جاسپر جونز که به خاطر نژاد دورگهاش از سوی مردم شهر طرد شده، یک شب جسد دختر جوانی را به چارلی چهارده ساله نشان میدهد و چارلی سعی میکند پرده از راز این قتل برداشته و بیگناهی دوستش را به اثبات برساند…
جاسپر جونز که به خاطر نژاد دورگهاش از سوی مردم شهر طرد شده، یک شب جسد دختر جوانی را به چارلی چهارده ساله نشان میدهد و چارلی سعی میکند پرده از راز این قتل برداشته و بیگناهی دوستش را به اثبات برساند…
راز مرگ یک دختر
یک معمای قتل استرالیایی که در شهر کوچکی رخ میدهد. فیلم بر اساس رمانی همنام ساخته شده و بازیگران نسل جوان استرالیا مانند لوِی میلر و آنگوری رایس در آن نقشآفرینی کردهاند. اما فیلم آن چیزی نبود که انتظار داشتم؛ صرفاً نسبتاً متوسط. در نگاه اول زیاد از آن خوشم نیامد، چون به نظرم کمی دور از عقل سلیم جلوه میکرد، حتی...
راز مرگ یک دختر
یک معمای قتل استرالیایی که در شهر کوچکی رخ میدهد. فیلم بر اساس رمانی همنام ساخته شده و بازیگران نسل جوان استرالیا مانند لوِی میلر و آنگوری رایس در آن نقشآفرینی کردهاند. اما فیلم آن چیزی نبود که انتظار داشتم؛ صرفاً نسبتاً متوسط. در نگاه اول زیاد از آن خوشم نیامد، چون به نظرم کمی دور از عقل سلیم جلوه میکرد، حتی از منظرِ یک نوجوان. تقصیر را بهطور کامل گردن فیلم نمیاندازم، اما افتتاحیه برایم قانعکننده نبود؛ خیلی حسابشده شروع شد و فوراً وارد فضای تعلیق شد.
این فیلم، فیلمی مخصوص نوجوانان است؛ داستان نوجوانانی و معمای مرگ دختری در میان آنها. بعد از شروع نامتقاعدکننده، حتی پایان هم تسلیبخش نبود—شاید این حس مخصوص من باشد. بنابراین از نظر من تنها میانههای فیلم بودند که باعث میشد منتظر اتفاقات بعدی بمانم. نکته مثبت فیلم شخصیتهای قابل توجه و داستانِ موّاج بود، اما بقیه فیلم نتوانست با بهترین گسترشها همراه شود. قطعاً داستان برای ادبیات جذاب بود، ولی برای فیلم که همه چیز را باید از منظر بصری نشان دهد، به جزئیات بیشتری احتیاج داشت. اگر عمق بیشتری داشت، فیلم بهتری میشد.
ماجرا در هفته تعطیلات بین کریسمس و سال نو رخ میدهد. در شهری ساختگی به نام کورریگان، پسری جوان به نام چارلی نیمهشب از طرف اسپِیسر (جَسپر) مورد مراجعه قرار میگیرد. بعداً میفهمد که دوستدختر جسپر به قتل رسیده. آنها تصمیم میگیرند قبل از رسیدن مراجع قانونی بفهمند چه کسی و چرا این کار را کرده است. روزهای بعد برای هر دوی آنها سرنوشتساز است، چون کل شهر از ماجرا دچار وحشت شده است. وقتی زمان حقیقت فرامیرسد، رازها درست پیش از پایان فیلم فاش میشوند.
«تو دقیقاً مثل اویی، مثل مادرت؛ شما دو نفر شبیه همید.»
در کنار این، حواسپرتیهایی هم وجود داشت مثل اشاره به جنگ ویتنام و نژادپرستی. شخصیت جسپر جونز تا حدی شبیه تصور خیالی چارلی به نظر میرسید، بهخاطر حضور مرموزش، اما این وضعیت پایدار نماند. با این حال، معمای قتل همیشه موضوع محوری فیلم باقی ماند. وقتی پایان همه چیز را آشکار میکند، یادآور فیلمهای دهههای ۶۰ و ۷۰ میشود. زمانبندی فیلم هم در همان دوره—دقیقاً ۱۹۶۹—قرار داشت. لوکیشنها عالی بودند و فیلمبرداری قابل تحسین است.
فکر میکردم جفری (Jeffrey) نقش کماستفاده یا غیرضروریای دارد تا صحنه مسابقه کریکت که ویژه اوست. پس از آن، سرنوشت خانوادهاش جریان خوشی به داستان بخشید. در مورد خانواده چارلی هم، مسئله بحران در ازدواج والدین مطرح است. همانطور که گفتم، فیلم مواد لازم را داشت اما خوب طبخ نشده بود. نقدگران فیلم آن را با کلاسیکهایی مثل «کشتن مرغ مقلد» و «تاوان دوستی» مقایسه کردهاند؛ اما به نظرم دیگر دیر است که به همان جایگاه برسد. فیلم در بهترین حالت، فراتر از متوسط است؛ اما اگر در دهههای ۸۰ یا ۹۰ اکران شده بود، قطعاً یک گوهر سینمایی میشد و فضای فیلمسازی استرالیا را تغییر میداد.
با وجود عنوان فیلم، روایت از زاویه دید چارلی است؛ کسی که در شدیدترین شرایط رابطهای غیرمنتظره با جسپر جونز برقرار میکند. علاوه بر تجربه بدترین هفته زندگیاش، او اولین عشقش را نیز پیدا میکند. فیلمی در ژانر بلوغ و رشد که ارزش یک بار دیدن را دارد، اما بدون شک میتوانست بهتر باشد. مطمئن نیستم اکثریت آن را دوست داشته باشند یا نه، اما قابل تماشا است. فیلم امسال (۲۰۱۷) در شش بخش نامزد جوایز آکادمی استرالیا شد، اما متأسفانه برنده نشد—امیدوارم این مسئله دلیلی برای چشمپوشی شما نباشد.
امتیاز: 6/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران