با اینکه سکانسهایی که «ماموریت: غیرممکن» بیش از همه به خاطرشان مشهور است (آویزان شدن از سقف و تعقیب و گریز روی سقف قطار) واقعاً هیجانانگیزند، اما تقریباً همه چیز بین این صحنهها بدیهی و کمروح است. بندرت پیش میآید فیلمی یک دقیقه شما را کاملاً جذب کند و دقیقه بعد دوباره مشغول نگاه کردن به ساعت شوید. از منظر فرهنگ عامه فیلم مهمی است،...
با اینکه سکانسهایی که «ماموریت: غیرممکن» بیش از همه به خاطرشان مشهور است (آویزان شدن از سقف و تعقیب و گریز روی سقف قطار) واقعاً هیجانانگیزند، اما تقریباً همه چیز بین این صحنهها بدیهی و کمروح است. بندرت پیش میآید فیلمی یک دقیقه شما را کاملاً جذب کند و دقیقه بعد دوباره مشغول نگاه کردن به ساعت شوید. از منظر فرهنگ عامه فیلم مهمی است، اما فیلم خیلی خوبی نیست.
امتیاز نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برایم جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف بود.
وقتی بار اول این فیلم را دیدم اصلاً خوشم نیامد. مشکل اصلی من این بود (و هنوز هست) که فیلم حس یک «ماموریت: غیرممکن» را نمیداد. هشدار اسپویل: در سریال اصلی تیم معمولاً موفق بود، اما فیلم با یک شکست بزرگ شروع میشود و بدتر اینکه متوجه میشویم آقای فِلز، یکی از شخصیتهای اصلی، در واقع خائن است. خیلی ناامید شدم. دفعهٔ دوم که با پسرم دیدم خیلی بیشتر لذت بردم. هنوز فکر میکنم آوردن این عناصر شوکآور غمانگیز است، اما اگر از کنارشان بگذری، فیلم نسبتاً خوبیست. با این حال باز هم حس نمیکنم به سبک قدیمی سریال واقعاً «ماموریت: غیرممکن» باشد. از سوی دیگر، فیلم یک تریلر/اکشن بسیار خوب است؛ تام کروز در نقش ایتن هانت بد نیست و بازی سایر بازیگران هم قابل قبول است. او بدلکاریهای دیدنی زیادی انجام میدهد و فیلم پر از فناوریهای نسبتاً مدرن است. برخی بدلکاریها و صحنههای اکشن پیچیدهاند اما در سینما پذیرفتنیاند. اگر این فیلم برچسب «ماموریت: غیرممکن» نداشت احتمالاً یک ستاره بیشتر میدادم، اما نمیتوانم فاصلهٔ زیاد آن از الهام اصلی را نادیده بگیرم.
تریلری جاسوسی/سرقتی خوشساخت با تام کروز و عنصری که یادآور Scooby-Doo است. «نیروی مأموریتهای غیرممکن» در یک ضیافت در پراگ مأموریتی دربارهٔ فهرست مأموران غیررسمی سیا دارد، اما ماجرا طبق برنامه پیش نمیرود. ایتن هانت (تام کروز) و کلِر فِلز (اِمانوئل برت) با دو مأمور محرومشده (وینگ ریمز و ژان رنو) متحد میشوند تا فهرست واقعی NOC را در مقر سیا در لنگلی، ویرجینیا، بدزدند و سپس برای هیجانهای بیشتر به لندن و سفر با قطار TGV به پاریس میروند. جان وُیت و هنری چرنی نقش رهبران IMF را دارند، ونسا ردگریو نقش فروشندهٔ اسلحه را بازی میکند و کریستین اسکات توماس نقش مأموری از IMF را بر عهده دارد. «ماموریت: غیرممکن» (1996) آزادانه از مجموعهٔ تلویزیونی دهههای ۶۰/۷۰ الهام گرفته و آغازگر مجموعهای موفق با بازی کروز شد. منتظر دیالوگهای پیچیده، ابزارهای جاسوسی، مهمانیهای اشرافی، خیابانهای سنگفرش مهآلود، مرگهای ناگهانی، سفرهای جهانی، مزدوران دوپهلو، سرقتها و اکشن خیرهکننده باشید. چیزی که من را آزار داد چند بار تکرار صحنهای بود که صورت ساختگیِ یک نفر مثل صحنههای Scooby-Doo از صورتش کنده میشود — یکی کافی بود، اما سه بار؟ به جز این ایراد، فیلم یک اثر جاسوسی/سرقتی باکیفیت است؛ تنها برای سلیقهٔ من کمی پیچیده و کمعنصر انسانی است. مدت فیلم ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه است و در پراگ، لندن (استودیوهای پاینوود و مناطق مختلف انگلستان)، مکلین، ویرجینیا و واشینگتن دیسی فیلمبرداری شده است.
نمره: B-
«ماموریت: غیرممکن» با تمرکز بر داستانی محلیتر موفق است و بهجای بدلکاریها و صحنههای عظیم اکشن، تأکید بیشتری بر فنون جاسوسی، سرقت و کشف دارد. این فیلم در مقایسه با دنبالههایش مقیاس بسیار کوچکتری دارد و از داستان محدودتر سود میبرد؛ اکشن و تعلیق شخصیتر و خطرات صمیمیترند. اولین قسمت فرانچایز ترکیبی از تریلر جاسوسی، معمای قتل و فیلم سرقت است که نفسگیر و جذاب است. پارانویا موج میزند چون ایتن هانت بارها خیانت میبیند در حالی که تلاش میکند بفهمد چه کسی همکارانش را کشته و از مرگ بسیاری جلوگیری کند. «ماموریت: غیرممکن» با لحظهٔ کلاسیک آویزانبودن چند سانتیمتر بالای زمین نمادین شد و پایهٔ یک فرانچایز میلیارددلاری را گذاشت. اگرچه برخی جلوهها قدیمی شده و برخی بازیها کمی کلیشهایاند، این فیلم همچنان یکی از شاخصهای آثار جاسوسی است که دیدنش برای هر طرفدار اکشن یا سینما ضروری است.
وقتی این فیلم اکران شد فکر میکردم داریم با یک مجموعه شبیه جیمز باند اما آمریکایی روبهرو میشویم و خیلی هیجانزده بودم. متأسفانه آرزویم برآورده شد — اما واقعاً این تنها قسمت است که ارزش دیدن دارد و دنبالهٔ دوم سری را تا حدی نابود کرد که شاید بهتر بود زودتر تمام میشد. با این حال، آنچه اینجا میبینید در حقیقت «سه روز کندور» به کارگردانی دی پالما است با اکشن بیشتر. شوخی نمیکنم؛ این فیلم همان «سه روز کندور» است با کمتر شدن داستان و تنش و بیشتر شدن اکشن و تیراندازی، و کروز بهجای ردفورد که از نسل به نسل قابل مقایسه است — فقط ردفورد بازیگر بهتری است و کروز عموماً وقتی میخواهد خوب بازی میکند. پس اگر «سه روز کندور» را دیدهاید، جریان را میفهمید: بینالمللیاش کنید، ریتم را تندتر کنید، موسیقی را تا حدی مانند نصف U2 بگذارید و میشود «ماموریت: غیرممکن». با این همه، فیلم واقعاً سرگرمکننده و لذتبخش است.
من طرفدار پر و پا قرص آقای کروز نیستم، اما باید اعتراف کنم در این فیلم عالی است. برایان دی پالما یک ماجراجویی تمامعیار ساخته و او در آن فوقالعاده عمل میکند. او کاریزمای زیادی به صفحه میآورد وقتی که بهعنوان ایتن هانت باید از مأموریتی فاجعهبار برگردد و تیمی بسازد تا نه تنها بفهمند چه کسی به آنها خیانت کرده، بلکه قبل از اینکه فهرست محرمانهٔ مأموران آمریکایی خارج از کشور به دست دشمن بیفتد آن را بهدست آورند؛ در غیر اینصورت فاجعهای گسترده رخ خواهد داد. آنچه دنبال میآید فیلمی پرسرعت و منسجم است با تنش فراوان، شک و تردید، عدم اطمینان نسبت به دیگران، بدلکاریهای هیجانانگیز و اجرای باوقار ونسا ردگریو در نقش «مکس». درست است که فیلم در بسیاری جاها به تکنولوژی و CGI تکیه دارد، اما بازیگران گروه — وینگ ریمز، امانوئل برت و جان ویت — همگی خوب ظاهر میشوند و داستان تا انتها ما را در حدس و گمان نگه میدارد. حتی هنری چرنی که معمولاً تنوع زیادی در بازیاش دیده نمیشود نیز تلاش قابلقبولی دارد و پایان ممکن است شما را در استفاده از تونل کانال (Chunnel) محتاطتر کند! اگر دنبال یک اثر پرهیجان و پرشتاب سینمایی هستید، این فیلم قطعاً در فهرست برتر قرار میگیرد — مخصوصاً روی پردهٔ بزرگ، اگر امکانش را دارید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران