نامزد دریافت ۱ جایزهٔ بفتا — ۸ جایزه و مجموعاً ۲۹ نامزدی
اجرای پملا اندرسون در این فیلم بسیار تأثیرگذار است. او در نقش «شلِی» زنی است که شاید بتوان او را رقصنده نیمهعریانِ پلیتایپِ باوقارتر توصیف کرد؛ کسی که خود را بیشتر یک اجراکننده میداند و با پر و جواهرات صحنه شخصیت و وقارِ ویژهای به نمایش میگذارد. او دختری به نام «هنا» (بیلی لورد) دارد که رابطهشان از هم گسیخته است و از دلِ همین...
اجرای پملا اندرسون در این فیلم بسیار تأثیرگذار است. او در نقش «شلِی» زنی است که شاید بتوان او را رقصنده نیمهعریانِ پلیتایپِ باوقارتر توصیف کرد؛ کسی که خود را بیشتر یک اجراکننده میداند و با پر و جواهرات صحنه شخصیت و وقارِ ویژهای به نمایش میگذارد. او دختری به نام «هنا» (بیلی لورد) دارد که رابطهشان از هم گسیخته است و از دلِ همین تنش است که به تدریج درمییابیم شلی در طول زندگیاش چه فداکاریهایی کرده؛ فداکاریهایی که برای دخترش بیشتر شبیه غفلت به نظر میرسند تا لطف و کمک.
مشکلات شلی به همینجا ختم نمیشود: مدیر صحنهشان «ادی» (دِیو باوتیستا) خبر میدهد که با کاهش تماشاگران، کارفرماها به آنها دو هفته فرصت دادهاند تا سالن را ببندند. در چنین شرایطی، شلی باید در فضایی تلاش کند که کمترین استقبال را از کار او دارد و همزمان سعی کند با دخترش آشتی کند. یاریِ او در این مسیر دوست و پیشخدمت بارِ همیشهحاضرِ او «آنت» (جیمی لی کرتیس) است؛ زنی که سالها در این حرفه بوده، علاقهای به مارگاریتا دارد و خودش هم در صنعتی که جوانی در آن امتیاز محسوب میشود، خوششانس نبوده. شاید قابلتأملترین سکانس فیلم همان صحنهای باشد که کرتیس روی میز میرقصد و آسیبپذیریای را نشان میدهد که بسیاری در میانسالی و هنگام احساس غیرضروری شدن تجربه میکنند — حتی در محیطهای شغلی کمدرمعرضتر. فیلم نشان میدهد آنها دستاوردهای زیادی از کارنامهشان ندارند و همین بر حس ناامیدیشان میافزاید.
این فیلم درباره پیری است و پملا اندرسون توانسته بار احساسی آن را محکم و مؤثر به دوش بکشد. شاید فیلمنامه از نظر ساختار چندان محکم نباشد، اما بازیهای اصلی فیلم کاریزمای زیادی دارند و فیلم را پیش میبرند.
The Last Showgirl فیلمِ خوبی است؛ ۸۹ دقیقهاش زود میگذرد و بیش از حد طولانی نیست. گاهی رفتار بعضی شخصیتها کمی عجیب بهنظر میرسد، اما بازیگران همه اجراهای محکمی ارائه میدهند؛ بیآنها نمرهام به فیلم پایینتر بود. قبل از تماشا شنیده بودم که پملا اندرسون برای این نقش بازخوردهای مثبتی گرفته و حالا میفهمم چرا — او بسیار خوب است. هرچند این اولین باری است که او را در نقش اصلی میبینم، اما بهصراحت میگویم که سایر بازیگرانش هم شایسته ستایشاند. دِیو باوتیستا بهویژه تأثیرگذار است و کیِرنَن شیپکا، برِندا سونگ و جیمی لی کرتیس آنقدر در ذهن میمانند که ساعتها بعد از تماشا هم یادشان میماند؛ چیزی که همیشه درباره بازیگران مکمل در فیلمهایی با این سبک رخ نمیدهد. در مجموع، این فیلم بیشتر موفقیتش را مدیون بازیگران توانایش است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران