جادوگری بنام «بالتازار بلیک» ( نیکلاس کیج ) یک جوان ظاهرا معمولی و بی عرضه را انتخاب می کند تا از شهر نیویورک در مقابل رقیبش، «ماکسیم هروات» ( آلفرد ملینا ) دفاع کند...
جادوگری بنام «بالتازار بلیک» ( نیکلاس کیج ) یک جوان ظاهرا معمولی و بی عرضه را انتخاب می کند تا از شهر نیویورک در مقابل رقیبش، «ماکسیم هروات» ( آلفرد ملینا ) دفاع کند...
مثل همیشه، منتقدان بهطور کلی بد نوشتهاند، اما نظرات مردم عادی نمرهی بهتری به فیلم دادهاند (اگرچه عالی هم نیست). چندان هم تعجبآور نیست؛ آنهایی که خودشان را دانای مطلق میدانند همیشه از فیلمهایی که صرفاً برای سرگرمی ساخته شدهاند غر میزنند.
من فیلم را ارزش وقت و پولی که صرفش شد دیدم. البته قصه خیلی پیچیده یا جذاب نیست، اما چه کسی واقعاً از چنین...
مثل همیشه، منتقدان بهطور کلی بد نوشتهاند، اما نظرات مردم عادی نمرهی بهتری به فیلم دادهاند (اگرچه عالی هم نیست). چندان هم تعجبآور نیست؛ آنهایی که خودشان را دانای مطلق میدانند همیشه از فیلمهایی که صرفاً برای سرگرمی ساخته شدهاند غر میزنند.
من فیلم را ارزش وقت و پولی که صرفش شد دیدم. البته قصه خیلی پیچیده یا جذاب نیست، اما چه کسی واقعاً از چنین فیلمی انتظار داستانی عمیق دارد؟ مشخصاً مخاطب فیلم جوانترها و کسانی است که به جادو و ماجراجوییهای کلاسیک علاقه دارند. جلوههای ویژه خیلی خوب بودند و تم جادوی سنتی را واقعاً پسندیدم. حضور نیکلاس کیج هم طبیعتاً کمک زیادی کرده است.
کافی و قابل قبول، اما چیز برجستهای ندارد.
«کارآموز جادوگر» فیلمی است جالب، اما ایدهی اصلیاش انقلابی نیست و همان ضربآهنگ کلی فیلمهای مشابه را دنبال میکند؛ یادِ «Bulletproof Monk» و «Percy Jackson & the Olympians: The Lightning Thief» میافتم که تنظیماتی شبیه به هم داشتند.
با این حال فیلم لذتبخش است. نیکلاس کیج بهنوعی همیشه سرگرمکننده است و جی باروشل مخصوصاً در قسمتهای کمیک خوب کار میکند. آلفرد مولینا هم بعد از حضور در «Prince of Persia: The Sands of Time» دو ماه پیش دوباره در یک فیلم لایو-اکشن دیزنی ظاهر شده؛ او بازی خوبی دارد اما در آن فیلم بهتر بود.
جلوههای ویژه عالیاند و دیدنشان روی پرده واقعاً لذتبخش بود. موسیقی متن خوب است، هرچند ریتمبندی فیلم میتوانست بهتر باشد. در کل فیلمی است که تا حدودی راضیکننده بود. دیدنش ارزش دارد؟ بله.
بهجز یک صحنهی سرگرمکننده که به بخشی از «کارآموز جادوگر» لوکاس و چند جاروی بیش از حد پرهیجان اشاره دارد، این یک اقتباس ضعیف از این افسانهٔ آرتوریاست. در روزگاران قدیم «مرلین» موفق میشود «مورگانا» (آلیس کریگ) را داخل چیزی شبیه به یک عروسک روسی زندانی کند. این وظیفه بر عهدهٔ «بالتازار» (نیکلاس کیج) میافتد که آن را طی هزارهها حفظ کند تا جانشین جادوگر دانا پدیدار شود. این جانشین بهطور نامحتمل در قالب «دیوی» نسبتاً دستوپاچلفتی (جی باروشل) ظاهر میشود و بالتازار باید آن جوان بیدستوپا را در فنون جادو آموزش دهد. در همین حال، شرور «هوروات» (آلفرد مولینا) در تلاش است تا جادوگر را آزاد کند و با کمک یک راکِر به سبک بیلی آیدل، «دریک استون» (توبی کببل) دنبالشان است.
برای انصاف، نیت فیلم خوب است—عملکردهای پرشتاب و اکشن فراوان، جلوههای بصری قابل قبول و از نظر ظاهری هم فیلم قابلقبولی است. اما بازیگری خیلی ضعیف است. کوچکترین جرقهای بین کیج و شاگرد جوانش دیده نمیشود؛ مولینا در نقش هورواتِ خوشتیپ و بیرحم چندان تأثیرگذار نیست و بقیهٔ بازیگران بیشتر باعث شلوغی کار شدهاند، بهجز کببل که گویا کمی دارد خوش میگذراند. دیالوگها معمولیاند و با مدتزمان تقریباً دو ساعته فیلم، احساس میشود بیش از حد طولانی است. حیف؛ امکانات برای ساختن فیلمی خوب وجود داشته، اما تخیلات آقایان کیج و ترتلتب (Turteltaub) کار را خراب کرده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران