بیوگرافی
آلفرد ادوارد مارکس OBE (۲۸ ژانویه ۱۹۲۱ - ۱ ژوئیه ۱۹۹۶) بازیگر کمدی و طنزپرداز بود.
مارکس با نام روچل کوچینسکی در هولبورن، لندن به دنیا آمد. او در ۱۴ سالگی مدرسهٔ بل لین را ترک کرد و کار در صنعت سرگرمی را در تئاتر ویندمیل آغاز کرد. سپس در نیروی...
آلفرد ادوارد مارکس OBE (۲۸ ژانویه ۱۹۲۱ - ۱ ژوئیه ۱۹۹۶) بازیگر کمدی و طنزپرداز بود.
مارکس با نام روچل کوچینسکی در هولبورن، لندن به دنیا آمد. او در ۱۴ سالگی مدرسهٔ بل لین را ترک کرد و کار در صنعت سرگرمی را در تئاتر ویندمیل آغاز کرد. سپس در نیروی هوایی سلطنتی بهعنوان گروهبان پرواز در خاورمیانه خدمت کرد، جایی که کنسرتهایی برای نیروهای نظامی ترتیب میداد. او همچنین بهعنوان حراجچی و مهندس کار کرد.
او در سال ۱۹۴۶ در برنامههای متنوع در کیلبارن امپایر آغاز کرد، و اجراهای صحنهای او شامل The Sunshine Boys و Fiddler On The Roof بود. او همچنین در کارهای کمدی با پیتر سلرز و هری سیکوم همکاری داشت که بعدها منجر به تشکیل (به همراه نویسنده اسپایک میلگان) نمایش The Goon Show شد، اگرچه خود مارکس عضو آن گروه کمدی نشد.
فیلمهای او شامل The Frightened City و Scream and Scream Again بودند. برنامهٔ تلویزیونی او، Alfred Marks Time، به مدت ۶ سال در شبکهٔ ITV پخش شد. او مجری Sunday Night at the London Palladium بود و در برنامههای تلویزیونی متعدد دیگری از جمله Albert and Victoria, The Good Old Days, Blankety Blank, The Marti Caine Show, The Two Ronnies, The Generation Game, Lovejoy, Minder (TV series), Parkinson, The All New Alexei Sayle Show و نمایش Dramarama با عنوان The Comeuppance of Captain Katt (یک هجو دربارهٔ وضعیت فعلی Doctor Who) ظاهر شد.
در سال ۱۹۶۷ مارکس برای تئاترهای JC Williamson در نمایش Spring & Port Wine اثر بیل ناتون به استرالیا تور داشت. در سال ۱۹۶۸ او نقش اصلی را در The Young Visiters، نسخهٔ موزیکال رمان اوایل قرن بیستم دیزی اشفورد — که هنگام شش سالگی نوشته شده و دقیقاً همانطور که ارسال شده (شامل غلط املایی) منتشر شده بود — در تئاتر وودویل لندن ایفا کرد.
مارکس همچنین در سال ۱۹۸۲ در اپرای گیلبرت و سالیوان، The Yeomen of the Guard، نقش ویلْفرد شادبولت را اجرا کرد.
در زمان تور در استرالیا، مارکس توسط کمیتهٔ جشنوارهٔ مومبا ملبورن بهعنوان دومین پادشاه مومبا (۱۹۶۸) منصوب شد؛ وقتی از او پرسیدند واجد چه صلاحیتهایی است، با طنزی (کاملاً به گویش کاکنی) گفت:
"وقتی یازده ساله بودم، گروههای رقیب اطراف یک بازار میوه در شرق شهر بودند. و من شدیداً میخواستم عضو گروه رقیب بزرگتر شوم. یک روز که در بهترین لباس عیدم بودم، یکی از اعضای یکی از گروههای دیگر به من گفت 'دوست داری پادشاه سیبهای طلایی باشی؟' 'باشه، فقط روی این صندوق بنشین و فریاد بزن سیب، سیب، سیبهای طلایی را به من بدهید.' که من معصومانه این کار را کردم و آنها با هر سیب گندیدهای که در بازار بود بر سرم کوبیدند."
توضیحات بالا از مقالهٔ ویکیپدیا «Alfred Marks» است، دارای مجوز CC-BY-SA، فهرست کامل مشارکتکنندگان در ویکیپدیا.
نمایش بیشتر