت کردن او در طول پخش زنده.
12. دویسی الگویی از آزار جنسی شدید و فراگیر علیه کارلسون را دنبال میکرد، از جمله مسخره کردن او در زمان تبلیغات، طرد کردن او خارج از آنتن، امتناع از تعامل با او در برنامه، کوچکانگاشتن مشارکتهایش در برنامه و بهطور کلی تلاش برای «سر جای خود نشاندن» او؛ امتناعی از پذیرفتن و رفتار کردن با او بهعنوان یک روزنامهنگار زن باهوش و عمیق، و نه بهعنوان یک زن بورِ تزئینی.
13. پس از اطلاع آیلز از شکایات کارلسون، او کارلسون را «زنستیز» و «قاتل» خواند و به او گفت باید «با پسرها کنار بیاید».
20. هرگاه آیلز مستقیماً با کارلسون صحبت میکرد، مضمونی جنسی و جنسیتزده را وارد مکالمات مینمود، از جمله:
a. ادعا کردن اینکه کارلسون همهچیز را طوری میبیند که «فقط بر زنان میبارد» و دستور به او برای «دستبرداشتن از اینکه اینقدر زود از همه چیز دلخور میشود».
b. توصیف کارلسون بهعنوان «زنستیز» و «قاتل» که سعی میکند «پسرها را کمنور کند» در Fox & Friends.
c. نگاه شهوتآلود به کارلسون در دفترش و از او خواستن که بچرخد تا او پشتِ او را ببیند.
d. اظهار نظر دربارهٔ اینکه برخی لباسها اندام کارلسون را بهتر نشان میدهند و تشویق او به پوشیدن آنها هر روز.
e. تکرار اظهار نظر دربارهٔ پاهای کارلسون.
f. اظهار تأسف از اینکه ازدواج «کسلکننده»، «سخت» و «چندان لذتبخش» نیست.
g. پرسیدن با صدای بلند که چگونه کسی میتواند با کارلسون ازدواج کند، در حالی که به طرق مختلف آزار جنسی انجام میداد، از جمله گفتن اینکه اگر بتواند یک نفر را برای گیر افتادن در جزیرهای متروک انتخاب کند، او را انتخاب میکرد.
h. گفتن «مطمئنم تو (کارلسون) وقتی بخواهی حرفهای شیرین میزنی».
i. پرسیدن احساس کارلسون نسبت به او و دنبال کردن با «میفهمی منظورم را؟»
j. به رخ کشیدن به حاضران که او همیشه وقتی زنی برای سلام آمد، مینشیند تا آن زن مجبور شود خم شود و سلام کند.
k. خجالتزدن کارلسون با گفتن به دیگران در حضور او که «با سه ملکهٔ سابق زیبایی رابطه داشته اما با او نداشته».
l. گفتن به کارلسون که «جذاب است، اما خیلی زحمت دارد».
نقلقولها:
- دونالد ترامپ در برنامه Meet the Press (۲۳ ژوئیه ۲۰۱۶) دربارهٔ برخی از زنان شاکی: «میدانم چقدر او به آنها کمک کرده... حالا ناگهان این چیزهای وحشتناک را دربارهاش میگویند. خیلی ناراحتکننده است. چون او آدم خیلی خوبی است.»
- شان هانی (توییتر؛ ۱۸ مه ۲۰۱۷) در ستایش راجر آیلز: «امریکا یکی از بزرگترین مبارزان میهنپرستش را از دست داد... او بهتنهایی چشمانداز سیاست و رسانهٔ امریکا را تغییر داد...»
- مگین کلی دربارهٔ تجربهٔ تحقیر: «از من خواستند بچرخم. من این کار را کردم. اگر نفهمید چقدر تحقیرآمیز است، کاری از من ساخته نیست.»
نقد و بررسی کلی:
فیلم گاهی به عنوان «داکو-درامدی» توصیف شده — ترکیبی از مستند و درام/کمدی — که الهاماتی از آثاری مانند The Big Short و Vice میگیرد. سبک نخستین دقایق فیلم پرانرژی، برشخورده و خودآگاه است؛ جذابیت بصری و ریتم تدوینی تند که گویی از کارهای اوان مککی و حتی برخی فیلمهای الیور استون تاثیر گرفته است. با این حال پس از گذشت مدتی، فیلم به قلمرو نسبتاً سنتی درام مبتنی بر واقعیت میلغزد و آن پویایی اولیه تا حدودی کنار گذاشته میشود، طوری که برخی فرمهای ابتدای فیلم (مثلاً شکستن دیوار چهارم) پس از آن تنها یک سکانس منفرد باقی میمانند.
روایت سهگانهٔ فیلم (مگین کلی، گرتشن کارلسون و کاراکتر ترکیبیِ کیلا پوسیسیل) کارایی خوبی دارد؛ اگرچه تقسیم کاملاً متقارن نیست و فیلم تا حدی بر شخصیت کلی متمرکزتر است. این ساختار نشان میدهد که آیلز چگونه کارکنان زن را مانند کالا میدید: برای هر کارلسون یک کلی هست که جایگزینش شود و برای هر کلی، یک پوسیسیل آمادهٔ جایگزینی وجود دارد.
فیلم بهخاطر نشان دادن ماهیت آزار جنسی در محیطی مردسالار و زنانِ حامیِ نظام مذکور، تأثیرگذار و گاهی تکاندهنده است. صحنهای بهخصوص که تجمیع تجربهٔ چند زن را در بر دارد، آنقدر واقعی و ناراحتکننده است که تماشاگر را درگیر احساس خردشدگی و خفت میکند؛ این نشان میدهد که آزار جنسی بیش از آنکه دربارهٔ میل جنسی باشد دربارهٔ قدرت، سلطه و تحقیر است.
بازیها:
- چارلیز ترون در نقش مگین کلی عملکردی درخشان دارد؛ با حالت، رفتارش، صدای خشدار و پروتزهای ظریف، کاملاً در نقش ناپدید میشود. این اجرا فراتر از تقلیدِ صرف است و شخصیت را با عمق نشان میدهد.
- جان لیتگو نقش راجر آیلز را با مدولاسیون جذابی ایفا میکند؛ در ابتدا وجهی پدرانه و محافظ به او میدهد و سپس بتدریج چهرهٔ ظالم و تحقیرگرِ او آشکار میشود. سکانسهایی که در آن کنترل، تمایل جنسی و تحقیر تجمع مییابند، بهخوبی با کارگردانی و اجرا پرداخت شدهاند و هستهٔ ناراحتکنندهٔ فیلم را تشکیل میدهند.
سایر بازیگران از جمله نیکول کیدمن و مارگوت رابی نیز نقشهای مهمی دارند و ترکیب این سه نقشمحور سطح فیلم را بالا میبرد.
نقاط ضعف:
- فیلم تا حدی فاقد ظرافت است و در برخی بخشها از زیرمتنهای سیاسی یا تحلیل عمیقتر صرفنظر میکند؛ کارگردان عمدتاً میخواهد موضوع را فراتر از جناحبندیهای سیاسی نشان دهد و در نتیجه نسبت به برخی جنبهها مانند سوابق سیاسی شخصیتها یا ابعاد پیچیدهتر واکنشهایشان سکوت میکند. بهعنوان مثال، شخصیت کلی تا حدی پاک و بدون لکه نشان داده شده و این میتوانست با پرداختی متفاوت تعمیق یابد.
- تغییر ناگهانی لحن پس از نیمساعت اول و ترکیب تصاویر آرشیوی واقعی با بازی لیتگو، گاهی انسجام فرمِ اجرایی فیلم را میشکند.
- فیلم بهاندازهٔ لازم به این مسأله نمیپردازد که چگونه برخی از زنان در موقعیتهای مختلف خود نیز به حفظ یا مشروعیتبخشی آن نظام کمک کردهاند؛ انتخاب روایت این است که تمرکز بر تحقیر و سوءاستفاده باشد و از قضاوت گسترده دربارهٔ پیچیدگیهای فردی و سیاسی دوری کند.
دیدگاههای دیگر:
- بینندگان محافظهکار طرفدار شبکهٔ مورد اشاره ممکن است از فیلم خوششان نیاید؛ اما برای دیگران که میخواهند نگاهی به پشتصحنهٔ پدیدهای که پیشدرآمد جنبش #MeToo بود داشته باشند، فیلم آموزنده و ارزشمند است.
- برخی بینندگان که نگران جانبداری یا «تحقیقنمایی» فیلم بودند، در پایان آن را سرگرمکننده و تأثیرگذار یافتهاند؛ تغییرات داستانی کوچک و خلق کاراکتر ترکیبی در نگاه برخی تماشاگران قابلقبول بوده است، چرا که هدف انتقال تجربهٔ کلی قربانیان بوده است.
جمعبندی:
«بمبشِل» فیلمی ضروری و تاثیرگذار است که با بازیهای قوی و جلوههای بصری متقاعدکننده، تصویر هولناک آزار جنسی و تحقیر در محل کار را منتقل میکند، هرچند از نظر فرم و عمق روایت کاستیهایی دارد که باعث میشوند از عالی بودن بازبماند. اما بهعنوان یادآوریای از آنچه هنوز علیه زنان اتفاق میافتد، دیدن آن مهم و توصیهشده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران