«احتیاط برای نادانان و سادهلوحان است.»
از همان تیتراژ ابتدایی که دنی کی به شکل هارلِکین میخواند، این حس به دست میآید که فیلم قرار است شبیه یک هزل شاد و مفرح باشد، و چنین است. شاید بیش از همه فیلمِ مطرح در کارنامهٔ کی (اگرچه در اکران نزدیک به دو میلیون دلار ضرر کرد) «دادگاه اَحمَقنما» بهترین بستری است برای ترکیب اجراهای شاد و آوازهای...
«احتیاط برای نادانان و سادهلوحان است.»
از همان تیتراژ ابتدایی که دنی کی به شکل هارلِکین میخواند، این حس به دست میآید که فیلم قرار است شبیه یک هزل شاد و مفرح باشد، و چنین است. شاید بیش از همه فیلمِ مطرح در کارنامهٔ کی (اگرچه در اکران نزدیک به دو میلیون دلار ضرر کرد) «دادگاه اَحمَقنما» بهترین بستری است برای ترکیب اجراهای شاد و آوازهای نرم او. در اینجا او هم «ترسو» و هم «قهرمان» را در یک نقش دوگانه بازی میکند؛ نقشی دلپذیر، سرزنده و بانشاط — و خوشبختانه بازیگران مکمل (خصوصاً سسیل پارکر، آنجلا لنسبری و بَسیل رَیثبون) کاملاً با روح فیلم هماهنگاند و نتیجهای سرگرمکننده ارائه میدهند. البته منصفانه نیست اگر اشاره نکنم که شخصیت مِید جینِ گلینیس جانز کمتر شکلگرفته است.
سکانسهای خندهداری در فیلم برجستهاند: از تبدیل هیوبرت هاوکینز به جیاکومو و برعکس گرفته تا مراسم شوالیهگری بسیار بامزه؛ فیلم همهٔ موارد لازم برای سرگرمی خانوادگی را دارد. و بخش معروف «کاسه با هاون، پارچ با اژدها، جام با قصر» که شایستهٔ جایگاه کلاسیک است را چه باید گفت؟ آهنگهای عالی، اجراهای پُرجذبه، کی در اوج فرم و رَیثبون در نقش آدم شرورِ قابل تنفر — چه چیز بیشتری لازم است؟ «دادگاه احمقنما» فیلمی کامل و مناسب برای تمام خانواده است. (۸/۱۰)
فیلمی واقعاً سرگرمکننده و سرشار از شوخیهای موزیکال که دنی کی اجرای جذابی دارد و بَسیل رَیثبون هم بهخوبی در نقش شرور ظاهر شده است. حضور گلینیس جانز و آنجلا لنسبری هم دلپذیر است، بهویژه جانز که درخشان است. (۳٫۷۵/۵)
این یک جواهر سلولوئیدی است که مدام شادی میبخشد. ماجراجویی، کمدی، رمانس و موزیکالی ساختهشده برای کل خانواده.
فیلمی که ظاهراً مخصوص یک بازیگر نوشته شده (و آن بازیگر هم حاضر شده نقش مرکزی را بپذیرد) کمیاب است، و دنی کی از آن دسته بازیگرانِ ویژهای است که این نقش را بینقص اجرا میکند.
پارودیای از «ماجراهای رابین هود» که حتی توانسته بازیگر شرورِ بزرگی مثل بَسیل رَیثبون را هم در خود جای دهد (و از «مِن این تایتس» جلوتر است). این فیلم شاهکاری دستکمگرفتهشده است که بارها میبینم، میخندم و هر بار نکتهٔ جدیدی در آن کشف میکنم. یکی از آن فیلمهایی است که همیشه خلقوخوی شما را بهتر میکند یا دستکم لبخندی بر لب میآورد.
داستان آرام و ساده شروع میشود، پیچیدهتر میشود و در پایان مانند تامینهای میانهعصرانه تارهایش را بهصورت تصویری زیبا و منظم کنار هم میچیند و همهچیز را (همانطور که شایستهٔ یک موزیکال خوب است) جمعوجور میکند.
دیالوگها در سطحی هستند که امروز در فیلمهای مدرن کمتر میبینیم، و ضربآهنگ خطوط دیالوگی دقیق و استادانه است؛ از جمله همان جامِ معروف تا این بخش کوتاه که بارها قابل نقل است:
«میخوام وارد بشم، شروع کنم، تمومش کنم و برم. فهمیدی؟»
«فهمیدم.»
«خوبه.»
بازیها کاملاً مناسباند؛ کی با پشتیبانی جانز و لنسبری که با وقار و زیبایی صحنهها را طی میکنند، درخشان است، و رَیثبون با پوزخند و دسیسههایش حتی در زمان اندک حضورش هم اثرگذار است.
شمشیرزنی در مبارزهٔ پایانی باشکوه است — در سطح بهترینها از نظر مهارت و خلاقیت. و حرکات کوچک بازیگران در طول فیلم، از نَفهزدنها و چشمکها و لگدها گرفته تا جزئیات و زمانبندیِ دقیق، بینظیر و شایستهٔ بزرگترین کمدینهاست.
هزینهومدها، طراحی لباس (کار ادیت هِد بهخوبی نقش بسته) و صحنهها زیبا و چشمنوازند. رنگآمیزی فیلم طوری است که تنها معدودی از فیلمها چنین جلوهای دارند. موسیقی هم مدتها بعد از تماشا همراه شما میماند و حتی در تیتراژ پایانی هم سعی شده با آواز دنی کی جذاب بماند.
نکات منفی که باعث میشود آن را پنجستاره ندانم: ریتم (شروع بسیار کند)، جلوههای فنی (پرش طناب و موارد مشابه) و حسِ «مارش» که کمی قدیمی بهنظر میرسد.
من این فیلم را از کودکی (که مادرم آن را به من معرفی کرد) دوست داشتم؛ تبدیل به تماشایی مکرر روی ویدئو شد و با گذر زمان برایم بهتر شده است. مانند هر عشق دیرپایی، ایراداتش کمرنگ میشود. یکی از ده فیلم محبوب من است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران