بیوگرافی
جاستیس لیک در مونتگمری، آلاباما متولد و بزرگ شد. پدرش، جورج، که پیشتر مأمور پلیس بود، دخترش را لیبرتی و پسرش را جاستیس نامید، پس از آنکه وقتی سرباز جوانی در ویتنام بود قسم خورد این کار را انجام دهد. «پدرم گفت اگر سالم به خانه برگردد، به خاطر عشقش...
جاستیس لیک در مونتگمری، آلاباما متولد و بزرگ شد. پدرش، جورج، که پیشتر مأمور پلیس بود، دخترش را لیبرتی و پسرش را جاستیس نامید، پس از آنکه وقتی سرباز جوانی در ویتنام بود قسم خورد این کار را انجام دهد. «پدرم گفت اگر سالم به خانه برگردد، به خاطر عشقش به کشورمان این نامها را به ما میدهد.»
در دوران کودکی، جاستیس اصلاً از نامش خوشش نمیآمد. لیک گفت: «وقتی بچهای، نمیخواهی جلب توجه کنی. و وقتی من به مردم معرفی میشدم، اسمم (و هنوز هم هست) نقطهای برای شروع گفتگو بود، که برای من کابوس بود.» «اما هر چه بزرگتر میشوی، میفهمی داشتن چیزی که تو را از بقیه متمایز میکند خوب است.»
لیک بچهای خجالتی بود که «بهراحتی میتوانست با دیوارها یکی شود.» با این حال طبیعت آرام او را ناظر تیزبینی بر رفتار انسانی کرده بود، مهارتی که به کارش آمده است. «تمام تجربههای زندگیام — خوب، بد و زشت — من را برای انجام این کار (بازیگری) آماده کردهاند. به همین دلیل است که خیلی شکرگزارم که بچهٔ محبوبی نبودم!»
اولین حضورش در کانون توجه در سال آخر دبیرستان جفرسون دیویس اتفاق افتاد. او برای رهبری گروه موزیک رژه انتخاب شد و تجربهاش بهعنوان درام میجر را «بهترین هر دو جهان از لحاظ اجرا و موسیقی» یاد میکند. لیک گفت: «برای اولین بار در موقعیت رهبری بودم. نمیتوانستم پشت سر کسی پنهان شوم، و با نگاه به گذشته، آن نقطهٔ آغاز بیرون آمدنم از لاک بود.»
پس از فارغالتحصیلی، لیک در تگزاس وارد کالج شد و بعداً در دانشگاه آبرن. در آنجا در بخش نمایش درگیر شد و عمدتاً پشت صحنه کار میکرد. اما همهٔ اینها وقتی تغییر کرد که به یکی از همکلاسیهایش در یک تست بازیگری کمک کرد. لیک گفت: «به کارگردان گفتم که من تست نمیدهم و فقط کمک میکنم.» «بعد از آن او جلو آمد و گفت، ‹چرا تست نمیدهی؟ تو برای یکی از نقشهای اصلی عالی خواهی بود.›»
اولین نقش او نقش اصلی در نمایش «The Crucible» اثر آرتور میلر بود. در سال آخرش، او در تمام نمایشهای صحنهٔ اصلی دانشگاه آبرن بازی کرد و نامزد دو جایزهٔ آیرن رایان شد. همچنین توسط اساتید و دانشجویان دانشگاه «بهترین بازیگر» نام گرفت.
پس از دریافت مدرک در رشتهٔ هنرهای نمایشی، لیک به آتلانتا نقل مکان کرد و با مؤسسهٔ People Store قرارداد بست. او شروع به بازی در تبلیغات تلویزیونی برای شرکتهایی مانند Verizon Wireless کرد و بعدها نقشهای کوتاهی در سریالهای تلویزیونی و فیلمهای مستقل داشت.
نمایندهاش احساس کرد او میتواند بیشتر کند و رزومهاش را برای مدیران انتخاب بازیگران فیلم «The Great Debaters» فرستاد؛ لحظهای که مسیر حرفهاش را تغییر داد. همانطور که هیاهوی «The Great Debaters» سراسر کشور را درنوردید، جاستیس هم چنین کرد و از ساحل شرقی به غربی نقل مکان کرد و از این موفقیت بهره برد. وقتی به لسآنجلس رسید، بهسرعت توسط دو آژانس برجسته جذب شد و در عرض یک ماه پیاپی برای سه برنامهٔ شبکهٔ اصلی، نقش مهمان گرفت — و این شتاب ظاهراً به این زودیها کم نمیشود.
لیک قصد دارد تا هر چقدر هم موفق شود، فروتن بماند. «میخواهم بهعنوان روحی نیکو با قلبی مهربان شناخته شوم، و هنرمندی بزرگ که فرصت داشت دنیا را به نفع بهتر تغییر دهد و موفق شد.»
نمایش بیشتر