«ورونیکا» (ژاکوب) به کراکوف می آید و در مدرسه ی موسیقی به تحصیل آواز می پردازد، اما پس از مدتی بیمار می شود و در نخستین اجرای عمومی اش روی صحنه می میرد. در همین زمان در پاریس، «ورونیک» (ژاکوب) آرزوهایش را برای بدل شدن به یک خواننده ی حرفه ای کنار می گذارد تا معلم مدرسه شود و در ضمن گویی با نوعی تله پاتی وجود همزادش را حس می کند.
«ورونیکا» (ژاکوب) به کراکوف می آید و در مدرسه ی موسیقی به تحصیل آواز می پردازد، اما پس از مدتی بیمار می شود و در نخستین اجرای عمومی اش روی صحنه می میرد. در همین زمان در پاریس، «ورونیک» (ژاکوب) آرزوهایش را برای بدل شدن به یک خواننده ی حرفه ای کنار می گذارد تا معلم مدرسه شود و در ضمن گویی با نوعی تله پاتی وجود همزادش را حس می کند.
فیلمی بدبینانه، تا حدودی منفی و غمانگیز، دربارهٔ (شاید) دو نسخه از یک فرد.
من تصمیم گرفتم این فیلم را بلافاصله پس از دیدن سهگانهٔ «رنگها» از همان کارگردان، لهستانی کریشتوف کیشلوفسکی، ببینم. موضوع فیلم زندگی دو زن است: فرانسویِ ورونیک و لهستانیِ ورونیکا. آنها دوقلووار هم هستند، زندگیهای مشابهی دارند، آرزوها و مسیر زندگیشان خیلی شبیه هم است؛ میتوان گفت خواهر دوقلو یا ورژنهایی از...
فیلمی بدبینانه، تا حدودی منفی و غمانگیز، دربارهٔ (شاید) دو نسخه از یک فرد.
من تصمیم گرفتم این فیلم را بلافاصله پس از دیدن سهگانهٔ «رنگها» از همان کارگردان، لهستانی کریشتوف کیشلوفسکی، ببینم. موضوع فیلم زندگی دو زن است: فرانسویِ ورونیک و لهستانیِ ورونیکا. آنها دوقلووار هم هستند، زندگیهای مشابهی دارند، آرزوها و مسیر زندگیشان خیلی شبیه هم است؛ میتوان گفت خواهر دوقلو یا ورژنهایی از یک شخصاند. با این حال، این دو یکدیگر را نمیشناسند و حتی از وجود دیگری بیخبرند. جرأت ندارم — و صحیح هم نیست — بیشتر توضیح دهم، ولی آنچه برای یکی رخ میدهد بهطرزی غیرقابلتوضیح بر دیگری تأثیر میگذارد. این فیلم خوشبین یا شاد نیست.
کیشلوفسکی در این فیلم که نقطهٔ شروع گسترش او به سینمای بینالمللی بود، کار قابلتوجهی انجام میدهد. تا پیش از آن عمدتاً در لهستان و بیشتر در زمینهٔ تلویزیون ملی و مستند فعال بود. رنگبندی در فیلم نقش محوری دارد، همانطور که در بخش بزرگی از آثار او و بهویژه سهگانهٔ معروفش دیده میشود، با این تفاوت که برخلاف آن سه فیلم، اینجا رنگها اغلب کمرمقاند و از طریق استفادهٔ تقریباً دائمی از فیلترهایی به تونالیتههای بژ و تقریباً سپیا کاهش یافتهاند. در نتیجه فیلمبرداری از طریق رنگ و قاببندی با تماشاگر سخن میگوید و رابطهای نزدیک و عمیق با موسیقی و صدا برقرار میکند و فضایی رؤیایی خلق میکند که بهخاطر حضور پیوستهاش گاهی پررنگ بهنظر میرسد. از موسیقی فیلم، بخشی آوازخوانده را برجسته میکنم که به بهترین و صادقانهترین شیوهٔ لیرِیک یا اپرایی اجرا شده و بیشک برای فیلم ساخته شده است.
نقش(های) اصلی را ایرن ژاکوب ایفا میکند؛ جوان، با اعتمادبهنفس و مطمئن به تواناییهایش. این فیلم برای او درهای تازهای گشود و به گمانم سبب شد مسیر حرفهای برجستهتری پیش رویش قرار گیرد. با این حال او تنها بازیگر برجستهٔ فیلم است و دیگران بیشتر در نقشهای کمکی و گذرا ظاهر میشوند تا آنچه لازم است انجام دهند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران