«Sorry to Bother You» بیپوزش، بیهراس و خیالپردازانه است. این توصیف تماشاگران و منتقدان است؛ سخت بتوان کسی یافت که از دیدن این فیلم خوشتان نیامده باشد (مگر اینکه بخواهید در میان نقدهای مخاطبان در سایتهای مختلف کنک بزنید؛ در آن صورت متاسفم).
بازیگران آشنایی در فیلم حضور دارند: لیکیت استنفیلد در نقش کاسیس که قبلاً در «Get Out» بازی کرده، جرماین فالور که اخیراً در...
«Sorry to Bother You» بیپوزش، بیهراس و خیالپردازانه است. این توصیف تماشاگران و منتقدان است؛ سخت بتوان کسی یافت که از دیدن این فیلم خوشتان نیامده باشد (مگر اینکه بخواهید در میان نقدهای مخاطبان در سایتهای مختلف کنک بزنید؛ در آن صورت متاسفم).
بازیگران آشنایی در فیلم حضور دارند: لیکیت استنفیلد در نقش کاسیس که قبلاً در «Get Out» بازی کرده، جرماین فالور که اخیراً در سریال «Superior Donuts» حضور داشت، دنی گلاور از مجموعه فیلمهای «Lethal Weapon» و تری کریوز. فیلم تصویربرداری بسیار زیبا و رنگآمیزیاش الهامگرفته از بروس بلاک است که برای کارگردانی که خود رپر بوده و پیشینهای در سینما نداشته، چشمگیر است. اما داستانش؟ واقعاً چه چیزی دیدم؟
اگر تریلر را دیدهاید و تصمیم گرفتید فیلم را ببینید، ببینید، اما آماده باشید که تریلر خیلی زود کنار گذاشته میشود. این فیلم پایانبندی شوکهکنندهای که انتظارش را دارید ندارد؛ داستان کاملاً متفاوت است. وارد سالن نشوید و فکر نکنید قرار است فقط بخندید؛ این فیلم حکم یک اثر ترسناک را دارد و بر جای میگذارد. به نوعی شبیه «Get Out» است، اما بسیار، بسیار تندتر (در معنای مثبت).
سبک سورئالیسم آن در سطح بسیار خوبی قرار دارد. دوست دارم وقتی فضا کاملاً قابل باور است — آدمهای معمولی که میتوانند از دنیای ما باشند — اما جهانشان کاملاً عجیب باشد. یک نقد که باید بگویم مشکلاتی در دوبله وجود دارد؛ معمولاً این مسئله بزرگ نیست، اما در «Sorry to Bother You» دوبله نقش حیاتی و محوری در داستان دارد و همین باعث میشود نتوان از آن ساده گذشت. با این حال، تجربهای خوشایند بود که پیشنهاد میکنم و بازی قوی بازیگران اصلی را مخصوصاً میستایم.
یک طنز تیز و گزنده که کمی کشدار شده و در میانه راه پیچشی عجیب به چپ میزند که بسیاری را دور میکند.
«شرکتها نهادهای نامشروع قدرت مطلقاند که ریشههای فکریشان کمابیش شبیه فاشیسم و بلشویکی است.»
— نوام چامسکی؛ «The Common Good» (1998)
فیلم سرودهای به طبقه کارگر است؛ ندای حمایت از اتحادیه و نبردی ایدئولوژیک علیه سرمایهداری متأخر. واکاوییی از طمع شرکتی و تجاریسازی ارزش فرد برای موفقیت. نقدی بر سیاست هویتی، تمثیلی از نژادپرستی نهادی در کسبوکارهای بزرگ و هجو فرهنگ «برادِرهای سیلیکون ولی». «Sorry to Bother You»، ساخته و فیلمنامهی بوتس رایلی، همه اینها و بیش از آن است. مایههایی از داستانهای ابسورد قرن بیستم و سینمای طنز نژادی در آن دیده میشود؛ فیلمی سیاهکمدی، ساتیرِ ژولانی، علمی-تخیلی، ترسناک، واقعگرایی جادویی و مطالعهشخصیتیِ تمثیلی — خلاصه غیرقابل دستهبندی است. فیلم با بررسی موانع پیش روی آمریکاییهای آفریقاییتبار در محیط شرکتی سفیدپوستمحور، نشان میدهد تجربهِ کارگران نه فقط با شرایط کار که با نژاد تعیین میشود و به رابطهٔ کار، حقوق، همبستگی کارگری، اتحادیهسازی، رسانههای جمعی و خطر خیانت به خود و انتخاب ترقی شرکتی بهجای دوستیها و شرافت میپردازد. هرچند فیلم کمی بیش از اندازه طولانی است و پیچش عجیب و شگفتانگیز در پایان پردهٔ دوم ممکن است بسیاری را از دست بدهد، اما تقطیع کدِ تغییر گویش (code-switching) و هجوِ آن فیلمی نوآور، درگیرکننده و بسیار خندهدار ساخته است.
ماجرا در اوکلند، کالیفرنیا، در یک «حالِ جایگزین» رخ میدهد. شرکتی به نام WorryFree غذا و سرپناه در ازای قرارداد کاری مادامالعمر و بدون دستمزد ارائه میدهد، چیزی که دیوان عالی آن را قانونی اعلام کرده و معادل بردگی نمیداند. در مقابل WorryFree گروه رادیکالی به نام «Left Eye» ایستاده که اعتراض و خرابکاری تبلیغاتی انجام میدهد. قهرمان داستان، کاسیوس «کش» گرین (لیکیت استنفیلد)، در گاراژ عموِش سرجیو (تری کریوز) با دوستدخترش دیترویت (تسا تامپسون) زندگی میکند؛ دیترویت هنرمند اجراست و بدون اطلاع کش، عضو «Left Eye» است. کش برای پرداخت اجاره خانه به سرکار در شرکت تلفنی RegalView میرود و اوایل فروش سخت است تا اینکه همکار مسنتری، لنگستون (دنی گلاور)، به او میگوید باید از «صدای سفید» استفاده کند تا موفق شود. کش در این کار چابک میشود و به سرعت از میان «Power Callers» برجستهٔ شرکت بالا میآید. همزمان، همکار دیگری، اسکویز (استیون یون)، اتحادیه تشکیل میدهد و کش، دیترویت و دوستشان سالوادور (جرماین فالور) را جذب میکند. با وجود مشارکت در اعتراض سازمانیافته، کش ارتقا میگیرد و اکنون در سوئیت لوکس طبقه بالا کار میکند، جایی که مربیاش آقای _______ (اوماری هاردویک بهشدت خندهدار) است و درمییابد RegalView بهصورت پنهانی نیروی انسانی را به WorryFree میفروشد. با اینکه حس تردید دارد، درآمد قابلتوجهی بهدست میآورد و به سرعت بین حرفه و جنبش کارگری دچار تضاد میشود. این تضاد هنگامی تشدید میشود که مدیرعامل WorryFree، استیو لیفت (آرمی همر چشمگیر)، حقوق سالانهٔ یک میلیون دلار پیشنهاد میدهد تا مستقیماً برای WorryFree کار کند. اما کش کشفی میکند که همهچیز را تغییر میدهد — نه تنها برای خودش، بلکه بالقوه برای همهٔ انسانها.
رایلی که خود را کمونیست (اما نه مارکسیست) معرفی میکند، پیشینهٔ طولانی در اعتراضات و جنبشهای سیاسی دارد. سناریو از تجربهٔ او بهعنوان تلفنزن و نیاز به تغییر صدا برای پنهان کردن نژادش الهام گرفته شده است. فیلم فیلمنامهای است سرشار از نقد ضدشرکتی و ستایش همبستگی طبقه کارگر؛ پیامی که سالها در آثار موسیقایی و فعالیتهایش منعکس بوده است. «Sorry to Bother You» در مرکز خود ندایی ضدسرمایهداری متأخر است که نشان میدهد سازوکار اقتصادی کنونی بر فقیر نگاه داشتن اکثریت برای سود اندک اقلیت بنا شده و اهمیت وجود خط فقر برای ادامهٔ کارکرد سرمایهداری متأخر را آشکار میسازد. در چنین سیستمی، موفقیت برای آمریکاییهای آفریقاییتبار به تغییر گویش و انعطاف هویتی نیاز دارد؛ صدا و بخشی از خود را باید بهشیوهای دیگر واگذار کنند تا در فرهنگ شرکتی غالب پذیرفته شوند. «صدای سفید» در فیلم بیشتر نقش تمثیلی و اغراقشدهای دارد که نشان میدهد برای بقا باید بخشی از هویت را به چیزی دیگر بدل کرد.
رایلی میگوید سرمایهداری جدید ظاهراً میگوید «اینجا سرمایهداری نیست»، و مدیران بهجای اربابان نفتی، آدمهای خنکی هستند که همه دوستشان دارند — نمایشی که بیش از همه در شخصیت استیو لیفت تجسم مییابد. جالب اینکه نه فقط در محیط کار، بلکه دیترویت نیز برای جذب مخاطب آرتنمایش خود از «صدای سفید» استفاده میکند؛ صدایی که حتی بریتانیایی است و بهنوعی نهفقط رنگ پوست او را، بلکه ملیتش را هم تحریف میکند.
فیلم از زبان بینامتنی و ارجاعات هنری هم لذت میبرد: از ارجاع به آهنگ باب دیلن تا نقل قولی از فیلم «The Last Dragon»، و ارجاعاتی به ظاهرهای بصری برگرفته از آثار بِلَکسپلویتی مانند «Coffy». از منظر بصری نیز فیلم آشکارا تحتتأثیر میشل گوندری و تا حدی تری گیلیام است. یکی از ابزارهای بصری جالب، نحوهٔ پرداختن به «صدای سفید» است: بهجای اینکه خود بازیگران صدای متفاوتی تولید کنند، صداهای بازیگران سفیدپوست روی گویش آنها همزمان دوبله شده است؛ این دوبله عمدتاً با لبخوانی دقیق همگام نیست، که همین لایهٔ اضافی از سوررئال به صحنهها میافزاید و بر پوچیِ وضعیتی که مردم برای موفقیت باید طی کنند، تأکید میکند. ارزش کذایی که فرهنگ ما به لحن «درست» میدهد با این شیوه به نقد کشیده میشود.
نوآوری بصری مهم دیگر غوطهور شدن کش (با میز و همهٔ وسایل) در سالن خانهٔ مخاطبانی است که با آنها تماس میگیرد؛ این تکنیک نهتنها سطح تهاجم تلفنزنها را نشان میدهد، بلکه ناراحتی خود کش در نقش متجاوز به فضای خصوصی دیگران را هم بهخوبی منتقل میکند — همان صحنهای که او در میان زوجی که در حال رابطهاند فرومیافتد. این خلاصهسازی بصری عالی فرآیند درونی کش را بدون نیاز به بیان مستقیم نشان میدهد.
بازیها نیز چشمگیر است. هرچند آرمی همر و اوماری هاردویک برجستهاند، استنفیلد نیز توانسته با زبان بدن خود اجرای قوی و بدون کلامی ارائه دهد. او در آغاز خمیده و افسرده است و پس از ارتقا تغییر قامت و رفتار او نشان از افزایش اعتمادبهنفس دارد — چیزی که در متن کلی داستان بهطرزی تلخآمیز طنزآمیز است. هرچقدر هم فضاها سورئال شوند، بازیگران همهچیز را زمینی و باورپذیر نگه میدارند، انگار آنچه تجربه میکنند طبیعیترین امر دنیاست.
البته همهچیز بینقص نیست. پیچش چندان انتظارش را نداشتنی در پایان پردهٔ دوم برای برخی مخاطبان سنگین است (در نمایش من تعدادی ترک سالن داشتند). فیلم کمی طولانی است و پیش از رسیدن به پایان پرهیجان خودش، از ریتم میافتد. یک صحنهٔ میاناسمی بهعنوان نوعی نتیجهگیری وجود دارد که گمان میکنم وقتی تستآدیتورها پایان اولیه را بسیار ناگهانی یافتند دوباره فیلمبرداری شده؛ برای من آن صحنه کامل کار نمیکند و پایان اولیهٔ نسبتاً تیرهتر را ترجیح میدادم. با این همه، با حجم زیادی از طنز و هجو، طبیعتاً همهٔ شوخیها به هدف نمینشینند؛ اما وقتی طنز رایلی به هدف مینشیند، فوقالعاده است — مثلاً کاراکتر آقای _______ بهطرزی نمادین حتی نامش با بوق سانسور میشود، یا واکنش خوشحال یاکوزهای لیفت به رپ دوکلمهای کش.
«Sorry to Bother You» همزمان بهروز، مرتبط، خندهدار و گستاخ، پیشرو و رادیکال و در عین حال نوآور و پرطمأنینه است. فیلم با نگاهی تماماً طنزآمیز به تقاطع نژاد و اقتصاد، هم کسانی را که به میز فروش روح و شرف خود تن میدهند محکوم میکند و هم تا حدی با آنها همدلی نشان میدهد؛ اشارهای به اینکه عبور از شکاف طبقاتی اغلب به تبعیت جمعی و از دست دادن انسجام نیروی کار میانجامد. فیلمی آغازین بسیار تحسینبرانگیز برای رایلی که نشان میدهد دغدغهٔ اصلی او تقسیمبندی میان «دارا» و «ندار» است نه صرفاً تمایز سفید و سیاه. پیام فیلم روشن است: نیروی کار باید هرگز قدرت جمعی خود را فراموش نکند و برادرکشی نکند، چون در غیر این صورت مدیریت از کارگران همانند ابزار استفاده خواهد کرد.
این فیلم دربارهٔ فساد سرمایهداری در مردم و جامعه برای دستیابی به رشد ناپایدار است که ذاتاً از استثمار طبقه پایین ناشی میشود. از طنزهای ابسورد و تاریک بهره میبرد تا هم واقعیت نامعقولی را که در آن زندگی میکنیم بازتاب دهد و هم مخاطب را با موضوعاتی آشنا کند که معمولاً در سینما به این درجه از صداقت مطرح نمیشوند. اگرچه فیلم در مجموع نسبت به وضع موجود سرسختانه بدبین است، اما در عین حال نسبت به توانایی مردم برای تغییر از طریق عمل فردی و جمعی خوشبین است، هرچند مسائل و موانعی را نیز صادقانه نشان میدهد. فیلمی است که با بازبینی مطالب زیادی بهدست میآورید؛ آن را بسیار توصیه میکنم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران