"سانی" و "سل" به بانکی دستبرد میزنند اما پای پلیس به ماجرا کشیده میشود و آنها کارمندان بانک را گروگان می گیرند. سانی که برای فراهم کردن خرج عمل معشوقش دست به این دزدی زده قصد دارد بدون کشتن گروگان ها این ماجرا به اتمام برسد. از طرفی گروهبان "مورتی" نیز سعی دارد او را متقاعد به تسلیم شدن بکند. همزمان داستان عجیب زندگی سانی توسط رسانه ها پخش می شود و ...
"سانی" و "سل" به بانکی دستبرد میزنند اما پای پلیس به ماجرا کشیده میشود و آنها کارمندان بانک را گروگان می گیرند. سانی که برای فراهم کردن خرج عمل معشوقش دست به این دزدی زده قصد دارد بدون کشتن گروگان ها این ماجرا به اتمام برسد. از طرفی گروهبان "مورتی" نیز سعی دارد او را متقاعد به تسلیم شدن بکند. همزمان داستان عجیب زندگی سانی توسط رسانه ها پخش می شود و ...
برندهٔ ۱ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۱۴ جایزه و ۲۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان300
اخیراً به تماشای آثار سیدنی لومه و اجرای کلاسیکِ آل پاچینو در دههٔ ۷۰ علاقهمند شدهام، و به این فیلم برخوردم که مدتها روی دیویدی داشتم. دیدن مستند جدید دربارهٔ شخصیتی که پاچینو بازی میکند — «سگ» — هم برایم جالب خواهد بود؛ امروز دربارهاش مطلع شدم. فیلمهای لومه که پیش از این دیدهام («دوازده مرد خشمگین»، «انسان فراری»، «تپه»، «نوارهای اندرسون» و «قتل در...
اخیراً به تماشای آثار سیدنی لومه و اجرای کلاسیکِ آل پاچینو در دههٔ ۷۰ علاقهمند شدهام، و به این فیلم برخوردم که مدتها روی دیویدی داشتم. دیدن مستند جدید دربارهٔ شخصیتی که پاچینو بازی میکند — «سگ» — هم برایم جالب خواهد بود؛ امروز دربارهاش مطلع شدم. فیلمهای لومه که پیش از این دیدهام («دوازده مرد خشمگین»، «انسان فراری»، «تپه»، «نوارهای اندرسون» و «قتل در قطار شرق») را بسیار دوست دارم — او در نمایشِ فروپاشی تدریجی شخصیتهایش که از صفحهٔ تصویر فوران میکند، استاد است.
در آن دوران پاچینو تقریباً هیچ خطایی در کارش نداشت — او تسلطِ محکمی بر تواناییهای عظیمش داشت و دقیقاً میدانست از آن چه میخواهد تا آثاری درخشان خلق کند؛ بعضی از بهیادماندنیترین شخصیتپردازیها در سینمای معاصر از اوست. (و از سالِ «هیِت» به بعد، دیگر سراغ آثارش نروید؛ هم به نفع اوست و هم به نفع شما.)
فیلمی خوب، اما بهیادماندنیتر از آنچه بعضی میگویند نیست.
لومه این فیلم را بر اساس یک حادثهٔ واقعی ساخته — ماجرایی که هنوز هم در آموزش افسران پلیس مطالعه میشود: مردی همجنسگرا که برای پرداخت هزینهٔ عمل تغییر جنسیتِ شریکش تصمیم به سرقت بانک میگیرد، اما وقتی اوضاع پیچیده میشود مدیر و کارمندان بانک را گروگان میگیرد و ناگزیر تلاش میکند تا کشته یا دستگیر نشود، در حالی که مأموران پلیس محل را محاصره کردهاند و جمعیتی خشمگین و نسبت به مقامات بیهمدرد رفتار میکنند. فیلم در سال ۱۹۷۵ ساخته و اکران شد و دقیقاً با فضای زمانی که در آن ساخته شده همخوانی دارد: دههٔ بزرگ نافرمانیهای مدنی، به چالش کشیدنِ قدرتها و بروز جنبشِ همجنسگرایان.
صادقانه بگویم از حادثهٔ واقعیِ پشت فیلمنامه آگاهی کاملی ندارم، برای همین ترجیح میدهم روی این بازنماییِ دراماتیکِ خوب تمرکز کنم. طراحی صحنه و لباسها، انتخاب هوشمندانهٔ لوکیشن و فیلمبرداری همه بسیار دقیق انجام شده و فیلم از نظر بصری کیفیتِ خوبی دارد. ریتم خوشایند فیلم در ابتدا نسبتاً سریع است، اما در میانه کند میشود، شاید برای تقلید از رفت و برگشتِ مذاکرات میان مقامات و سارقین ناکارآمد. اگر تاریخ آینهای از زمانِ خودش باشد، همین را میتوان دربارهٔ دیالوگها هم گفت که در آنها کلمات رکیک با آزادیای به کار رفته که قبلاً غیرقابلتصور بود.
با اینکه بسیاری این فیلم را از واجبات تماشا میدانند، من صادقانه با این نظر موافق نیستم. این فیلم برای طرفداران آل پاچینو یا لومه واجبالدید است و قطعاً برای چرخهٔ فیلمهای دههٔ ۷۰ پیشنهاد خوبی خواهد بود، اما در مجموع همین است؛ فیلمِ نسبتاً خوبی است اما به سختی میتوان آن را یادماندنی خواند. آل پاچینو بازیگر برجستهای است و در زمان ساخت این فیلم در دورهٔ خوشی از کارنامهاش قرار داشت، اما باید اعتراف کنم آثار بهتری از او پیش و پس از این ساخته شدهاند — تنها به «پدرخواندهٔ قسمت سوم»، «عطرِ یک زن» یا «وکیل مدافع شیطان» فکر کنید. جان کازال در نقشِ کمحرفترش خوب است و چارلز دورنینگ و کریس ساراندون هر دو سزاوار تحسین برای کارِ خوبشان هستند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران