صهیون، شهر انسانها در مقابل حملات بی امان ماشینها مقاومت می کند، در حالی که نئو در میدانی دیگر، برای خاتمه دادن به این نبرد، با مامور اسمیت سرکش می جنگد.
صهیون، شهر انسانها در مقابل حملات بی امان ماشینها مقاومت می کند، در حالی که نئو در میدانی دیگر، برای خاتمه دادن به این نبرد، با مامور اسمیت سرکش می جنگد.
و بدینترتیب سال بسیار تبلیغشدهٔ «سالِ ماتریکس» به پایان رسید. اما حقیقت این است که سال واقعیِ ماتریکس متعلق به ۱۹۹۹ بود؛ زمانی که اثر اصلیِ بدیع درست در زمان و مکانِ مناسب عرضه شد. ماتریکس با لمس کردن روح زمانه و ترسهای مربوط به یِـ۲کا از سلطهٔ ماشینها بر بشر، نه تنها صحنههای اکشن آهستهشده را با سبک «وقتِ گلوله» جان تازهای بخشید، بلکه...
و بدینترتیب سال بسیار تبلیغشدهٔ «سالِ ماتریکس» به پایان رسید. اما حقیقت این است که سال واقعیِ ماتریکس متعلق به ۱۹۹۹ بود؛ زمانی که اثر اصلیِ بدیع درست در زمان و مکانِ مناسب عرضه شد. ماتریکس با لمس کردن روح زمانه و ترسهای مربوط به یِـ۲کا از سلطهٔ ماشینها بر بشر، نه تنها صحنههای اکشن آهستهشده را با سبک «وقتِ گلوله» جان تازهای بخشید، بلکه بار سیاسیای داشت که اکنون در دنیای قرن بیستویکمیِ تحت سلطهٔ «جنگ با ترور» کمحرارت بهنظر میرسد، نه جنگ با تکنولوژی.
«ریلودد» با همهٔ ایرادهایش تلاش کرد سطح کار را بالا ببرد؛ هم در گسترش اسطورهٔ ماتریکس و هم در جلوههای پرهزینهٔ تصویری. اما «ریولوشنز» راضی است که در سایهٔ آن حرکت کند؛ دو ساعت و اندی نهاییِ یک تکهٔ چهار و نیم ساعتهای که در ذهن سازندگان، فیلم اصلی صرفاً یک سکانس قبل از عنوانها به حساب میآید. درست است که در «ریولوشنز» کمتر سخنان فلسفیِ پرطمطراق میبینیم و تأکید بیشتری روی اکشن هست، ولی خواچوفسکیها خود را در ورطهٔ شبهروشنفکری گرفتار کردهاند و تنها میتوانند اثری ارائه دهند که در آن جلوهٔ بصری و ادعاهای ژرفنما یکی پس از دیگری میآیند؛ احساسات خام و تحریک فکری هرگز به شکلی یکپارچه درنیامدهاند.
ستپیسِ اکشنِ ممتدِ «حملهٔ سنتینلها به زایون» بیتردید هیجانانگیز است، اما اصلاً حس نمیکند که ادامهای نزدیک برای قسمت اولِ ماتریکس باشد. اولاً، زایون در تمام فیلم نخست بیرون از تصویر بود. ثانیاً — و از نظر دراماتیک مهمتر — این مرکزیتِ داستانی شخصیتهای اصلی را حداکثر به تماشاگرانی درجه دو تقلیل میدهد. نئو و ترینیتی در ماموریتِ خودشاناند. مورفئوس—که حالا ژاکتی زرشکی بهپوشیده که بیشتر شبیه یک پلیور بنِتون است تا لباسی درخورِ جایگاهش بهعنوان خنکترین مردِ (یا زیرِ) سیاره— عملاً در نقش مسافر کنار نیوب قرار میگیرد. در عوض، بازیگران کلیدی صحنه، «کید» هستند که پیشزمینهشان فقط برای کسانی روشن است که حوصله کرده و «آنیماترکس» را دیدهاند، و میفونه که تأثیرش روی پرده کوتاه اما بهیادماندنی است.
اینکه چنین صحنهٔ محوری کاملاً با شخصیتهای فرعی پُر شده، نه تنها ناامیدکننده است بلکه به فیلم لطمه میزند، چون توجه را از اعمال اوجگیرِ قهرمانان دور میکند. در واقع، این همان بخش است که بیشتر از گفتوگوی حیاتیِ نئو با چهرهٔ ماشینها شبیه «جادوگر از شهر اُز» یا درگیریِ هواییِ او با اسمیت در ذهن میماند (مبارزهای که اثرات صوتی و تصویریاش پس از «ریلودد» وِرژنِ «برلی براول» کاهش یافته است).
برخی تماشاگران واقعاً با پایانِ فیلم راضی خواهند ماند و پرسشهایشان پاسخ داده میشود، اما آنها کسانیاند که تکلیفشان را انجام دادهاند. بدون پر کردنِ شکافهای داستانی از طریق دیدنِ «آنیماترکس» یا بازیِ نکوهیدهشدهٔ «Enter The Matrix»، سردرگمی برقرار است. و کسانی که سردرگمند، نمیتوانند با شخصیتها ارتباط عاطفی برقرار کنند، در نتیجه هرگونه فداکاری و تمهای عاشقانه بیاثر میماند. در فیلم اصلی، تماشاگر عادی هم میتوانست با نژاد بردهٔ انسانمانندِ کِه در کپسول بودند و نیازشان به آزادی همدل شود، اما خواچوفسکیها بهتدریج هدفِ داستان را جابهجا کردند و آنچه که آغازاً کانون روایت بود را حاشیهای ساختند.
به بیانی دیگر، شمار کمی از بلاکباسترهای تجاری بهاینصورت آگاهانه برای مخاطبِ خاص و مشخصی ساخته شدهاند. «سالِ ماتریکس» بهعنوان خودخواهیای برای طرفداران بهخاطر سپرده خواهد شد، در حالی که فیلمِ نخست برای جمعی گستردهتر همچنان جدا و دوستداشتنی باقی میماند.
حکم نهایی: آنچه زمانی نمادی از آیندهٔ سینمای علمی–تخیلی بود، اکنون بیش از یک اثر ژانری محکم نیست. اما خب، قرار نبود ظهورِ دوبارهٔ مقدس باشد، مگر نه؟ آه، صبر کنید...
۳/۵
---
ماتریکس را دوست داشتم.
«ماتریکس ریلودد» را هم دوست داشتم و حتی از آن برای تدریس استفاده کردم... جدی میگویم.
«ماتریکس ریولوشنز» اما واقعاً افتضاح بود.
واقعا بد بود.
«ریلودد» شاید در پرداخت فلسفه سنگین عمل میکرد، اما هنوز بهاندازهٔ کافی اکشنِ سبکپردازانه داشت تا برای شخصیتهایی که مثل نمادهای شفافِ فلسفی بودند جبران کند؛ شخصیتهایی که گویی به همان اندازه تهیاند.
«ریولوشنز» کمابیش اختلاف فلسفی را رها میکند، فقط روی یکی از جنبهها تمرکز میکند و بعد... مرتکب بزرگترین جنایت میشود.
فیلم مسیرش را عوض میکند به سمت نبردهای CGI و عملاً آن سبکِ سیمپیچیِ آکروباتیک و تیراندازیِ آرایشیافته (Wire-Fu و gun violence) را که دو فیلم اول را اینقدر سرگرمکننده کرده بود رها میکند.
هی! ما برای داستان نمیدیدیمشان؛ برای آن تجربهٔ توهمآمیز و باحالِ کونگفو-تیراندازی-سایفای میدیدیمشان... و شما رفتید و همان اکشنی را که دوست داشتیم گذاشتید کنار و به جایش نبردهای CGI گذاشتید که حتی تقریباً بیست سال بعد هم کسلکنندهاند.
در اصل، همهٔ آن چیزهایی را که وقتی نسخهٔ اول را دیدیم ما را به «وَاو!» کشانده بود رها کردید و برای اوجِ داستان شکل کاملاً جدیدی گرفت و... آنجا من را از دست دادید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران