بیوگرافی
سر کنث آرتور داد در هشتم نوامبر 1927 در یک خانهٔ کشاورزی سابق در ناتی اش، حومهٔ لیورپول، از آرتور داد و سارا (زادهٔ گری) متولد شد؛ جایی که والدینش زندگی میکردند. او یک برادر بزرگتر به نام ویلیام و یک خواهر کوچکتر به نام جون داشت. او به مدرسهٔ...
سر کنث آرتور داد در هشتم نوامبر 1927 در یک خانهٔ کشاورزی سابق در ناتی اش، حومهٔ لیورپول، از آرتور داد و سارا (زادهٔ گری) متولد شد؛ جایی که والدینش زندگی میکردند. او یک برادر بزرگتر به نام ویلیام و یک خواهر کوچکتر به نام جون داشت. او به مدرسهٔ ناتی اش رفت و در گروه کر کلیسای محلی سنت جان، ناتی اش آواز میخواند. او قرار بود تمام عمر در ناتی اش زندگی کند، در همان خانهای که در آن به دنیا آمده بود درگذشت و اغلب به آن ناحیه — و همچنین به «معادن ساندویچ مربا» و «مزارع پودینگ سیاه» افسانهایاش — در برنامههایش ارجاع میداد.
او سپس در هولت های اسکول، یک مدرسهٔ گرامر در چلدوال، لیورپول، تحصیل کرد، اما در ۱۴ سالگی ترک تحصیل کرد تا برای پدرش که فروشندهٔ زغال بود کار کند. در آن زمانها او پس از دیدن آگهیای در یک کمیک که میگفت «معلمهایت را فریب بده، دوستانت را شگفتزده کن — شش پِنس تمبر بفرست و ونتریلوکویست شو!» به دنیای نمایش علاقهمند شد و برای کتاب سفارش داد. اندکی بعد پدرش برایش یک عروسک ونترینلوکویست خرید و کن آن را چارلی براون نامید. او سرگرمی در یتیمخانهٔ محلی و سپس در دیگر برنامههای جامعهٔ محلی اجرا میکرد. دندانهای جلو برجستهٔ شناختهشدهاش نتیجهٔ یک تصادف دوچرخهسواری بود، پس از آن که گروهی از دوستان مدرسهای او را به دوچرخهسواری با چشمان بسته به چالش کشیدند. در ۱۸ سالگی کار بهعنوان فروشندهٔ دورهگرد را آغاز کرد و از ون کاریاش برای رفتن به باشگاههای کمدی در شبها استفاده میکرد.
او در ۲۶ سالگی موقعیت جهش حرفهای خود را بهدست آورد، وقتی در سپتامبر ۱۹۵۴ نمایش حرفهای خود را بهعنوان «پروفسور یافل چاکلباتی، تنور اپرا و گرهزن سوسیس» در امپایر ناتینگهام اجرا کرد. او بعدها گفت: «خب، دستکم مرا با سوت از صحنه بیرون نکردند.» او به تور سالنهای متنوع نمایشی در سراسر بریتانیا ادامه داد و در ۱۹۵۵ در بلکپول ظاهر شد، جایی که در سال بعد نقشی در نمایش Let's Have Fun داشت. اجرای او در سنترال پیِر بخشی از یک نمایش کمدی همراه با جیمی جیمز و شرکت بود. همچنین در همان فهرست جیمی کلیتهرو و روی کسل نیز حضور داشتند. داد اولینبار در سال ۱۹۵۸ در بلکپول عنوان اصلی نمایش را به دست آورد.
داد «آخرین هنرپیشهٔ بزرگ سالن موسیقی» توصیف شده است. سبک استندآپ او تند و مبتنی بر ارائهٔ سریع لطیفههای یکخطی بود. او گفته بود که تأثیرات کمدیاش شامل دیگر کمدینهای لیورپول مانند آرتور آسکی، راب ویلتون، تامی هندلی و «پسر شوخ» از برایتون، مکس میلر، بودهاند. او کمدی را با گاهبهگاه آوازهایی، هم جدی و هم طنزآمیز، با صدای باریتون روشن و نامتناسب و نیز با تخصص اصلیاش، ونتریلوکیسم، درآمیخت. بخشی از برنامهٔ صحنهایاش شامل «مردان دیِدی» بود («diddy» اصطلاح محلی به معنی «کوچک» است). در ابتدا، آنها یک شوخی نادیدنی بودند که در تخیل داد پدید آمده بود، اما بعدها روی صحنه ظاهر شدند و معمولاً توسط کودکان اجرا میشدند.
داد عمدتاً بهعنوان یک کمدین تکنفره کار میکرد، از جمله در چند برنامهٔ تلویزیونی و رادیویی به نام خودش، و چندین بار در برنامهٔ احیای سالن موسیقی شبکهٔ بیبیسی، The Good Old Days، ظاهر شد. اگرچه از خنداندن مردم لذت میبرد، او همچنین دانشجوی جدی کمدی و تاریخ بود و به تحلیل طنز از دیدگاه زیگموند فروید و آنری برگسون علاقهمند بود. گاهگاهی در نقشهای درام ظاهر میشد، از جمله بازی در نقش مِلوِلیو در نمایش دوازدهمین شب اثر ویلیام شکسپیر روی صحنه در لیورپول در سال ۱۹۷۱؛ و در تلویزیون در نقشی کوتاه بهعنوان «مِستر عوارض» در داستان دکتر هو بهنام Delta and the Bannermen در سال ۱۹۸۷.
نمایش بیشتر