در شهر دور افتاده و سوت وکور آندورا در ایالت آیووا، «گیلبرت گریپ» (جانی دپ) از برادر عقب مانده ی خود «آرنی» (لئوناردو دی کاپریو) و مادرش که از فرط چاقی هیچ گاه از خانه خارج نمی شود، مراقبت می کند. با ورود «بکی» (لوییس) ـ که همراه مادر بزرگش سفر می کند ـ به شهر، «گیلبرت گریپ» برای نخستین بار عشق را تجربه می کند...
در شهر دور افتاده و سوت وکور آندورا در ایالت آیووا، «گیلبرت گریپ» (جانی دپ) از برادر عقب مانده ی خود «آرنی» (لئوناردو دی کاپریو) و مادرش که از فرط چاقی هیچ گاه از خانه خارج نمی شود، مراقبت می کند. با ورود «بکی» (لوییس) ـ که همراه مادر بزرگش سفر می کند ـ به شهر، «گیلبرت گریپ» برای نخستین بار عشق را تجربه می کند...
چندین سال بعد دوباره این فیلم را دیدم و متعجب شدم از اینکه چهقدر جزئیات را فراموش کرده بودم. فیلم گروه بازیگری خوبی دارد که بیشترشان روی صحنه با هم همخوانی دارند. لئوناردو دیکاپریو با بازی درخشانش در نقش آرنِی، پیشنمایشی از ستاره شدن آیندهاش ارائه میدهد.
صحنهای که آقای کارور از سر کار برمیگردد و وسواسگونه نگران کوکیهای سوخته و استخر بلااستفاده میشود، به نظرم...
چندین سال بعد دوباره این فیلم را دیدم و متعجب شدم از اینکه چهقدر جزئیات را فراموش کرده بودم. فیلم گروه بازیگری خوبی دارد که بیشترشان روی صحنه با هم همخوانی دارند. لئوناردو دیکاپریو با بازی درخشانش در نقش آرنِی، پیشنمایشی از ستاره شدن آیندهاش ارائه میدهد.
صحنهای که آقای کارور از سر کار برمیگردد و وسواسگونه نگران کوکیهای سوخته و استخر بلااستفاده میشود، به نظرم احمقانه و نامتناسب با فضای کلی فیلم بود، خصوصاً با توجه به اتفاقات بعدی. در عین حال دو خواهر فیلم شخصیتهای خوبی هستند: در مواقع لازم احساسیاند اما بازیشان متوازن و کنترلشده است و دوست داشتم صحنههای بیشتری با حضورشان ببینم.
بهطور کلی این درام خانوادگی تاحدی معمولی و محافظهکار است و فیلمنامه چیز تازهای برای ارائه ندارد. از نظر ارزشهای تولیدی و جنبههای فنی هم فیلم چندان برجسته نیست؛ تصاویر معمولیاند و ریتم گاهی کند میشود که به نظر ناشی از تدوینی نهچندان موفق است.
آنچه فیلم را جذاب میکند بازیهاست؛ بهویژه دو بازیگر جوان آن زمان، جانی دپ و لئوناردو دیکاپریو. دپ نقش مردی معمولی، مسئول و بالغ را بازی میکند که عرصه را برای جلوههای عجیب و غریب بعدی شغلش باز نگه میدارد، اما دیکاپریو بیش از همه میدرخشد. او در نقش نوجوانی با مشکلات ذهنی، فرصت زیادی برای پرداخت رفتارها و تیکهای شخصیت داشت و نتیجه بازی واقعگرایانه و شگفتانگیزی است — بازیای که برای سن پایینش تحسینبرانگیز است و شاید سزاوار توجهی شبیه به اسکار باشد.
ماری استینوبرگن و دارلین کیتس همراهی مؤثری ارائه میدهند و بهترین بازیهای زن فیلم را دارند. در مقابل جولیت لوئیس فرصت زیادی برای نشان دادن تواناییاش ندارد و لورا هریگتون و مری کیت اسخل هاردت عملاً در صحنهها ناپدید میشوند.
خلاصه قصه: گیلبرت (جانی دپ) ناگزیر است از خانوادهاش مراقبت کند — مادری بسیار چاق و افسرده و برادری جوان بهنام آرنِی (دیکاپریو) با مسائل ذهنی. گیلبرت در یک بقالی محلی کار میکند و با بتی (ماری استینوبرگن)، همسرِ مرد دیگری، لحظاتی خوشگذرانی دارد. همه چیز در رکود پیش میرود تا وقتی بکی (جولیت لوئیس) به شهر میآید و به گیلبرت حس هدفی متفاوت میدهد. وقتی تراژدی نسبتاً قابلپیشبینی رخ میدهد، همه باید تصمیمهایی سخت بگیرند. دیکاپریو بهخوبی نقش نوجوانی را بازی میکند که رفتارهای او صبر هر کسی را بهسختی میآزماید؛ زبان بلند و تکراری و لجبازیهای کودکانهاش فقط نوکِ کوه یخ است و بازی او—خصوصاً لبخندهایش—شخصیت آرنِی را جذاب و گیرا میکند. او دنبال ترحم نیست؛ بازیاش هم محبتبرانگیز است و هم گاهی آدم را بهطرز بازیگوشانهای کلافه میکند. دپ همه چیز را با اطمینان پیش میبرد و طنز کافی دارد تا ملودرام فیلم را تعدیل کند.
فیلم شروع محکمی دارد و دو ساعت درام شخصیتمحور و تأملبرانگیزی را پیش میبرد که گاهی کمی تصنعی به نظر میرسد، اما در کل تماشای خوبی است. این اثر محصول دههٔ نود است و با حالوهوای سینمای مستقل آن دهه سازگار؛ اگر از نسلی غیر از نسل ایکس باشید ممکن است همهٔ جذابیتهایش برایتان ملموس نباشد، اما بههرحال کارگردانی بازیها و بهویژه اجرای درخشان دیکاپریو در سن کم، فیلم را به یک گوهر پنهان و سرگرمکننده تبدیل میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران