میدانیم «تیم» (ویل اسمیث) در تصادفی رانندگی درگیر بوده که نامزدش و شش نفر دیگر را بهکام مرگ فرستاده است. حالا، شش ماه بعد، او از شغل پردرآمد مهندسیاش استعفا میدهد و تصمیم میگیرد هر کاری از دستش برمیآید بکند تا زندگی هفت نفر را بهتر سازد. ابتدا به برادر کوچکترش «بن» در پیوند جزئی ریه کمک میکند، سپس با استفاده از هویت بازرس مالیاتیاش...
میدانیم «تیم» (ویل اسمیث) در تصادفی رانندگی درگیر بوده که نامزدش و شش نفر دیگر را بهکام مرگ فرستاده است. حالا، شش ماه بعد، او از شغل پردرآمد مهندسیاش استعفا میدهد و تصمیم میگیرد هر کاری از دستش برمیآید بکند تا زندگی هفت نفر را بهتر سازد. ابتدا به برادر کوچکترش «بن» در پیوند جزئی ریه کمک میکند، سپس با استفاده از هویت بازرس مالیاتیاش به «امیلی» (روزاریو داوسون) کمک میکند که ۵۰ هزار دلار بدهی به دولت دارد. او در انتخاب کسانی که کمک میکند بیگدار به آب نمیزند؛ دقیقاً تلاش میکند تا افراد موردنظرش را انتخاب کند و نوع کمکش هم چندان مرسوم نیست.
بخشی از کبدش به مددکار کودک «هالی» میرسد، سپس یک کلیه به «جورج». پیوند مغز استخوان (آخ!) به یک پسر جوان داده میشود و پس از آن به لطف هالی با «کانی» (Elpedia Carrillo) آشنا میشود. کانی در رابطهای بسیار دشوار با دوستپسر خشونتپیشهاش گرفتار است. راهحل تیم برای مشکل او بزرگمنشانه است و باعث میشود او و عروس دریاییاش در یک متل نامرتب ساکن شوند، جایی که تیم همچنان بهطور گزینشی از آنچه برای کمک باقی مانده استفاده میکند. «ازرا» (وودی هارلسون) فروشنده تلفنی نابینایی است که گیاهخوار است اما گوشت میفروشد، و مردی که بهنظر میرسد صبری فرشتهوار دارد.
تیم هنوز آشکارا با سوگ تصادف و احساس گناه و تنهایی پس از آن دستوپنجه نرم میکند و برنامهای برای مواجهه با این وضعیت دارد — اما مشکل این است که رابطه جدیدش با امیلی را حساب نکرده بود. علاوه بر کمک به او برای پرداخت بدهی سنگین، امیلی مشکل قلبی هم دارد و هرچه تیم زمان بیشتری را صرف وجین کردن باغچهی آشفتهٔ او میکند، رابطهٔ عاشقانه شکل میگیرد. آیا این رابطه میتواند نجاتبخش او باشد یا او بیش از حد در مسیر خود مصمم است؟
این داستان نسبتاً تأثیرگذار است و به اسمیث فرصت نشاندادن توانایی در بازیگری با ظرافت را میدهد. او در اینجا خوب ظاهر میشود و داوسون نیز عملکرد قابلقبولی دارد، اما برای من نقش کوتاه هارلسون بیش از همه جلبتوجه کرد و بار دیگر ثابت میکند او هم میتواند با سبک «کمتر، بهتر» نقشی اقناعکننده ایفا کند. همچنین خوشم آمد که پایانبندی—and در واقع کل فیلم—از احساسات اغراقآمیز پرهیز کرده بود، چرا که این «تیم» از نسخهٔ خود از یک «وصیتنامهٔ زندگی» چیزی منحصربهفرد میسازد. فیلمی جذاب برای تماشا با مجموعهای از بازیهای مکمل خوب است و کاملاً برخلاف انتظار من بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران