یک تحلیلگر نسل اول متوجه میشود که مغزش هک شده و به حسهایش دسترسی پیدا کردهاند. او که بین سازمان خود و هکرها گیر افتاده، برای افشای عاملان این هک، رفتاری عادی از خود نشان میدهد.
یک تحلیلگر نسل اول متوجه میشود که مغزش هک شده و به حسهایش دسترسی پیدا کردهاند. او که بین سازمان خود و هکرها گیر افتاده، برای افشای عاملان این هک، رفتاری عادی از خود نشان میدهد.
«The Copenhagen Test» یک تریلر جاسوسی است که تا حدی ناقص به نظر میرسد. بازیگران عمدتاً توانمندند و صحنههای اکشن هم تا حدودی خوب کار شدهاند، اما مشکل اصلی سریال داستان است که بهخوبی از پس کنار هم گذاشتن اجزا برنمیآید. اصل ماجرا — مأمور آمریکاییای با مغز هکشده که هرچه میبیند و انجام میدهد توسط گروهی ناشناس و احتمالاً خصومتآمیز رصد میشود — پایهٔ...
«The Copenhagen Test» یک تریلر جاسوسی است که تا حدی ناقص به نظر میرسد. بازیگران عمدتاً توانمندند و صحنههای اکشن هم تا حدودی خوب کار شدهاند، اما مشکل اصلی سریال داستان است که بهخوبی از پس کنار هم گذاشتن اجزا برنمیآید. اصل ماجرا — مأمور آمریکاییای با مغز هکشده که هرچه میبیند و انجام میدهد توسط گروهی ناشناس و احتمالاً خصومتآمیز رصد میشود — پایهٔ خوبی برای ساختن این نوع داستان نیست. نتیجه، مجموعهای از صحنههای ساختگی و گاهی ناشیانه است که آنطور که فیلمنامه انتظار داشته بهخوبی کار نمیکنند. کمی عناصرِ آشنا و خستهکنندهٔ «بیداری» و خودبزرگبینی آمریکایی هم کمکی نمیکند. خلاصه اینکه سریالی کند و با یک ایدهٔ مرکزی مشکلدار است که تماشای آن چندان دلپذیر نیست.
سیمو لیو از نظر بازیگری چندان قابل اعتنا نیست و نباید بهعنوان نقش اصلی انتخاب میشد. او کمکاریزماست و کیفیت بازیگری بهشدت پایین است — انگار همهٔ عواملِ تولید درگیر اثری شدهاند که ضعیف از آب درآمده. فیلمنامه و داستان هم ساده و سطحیاند. چه کسانی این نویسندگان را استخدام میکنند؟ مدیریت پلتفرم هم انگار نظارتی ندارد؛ مرتباً محصولاتی ضعیف عرضه میشود. کاش روزی استخدام بر اساس توانایی صورت بگیرد و نه بر اساس چکباکسها؛ تا آن زمان شاید دوباره تلویزیونِ قابلقبول ببینیم.
«The Copenhagen Test» نسخهای جدی از «کینگزمن» است که اگر با «نمایش ترومن» برخورد کند، وضعش بدتر خواهد شد. جاسوسی بهخودیخود انتخاب سختی برای یک تریلر دراماتیک است، چون تیپ جاسوس همیشه خونسرد و هوشیار چندان زمینهٔ نمایش احساسات و تنش دراماتیک را فراهم نمیکند — مشکلی که در سریالی که خود را بیشازحد جدی میگیرد، نمود بیشتری دارد. سریال ظرافت ندارد، مخاطب را از ابتدا تا انتها با دست میگیرد و هیچ پیچش غافلگیرکنندهای ارائه نمیدهد. تماشاگر به هیچکدام از شخصیتها علاقهمند نمیشود؛ بازی لیو ضعیف است و بارِ استفادهٔ مخاطب از آلما باررا که برایم جذابترین حضور بود هم بهخوبی دیده نشده. در عوض سینکلر دنیلز در نقش پارکر تنها کسی است که با بازی بازتر و زمانی کافی توانست با تماشاگر ارتباط برقرار کند. انگیزهها پراکندهاند، پیشزمینهها نیمهتمام ماندهاند و من به هیچکدام از شخصیتها علاقهای پیدا نکردم. از نظر موضوعی هم داستان بیشتر شبیه روایتهای تبلیغاتی دربارهٔ دولت آمریکا است که در پی منافع خود بههرکس آسیب میزند و در نهایت با موضوع «خانواده» بسته میشود؛ هیچ چیز تازه یا زیرکانهای در آن نیست.
این سریال درست در انتها سقوط شدیدی داشت. ایدهٔ اولیه تا حدی مضحک بود اما بهاندازهای جالب که تماشاگر را نگه دارد؛ نهادِ سازندهای که دیگر سرویسهای جاسوسی را رصد میکند، در نهایت از مأمور خود — که میدانند هک شده — استفاده میکند تا مغزهای توطئهگر پشتِ نقشه را بیرون بکشد. ایده جذاب بود اما سریال لحظات دراماتیک قویای ندارد که دلیل کارها و انگیزههای شخصیتها را برای مخاطب ملموس کند، و در عوض با لایههای نفوذ و حیلهٔ احمقانهای که بینتیجه و گاهی عصبانیکنندهاند، سعی میکند پیچیدگی ایجاد کند. بدتر این که از همان ابتدا میفهمید چه کسی آنتاگونیستِ اصلی است، و وقتی نیت او را آشکار میکنند، این افشا چندان قانعکننده نیست. بیشتر شخصیتها ضعیف نوشته شدهاند و بهراحتی حذف میشوند، ولی بهطور عجیبی برخی زنده میمانند. خلاصه اینکه این سریال تا حد زیادی اتلاف وقت بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران