"کلارک" و "دیل" فقط یک دلیل برای دیدن فروشنده مواد "ساول" دارند و آن هم خرید ماده ی جدیدی به نام "آناناس فوری" است.اما وقتی"دیل" شاهد یک قتل توسط پلیس فاسد و فروشنده خطرناک شهر می شود ترس و وحشت همه چیز را به هم می ریزد...
"کلارک" و "دیل" فقط یک دلیل برای دیدن فروشنده مواد "ساول" دارند و آن هم خرید ماده ی جدیدی به نام "آناناس فوری" است.اما وقتی"دیل" شاهد یک قتل توسط پلیس فاسد و فروشنده خطرناک شهر می شود ترس و وحشت همه چیز را به هم می ریزد...
وقتی بحث کمدی میشود، سلیقهام ترکیبی است. نوع مورد علاقهام همان چیزهایی است که با آنها بزرگ شدم، مثلاً کارتونهای لونی تونز؛ میتوانم بارها و بارها آنها را ببینم و همیشه هم خواهم خندید. علاوه بر این، عاشق طنز سیاه بریتانیایی، کمدی فیزیکی و... صبر کنید... طنز آمریکایی هم هستم.
طنز آمریکایی (خصوصاً این روزها) اغلب تحقیر میشود، عمدتاً به این دلیل که "سادهسازی" میشود تا...
وقتی بحث کمدی میشود، سلیقهام ترکیبی است. نوع مورد علاقهام همان چیزهایی است که با آنها بزرگ شدم، مثلاً کارتونهای لونی تونز؛ میتوانم بارها و بارها آنها را ببینم و همیشه هم خواهم خندید. علاوه بر این، عاشق طنز سیاه بریتانیایی، کمدی فیزیکی و... صبر کنید... طنز آمریکایی هم هستم.
طنز آمریکایی (خصوصاً این روزها) اغلب تحقیر میشود، عمدتاً به این دلیل که "سادهسازی" میشود تا گروههای دانشگاهی هم آن را بفهمند و گاهی شوخیهای توالتی بهترین کَلِهی آن به حساب میآید. من تا حدی مخالف این دیدم: معتقدم طنزی که بین خودِ آدمها رد و بدل میشود، همان چیزی است که فیلمهایی مثل کارهای جاد آپاتو و همکارانش را میسازد.
مثلاً فیلم Pineapple Express از جهتی تا حدی واقعگرایانه به نظر میرسد — این عبارت را خیلی آزادانه به کار میبرم چون طبیعتاً خیلی از اتفاقهایی که در فیلم میافتد، قابل رخ دادن نیستند. به هر حال، کمدی، دیالوگها، سکانسهای درگیری و تعاملات بین شخصیتها دلیل اصلیای است که باعث میشود فیلم این حس را بدهد.
سکانسهای درگیری طوری نیستند که خیلی دقیق طراحیشده به نظر برسند؛ البته نقاطی وجود دارد که باید رعایت شوند، اما در کلیت به نظر میرسد اکثراً بهصورت بداهه یا مثل بخش زیادی از کمدی فیلم، بهطور فیالبداهه اجرا شدهاند.
Pineapple Express قصهی دیل دنتون (سِت روگن)، یک پخشکنندهی ابلاغ قانونی، و ساول سیلور (جیمز فرانکو)، فروشندهی مواد مخدرش را دنبال میکند؛ آنها پس از اینکه دیل شاهد قتلی توسط تد جونز، سلطان ماریجوانای لسآنجلس، میشود، مجبور میشوند از دست آدمکشها (رابینسون و کوریگان) فرار کنند. با حضور یک پلیس فاسد (پرز) که دنبالشان است، زنده ماندن برای این خریدار و فروشندهای که حالا رفیقِ علاف شدهاند، تبدیل به ماجرایی دربارهی دوستی و قدرشناسی از روابطی میشود که در این سبک زندگی شکل میگیرد.
نام Pineapple Express هم از نام گونهای ماریجوانا که ساول به دیل معرفی میکند، گرفته شده است.
من این فیلم را دوست دارم بهخاطر رویکرد کهنهپسندانهای که برای خلق خنده و روایت به کار میگیرد؛ شخصیتها هم در سطوحی برای تقریباً هر کسی قابلارتباط به نظر میرسند.
تماشای قابل قبولی بود؛ احتمالاً دوباره آن را تماشا نمیکنم اما میتوانم توصیهاش کنم.
صادقانه بگویم، هرچند خیلی مطابق سلیقهام نبود، فکر میکنم بیشتر مردم از این فیلم لذت خواهند برد، لااقل بهخاطر شوخیهای احمقانهاش.
فرانکو بازیگر خوبی است، اما گاهی او و سِت بیش از حد از خودشان در فیلم میگذارند و وقتی با هم روی صحنهاند، اوضاع بدتر هم میشود. در واقع جاهایی از فیلم شبیه به این است که صرفاً آنچه گاهی جمعهها با هم انجام میدهند را روی صفحه آوردهاند؛ هر زمان که اکشن کم میشود، آنها به این وضعیت پناه میبرند.
داستان اول که توسط خط اصلی قطع میشود، بهراحتی میتوانست فیلم خودش باشد؛ یک کمدی رمانتیک یا درام: مردی مسنتر که بهطور قانونی و مشروع با یک دختر دبیرستانی رابطه دارد، موقعیتهای زیادی دارد و پتانسیل فوقالعادهای در آن هست. وقتی این داستان با کلیشهی «در حال فرار» قطع میشود، انتظار داشتم مثل بیشتر فیلمها کنار گذاشته شود یا در بدترین حالت او برای چیزی به خانهاش برگردد و ربوده شود.
بازگشت دوباره به خط داستانی اصلی خودش بهتنهایی در مفهوم تقریباً خندهدار است، اما در عمل من فقط منتظر بازگشت به فیلم میماندم و در سراسر فیلم اینطور رفتار میکنند.
قابل تصور است وقتی اتفاقاتی برای شخصیتهای اصلی میافتد که مسیرشان را منحرف میکند، اما وقتی آنها عمداً خودشان را خراب میکنند، قضیه تأسفبار میشود. شروع میکنید به سوال پرسیدن از چیزهایی که نباید، و حتی این بهخاطر مواد نیست چون آنها دربارهی بد بودن همان ماریجوانا با هم صحبت مستقیم هم میکنند با توجه به همهی اتفاقات.
من از شوخی با مواد مخدر یا سوءاستفاده معمولاً خوشم نمیآید، و بقیهی شوخیها آنقدر مضحکاند که سخت بتوان دوستشان داشت.
جوکهای خوبی در دل فیلم تنیده شده، اما بخش زیادی از آن به این شبیه است که «میخواستم با رفیقم فیلم بسازم و مثل احمقها رفتار کنیم». بهعنوان طرفدار کوین اسمیت، به این احترام میگذارم، اما این موضوع باید شما را در چارچوب فکری قرار دهد که این فیلم از سطح اول سینما نیست و کوین اسمیت دیالوگهای بهتری مینویسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران