درمورد فنگ رویائو ققنوس و پادشاه اهریمناست که در یک نگاه عاشق ارباب جاودان موچن یوان میشه و مجبورش میکنه برای ازدواج باهاش به قلمرو اهریمنی بیاد اما مو چن یوان همیشه وجهه مثبت و خیرخواهی داشته باید دید عاقبت این قضیه به کجا میکشه
درمورد فنگ رویائو ققنوس و پادشاه اهریمناست که در یک نگاه عاشق ارباب جاودان موچن یوان میشه و مجبورش میکنه برای ازدواج باهاش به قلمرو اهریمنی بیاد اما مو چن یوان همیشه وجهه مثبت و خیرخواهی داشته باید دید عاقبت این قضیه به کجا میکشه
کارتون دوستداشتنی و رمانتیک بود، بهویژه صحنه «شب عروسی» که خیلی زیبا ساخته شده بود؛ نه اغراقشده، طوری که حس رویایی و آرزوگونِ داستان حفظ شده بود. همچنین خشک یا خستهکننده نبود، برخلاف بسیاری از درامهای چینی همگروه که این روزها حالت بیروح دارند.
دو بازیگر اصلی هم در نشاندادن عمق صمیمیت و میزان مناسبِ صمیمیت بین شخصیتها خیلی خوب عمل کردند؛ مکمل هم بودند و...
کارتون دوستداشتنی و رمانتیک بود، بهویژه صحنه «شب عروسی» که خیلی زیبا ساخته شده بود؛ نه اغراقشده، طوری که حس رویایی و آرزوگونِ داستان حفظ شده بود. همچنین خشک یا خستهکننده نبود، برخلاف بسیاری از درامهای چینی همگروه که این روزها حالت بیروح دارند.
دو بازیگر اصلی هم در نشاندادن عمق صمیمیت و میزان مناسبِ صمیمیت بین شخصیتها خیلی خوب عمل کردند؛ مکمل هم بودند و شیمی بازیشان روی پرده انفجاری و قابللمس بود. کارگردان را بابت این انتخاب جسورانه و قاطع در هنر خلق ستایش میکنم؛ به نظرم حرکت موفقی بود.
در طول کل داستان حالتی شاد و آرام از زندگی روزمره وجود داشت، فقط که در جهانی «موازی» و واقعیتی دیگر اتفاق میافتاد. دو گروه اصلی موجودات با نژادها و سبک زندگی متفاوت حضور داشتند؛ با اینکه هر دو دارای قدرت عظیم و طول عمر بسیار طولانی بودند، باز هم دغدغههایی داشتند مثل امرارمعاش و شیوه کسب درآمد — مسائل ساده و روزمرهای که برایم ملموس بود.
رتبه و جایگاهشان در جامعه بر اساس قدرت شخصیشان تعیین میشد؛ قویترها فرمانروایی میکردند، ساده و روشن. بین روابطشان احساساتی مثل طمع، شادی، عشق، اعتماد، غم، حس قدرت و حسادت وجود داشت — همانهایی که ما هم تجربه میکنیم. بهخاطر همین ویژگیهای مشترکِ انسانی بود که خالق توانست داستانی رنگی و در عین حال نه خیلی ساده یا خستهکننده ببافد.
نکات کوچکی برای حفظ جذابیت وجود داشت، اما بدون لحظات خیلی بزرگ، سنگین یا فاجعهبار که نیاز به نجاتهای عظیم یا فداکاریهای قهرمانانه داشته باشد. بنابراین شخصیتهای اصلی قضایا را در سطحی شخصی حفظ کردند؛ همهچیز ناشی از انگیزهها و خصوصیات شخصی شخصیتها بود.
خلاصهٔ کوتاه نقد من:
- خط داستان: ساده و در سطح مناسب؛ بدون پیچیدگیهای اضافه اما کافی برای حفظ و ادامهٔ جذابیت.
- کارگردان: بهخاطر صحنهٔ «شب عروسی» حرکت جسورانه و زیبایی داشت.
- بازیگران اصلی: در پرداخت شخصیتها خوب عمل کردند، بدون اغراق؛ شیمی بینشان بینقص، بیانگر و تأثیرگذار بود.
- فضای آسان و شاد: تضادهای لازم بهصورت شخصی و نه فاجعهبار بیان شد؛ لحظات شوخطبعانه و بازیگوش بین دو شخصیت اصلی رنگ و شور کافی داشت تا یکنواختی را از میان ببرد.
اما چیزهایی هم بود که دلم میخواست بیشتر باشد:
- طول سریال: به نظرم خیلی کوتاه بود؛ میتوانست طولانیتر و با قسمتهای بیشتر باشد تا جا برای کاوش عمیقتر در جنبههای مختلف داستان فراهم شود. امیدوارم فصل دومی بسازند، اما با همان بازیگران و گروه سازنده، وگرنه دیگر همان حس را نخواهد داشت.
- پیشزمینهٔ شخصیتها: دربارهٔ گذشته و پسزمینهٔ شخصیتهای مهم هنوز سوالهای زیادی دارم و دوست داشتم بیشتر دربارهشان بدانم.
در پایان، این اولین بار است که نقد مینویسم و به زبان انگلیسی نوشتم چون در آن بهترم؛ هر چند ممکن است اشتباهاتی باشد؛ مهم این است که مخاطب کلیت محتوا را درک کند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران