فرانشایز 101 سگ خالدار از آن دست داراییهای دیزنی است که همیشه در ایام تعطیلات—معمولاً کریسمس—در شبکههای اصلی تلویزیونی کشورم پخش میشود. فیلمهای لایو اکشنِ ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰ در حافظهام هستند، هرچند هیچگاه کامل و تنها خودم آنها را ندیدهام. «کروئلا» شاید ظاهراً یک فیلم لایو اکشن دیگر از استودیوی میکی ماوس باشد، اما اصلاً صرفِ بازسازی نیست؛ برعکس، بیشتر یک داستانِ آغازین (origin story)...
فرانشایز 101 سگ خالدار از آن دست داراییهای دیزنی است که همیشه در ایام تعطیلات—معمولاً کریسمس—در شبکههای اصلی تلویزیونی کشورم پخش میشود. فیلمهای لایو اکشنِ ۱۹۹۶ و ۲۰۰۰ در حافظهام هستند، هرچند هیچگاه کامل و تنها خودم آنها را ندیدهام. «کروئلا» شاید ظاهراً یک فیلم لایو اکشن دیگر از استودیوی میکی ماوس باشد، اما اصلاً صرفِ بازسازی نیست؛ برعکس، بیشتر یک داستانِ آغازین (origin story) دربارهٔ یک شرور کلاسیک است... و تا امروز یکی از بهترین فیلمهایی بوده که سال جاری دیدم. انتظار نداشتم اینقدر مفصل بنویسم، اما نکات زیادی برای پرداختن وجود داشت.
از عناصر سادهتر شروع کنم که هر بینندهای میتواند بدون تحلیل عمیق از آن لذت ببرد: طراحی لباس بیتردید برجستهترین نکتهٔ فنی فیلم است. لباسهای رنگارنگ و خیرهکننده بصری نمایش را ربودهاند، اما آنچه کاری که جنی بیوان انجام داده را شاخص میکند، تفاوتگذاریِ بصریِ استلا و کروئلاست. تنها از طریق آنچه استون میپوشد، مخاطب میتواند بهراحتی پی ببرد که او چه شخصیتی بازی میکند. تفاوتِ لباسِ مردمِ تجملگرا و ثروتمندی که بارونس دور و بر خود جمع کرده و لباسِ کثیف و کارگرانهٔ دوستان فقیرِ استلا—جَسپر و هورِیس—هم از این طریق برجسته میشود. مهمانیهای پرزرقوبرق پر از لباسهاییاند که سزاوار اسکارند و همچنان گریم و مو (نادیَا استِیسی) و طراحی تولید (فیونا کرومبی) نیز چشمنواز است. موسیقیِ نیکلاس بریتل اشارههایی به آهنگهای قسمتهای قبلی دارد و خودِ فیلم نیز پر از ایستر اِگهایی است که طرفداران دوآتشه را خوشحال میکنند.
از نظر فنی، فیلم همان زیباییای را دارد که از استودیو انتظار میرود، اما همه چیز بینقص نیست. پسزمینهها و حیواناتِ CGI در نقاطی بیش از حد قابل تشخیصاند؛ این موضوع برای استودیویی که بهتازگی بازسازیای ابرواقعگرا از «شیرشاه» ساخته، قابلتوجه است. در بیشتر مدت فیلم از سگهای شبیهسازیشدهٔ CGI استفاده شده که از یکسو قابل درک و ستودنی است (زیرا خشونت واقعی علیه حیوانات در فیلمسازی مسئلهای جدی است)، اما جلوههای ویژه در برخی لحظات خوب از کار درنیامده و توجه را از داستان منحرف میکنند. یک لوکیشن بیرونی مهم هم با پسزمینهای مصنوعی و بسیار تیره محاط شده که نامانوس بهنظر میرسد، و پایانبندی هم یک سکانس عجیب با CGI ضعیف دارد که تماشاگران منطقیتر را ناامید خواهد کرد. اینها بهنظر من نکاتی ریز است و فیلم عاری از لحظات سَبُک و حماقتآمیز نیست.
موفقیت «کروئلا» تا حدی به تعادلِ تُنِ کارگردانِ کریگ گیلزپی بستگی دارد. جَسپر و هورِیس نقشهای کمدیّآی را بازی میکنند و در سکانسهای اکشنِ اغراقشده و دزدیها میدرخشند؛ طنزِ آنها به فیلم انرژی میدهد. فیلمنامهٔ دانا فاکس و تونی مکنامارا شباهتهایی به «شیطان پوشیدۀ پراادا» و همچنین به «جوکر» اخیر دارد؛ زندگی استلا سرشار از آزار و تراژدی است و تبدیل او به کروئلا داستان سادهای از موفقیت نیست. توازن بین کمدیِ سبک و روایتِ دراماتیک و گاهی ترومازده در بیشتر زمانها خوب است، هرچند گاهی گیلزپی بیش از حد رها میکند—بهخصوص در پانزده دقیقهٔ پایانی که فضای بیشازحد دیزنیسان پیدا میکند.
بپردازیم به دو چهرهٔ مرکزی: استلا و کروئلا. شباهتهایی با قوس تحول آرتور فلک/جوکرِ خواکین فینیکس غیرقابلانکار است؛ از تربیت همراه با قلدری و تراژدی خانوادگی تا دگرگونی نهایی. استلا رویایی طراح مد شدن دارد و از بارونس خودخواه الگوبرداری میکند؛ رفتار نکوهیدهٔ بارونس باعث برانگیخته شدن تدریجیِ شخصیت بیرحمِ کروئلا میشود، تا جایی که استلاِ دوستداشتنی که فقط میخواست کار مورد علاقهاش را انجام دهد، کمکم محو میشود. یک پیچش هوشمندانه در روایت این تحول را تکمیل میکند که واقعاً غافلگیرکننده است. فیلمنامه بهخوبی به یک شرور قبلاً توخالی عمق داده و برایش گذشتهای احساسبرانگیز و انگیزههایی قابلفهم فراهم کرده است. اگرچه کروئلا ویژگیهایی مشترک با بارونس دارد، اما هرگز کاملاً همان آدم نمیشود.
در بازیها، جول فری و پال والتر هوزِر بهعنوان دو سارق کمدی واقعاً بامزهاند و پیوندی باورپذیر با استلا دارند؛ آنها خانوادهای هستند که با هم زندگی و دزدی میکنند، اما ورود کروئلا به صحنه باعث بروز تنشی در میانِ آنها میشود که هرچند بهطور کلی مطرح و حل میشود، اما نه بهدرشتی که انتظار داشتم. فری در نقش جسپرِ منطقی بسیار خوب است و هوزِر همیشه بسیار خندهدار میماند.
اما یکی از بهترین اجراهای اخیر اما تامپسون است، در نقش بارونس ون هِلمن. چگونه میتوان شخصیتی اغراقشده را کارتونی اما در عینحال بهطور عجیبی واقعی کرد؟ تامپسون این کار را انجام میدهد؛ او میتواند همزمان مسخره و مطرود باشد و هر ثانیه حضورش روی پرده را جذاب کند. با اینحال اما استون پا را فراتر گذاشته است. معتقدم او یکی از بهترین بازیگران نسلش است و صورت فوقالعادهبیانگرش برای بازی در نقشی با دو شخصیت ساخته شده است. بدون اینکه چشم به صفحه بیفتید میتوان تشخیص داد که دارد بهعنوان استلا صحبت میکند یا کروئلا؛ تن صدا و حالتها کاملاً تغییر میکند. تکگرفتن طولانی و بدون قطعِ یک مونولوگ با بازی استون که بین استلا و کروئلا در کسری از ثانیه جابهجا میشود، یکی از صحنههای بهیادماندنی سال است.
در مجموع «کروئلا» نهتنها یکی از شگفتیهای ۲۰۲۱ بلکه از بهترین فیلمهای سال تاکنون است. علیرغم ناپایداریهای گاهوبیگاه میان کمدیِ سبک و روایتِ جدیتر، گیلزپی داستانِ آغازینِ جذابی دربارهٔ یکی از شروران کلاسیک دیزنی ارائه میدهد. فیلمنامه عمقِ تحولِ استلا به کروئلا را کاویده، انگیزههایی انسانی و غیرِقاتلِ سگ (که مسئلهٔ اصلی فیلمهای قدیمی بود) به او میدهد، گذشتهای ترومازده و غافلگیریای غیرمنتظره که بیشتر مخاطبان را غافلگیر خواهد کرد. با اجرای درخشان اما استون، طراحی لباسِ چشمگیر، گریم و مو و طراحی تولید زیبا و موسیقیِ مناسب، این فیلم مطالعهٔ شخصیتی است که آن را به یکی از بهترین لایواکشنهای دیزنی در چند دههٔ اخیر تبدیل میکند.
امتیاز: A-
این یکی از بهترین داستانهای آغازین مربوط به شرورهاست. تماشای آن خیلی خوشگذرانی داشت؛ هر دو اما لذتبخشاند و نقشهایشان را خیلی خوب ایفا کردند. «اما» بهترین نقش را هم بهعنوان استلا و هم بهعنوان کروئلا ایفا میکند.
دنیاسازی و پرداخت شخصیتها واقعاً خوب است. داستان پسزمینهٔ کروئلا درخشان است. موسیقی عالیست و طراحی لباسها شایستهٔ اسکارند. تصویربرداری و کارگردانی در سطح عالیاند.
برای برخی، «کروئلا» فیلمی بسیار خستهکننده بود. با این همه بازیگر، انتظار میرفت فیلم فراتر از انیمیشن عمل کند، اما در نهایت تبدیل به چیزی خستهکننده شد و به آن وحشیگریِ اصلیِ انیمیشن نرسید.
من توصیه میکنم این فیلم را بهعنوان اثری مستقل ببینید که داستان جداگانهای از «101 سگ خالدار» تعریف میکند. فیلم مناسبِ کسانی است که میخواهند در عصر یک روز کاری استراحت کنند و چیزی سرگرمکننده و نهچندان سنگین ببینند.
فیلمی سرگرمکننده است. من هیچوقت «101 سگ خالدار» را ندیدهام، پس تعصب مقایسهای نداشتم. فیلمنامه با وجود داشتن چند نویسنده هوشمند و باذوق و بذلهگوست. بعضی از شیطنتهایی که استلا/کروئلا انجام میدهد واقعاً نو و خلاقانهاند. من از دیدن آن لذت بردم و دربارهٔ تبدیلِ این خلافکارِ پرظرفیت به شکلِ بدتری در آینده کنجکاوم، اما چون با داستان مرجع آشنا نیستم، لازم نیست نگرانش باشم و شما هم نباید باشید.
«کروئلا» فیلمی است که انقلابِ شخصیتی را در دیزنی امتحان میکند و از این بابت جذاب است: دیگر همیشه شرور لزوماً آدمِ بد نیست. هر کس گذشتهای دارد و امکان تغییر وجود دارد. این فیلم هم سرگرمتان میکند و هم دربارهٔ ایگو و آلترِ ایگوی شما درسهایی دارد؛ همچنین دربارهٔ روابط مادر و دختر، دوستیها و اینکه آدمهای خوب میتوانند مسیر داستان را تغییر دهند. اگر دنبال کشف بیشتر هستید، از دیدن فیلم لذت ببرید!
این فیلم پر از عشق به شور و هیجان مدپانکِ لندنِ دههٔ ۷۰ است، پوشاکِ چشمگیر و طعنههایی به آثار قبلی دیزنی دارد. اما سؤال این است: آیا همهٔ آن سبک و ظواهر برای نگه داشتن یک داستانی که میخواهد هیولایی را به یک ضدقهرمانِ قابلدرک تبدیل کند کافی است؟ قوت فیلم در اجراهای اما استون و اما تامپسون است؛ تعاملِ آنها به وضوح بهترین بخش فیلم را میسازد. طراحی تولید و لباسها بینقصاند و فضای پَانکی دههٔ ۷۰ نه فقط زمینه بلکه مولفهای است که داستان را پیش میبرد. دوربینِ پرجنبوجوش و اجرای کارگردان کمک میکند تا حتی وقتی قصه کلیشهای میشود، شما با تصویر درگیر باشید.
از سوی دیگر، فیلم تا حدی شخصیتِ اصلی را «صاف» کرده و او را با پسزمینهای تراژیک توجیه میکند، که این کار شدتِ شرارتِ اصلیِ کارتون را کم میکند؛ این تبدیل به یک ضدقهرمانِ قابلتشویق شده که برای جمعِ مدرن جذاب است اما در عینحال حرکتِ محافظهکارانهای از سوی استودیو بهنظر میرسد. فیلم طولانی است—حدود دو ساعت و چهارده دقیقه—و کششِ ریتم در نیمهٔ دوم حس میشود؛ اگر در تدوین فشردهتر شده بود، ضربهٔ داستانیاش قویتر میبود. بهطور کلی، «کروئلا» فیلمی است که احتمالاً لازمش نداشتیم، اما از نظر بصری باشکوه و بازیها جذاب است و تماشای آن لذتبخش خواهد بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران