آیا میدانستید رمان «جاسوسی که از سرما بازگشت» نوشتهٔ دیوید کورنوِل (که با نام قلمیِ جان لو کاره شناخته میشود) بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون نسخهی فیزیکی فروخته است؟ این موفقیتِ چشمگیر، پیش از آن بود که ریچارد برتون نقش «آلک لیماس» را در اقتباس سینمایی بهعهده بگیرد و سالها پیش از آنکه سر الک گینس نقش جاسوسِ پژوهشگر «جورج اسمایلی» را در «تیندر، تیلِر،...
آیا میدانستید رمان «جاسوسی که از سرما بازگشت» نوشتهٔ دیوید کورنوِل (که با نام قلمیِ جان لو کاره شناخته میشود) بین ۱۲ تا ۱۵ میلیون نسخهی فیزیکی فروخته است؟ این موفقیتِ چشمگیر، پیش از آن بود که ریچارد برتون نقش «آلک لیماس» را در اقتباس سینمایی بهعهده بگیرد و سالها پیش از آنکه سر الک گینس نقش جاسوسِ پژوهشگر «جورج اسمایلی» را در «تیندر، تیلِر، سالِجر، اسپای» بازی کند. این آمار نشاندهندهٔ عظمتِ نویسندهای است که در این فیلم مستند، بهصورت صریح و بیپرده از زندگیاش سخن میگوید؛ گفتوگویی یکبهیک با ارول موریس که کارگردان تنها گاهبهگاه به جلو میراند و در نتیجه یادداشتی کوتاه اما آموزنده از زندگی مردی ارائه میشود که شاید در نگاه اول مقدر به رفتن به قلههای ادبی بهنظر نمیرسید. از کودکیاش آغاز میکنیم، زمانی که عمدتاً تحتِ سرپرستی پدر کلاهبردارش بزرگ شد (پس از اینکه مادرش از دزدیها و معشوقهها خسته شد و وقتی او پنجساله بود خانواده را ترک کرد)، و این مسیر تا تحصیل در آکسفورد، جذب شدن در دستگاه اطلاعاتی بریتانیا و درنهایت دلزدگی از آن سازمانها دنبال میشود؛ سپس او تجربههایش را در بیش از بیست رمان به رُخ کشیده است. این فیلم درسی دربارهٔ «چگونه یک تریلر بنویسیم» نیست؛ بلکه ساختارِ جذاب و آموزندهای است دربارهٔ اینکه چگونه اندک تجربه، درکِ طبیعتِ انسانی و تخیلِ زنده میتواند آثاری خلق کند که مخاطب را مجذوب میسازد. او این مطالب را با صداقت، شوخطبعی، اندکی خود-تحقیر و مهمتر از همه با راستی بیان میکند. زبانِ او پخته و سنجیده است و آدم میتواند ساعتها به شنیدنِ آن ادامه دهد. شاید چیز زیادی دربارهٔ فنونِ نوشتنِ داستان جاسوسی نیاموزید، اما با این انسانِ جذاب و تأثیرگذار آشنا خواهید شد. این اثر تولید اپل تیوی است و ممکن است نمایش سینمایی محدودی داشته باشد، اما اگر اندکی هم به ژانر، به نویسندگی یا به شنیدنِ صدایِ انسانی جالب علاقه دارید، قطعاً تماشایش ارزشمند است.
نفوذ در ذهن یک جاسوس بیتردید چالشبرانگیز است؛ نفوذ در ذهنِ یک رماننویس که زمانی جاسوس بوده و اکنون دربارهٔ آن حرفهٔ مرموز مینویسد، تقریباً غیرممکن است. این یکی از موانعی است که بر سرِ این معرفینامه دربارهٔ دیوید کورنوِل (معروف به جان لو کاره، ۱۹۳۱–۲۰۲۰) قرار دارد؛ مردی که زمانی در امآی۵ و امآی۶ خدمت کرده بود. بر پایهٔ خاطراتِ خودِ نویسنده، تازهترین اثرِ مستندساز ارول موریس این رماننویس پُرفروش جاسوسی را زیر میکروسکوپ میگذارد تا دریابد جان لو کاره کیست، چه عواملی بر زندگی و آثارش تأثیر گذاشتهاند و چگونه رمانهایش این تأثیرات را در مضمون و محتوا بازتاب میدهند. از طریق بحث دربارهٔ آثاری چون «جاسوسی که از سرما بازگشت»، «تیندر، تیلِر، سالِجر، اسپای»، «مردانِ اسمایلی»، «یک جاسوس کامل» و «جنگِ آینه» و با کمکِ قطعاتی از اقتباسهای سینمایی و تلویزیونیِ این آثار، لو کاره و موریس دربارهٔ اهداف نویسنده در زندهکردنِ این داستانها تأمل میکنند؛ برخی اهداف شخصی و برخی بیان احساسات او نسبت به دنیای مبهم و تاریکی که پشت سر گذاشته و سپس روی کاغذ آورده است. بسیاری از آنچه نویسنده مطرح میکند، تیره، مرموز و آکنده از سازوکارهای خیانت و توطئه است؛ وضعیتی که کموبیش بازتاب همان زندگیای است که او ترک کرده و نیز دورانِ ناخوشایندِ کودکیاش در کنار پدر نامطمئن و فنّیستش که کلاهبرداری حرفهای بود. این بینشها، بهراستی، پریشانکننده و دلگیرکنندهاند. اما این مواد نگرانکننده با رشتهای از اظهارنظرهای غالباً گیجکننده دربارهٔ چشماندازهای وجودی و نیاتِ ادبیِ لو کاره تشدید میشود؛ برخی از این اظهارنظرها بیش از حد به خودخواهیِ فکری و تأملِ درونی میماند و تلاشهایی اغراقشدهاند برای جمعبندی دیدگاههای او دربارهٔ طبیعتِ انسان و روابط انسانی که در آثارش منعکس شدهاند. میتوانم تصور کنم مخاطبانی برای چنین فیلمی وجود داشته باشند — علاقمندانِ فرهنگِ بریتانیا، طرفدارانِ آثار نویسنده، ژانرِ رمان جاسوسی و درامهای تلویزیونی PBS/BBC — اما برای من اثر چندان تأثیرگذار نبود، بهویژه که این ساخته در قیاس با بسیاری از آثار بهترِ موریس رنگ میبازد. خوشبختانه زمان نسبتاً کوتاهِ فیلم (۱ ساعت و ۳۲ دقیقه) نجاتبخش آن است (هرچند فیلم پس از یک مقدمهٔ بیش از حد طولانی و بسیار مفصل، بهبود پیدا میکند). ظاهراً لو کاره در فیلم اشاره میکند که رمانهایش را پادزهری در برابر کتابها و فیلمهای جیمز باند میداند، اما از دیدِ من، هر زمان که لازم باشد من نسخهٔ ۰۰۷ را ترجیح میدهم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران