این یک حماسه تاریخی تماشایی است که با بهترین آثار هالیوودی برابری میکند. داستان حول دسائس و توطئهها برای جانشینی تخت چولا در هند قرن دهم میچرخد. مشخص میشود که امپراتور کنونی، سندارا (پراکاش راج)، زمانی بر تخت نشست چون وارث قانونی خیلی جوان بود. حال پس از سالها، این پیرمرد پسر خود کاریکالان (ویکرام) را به جانشینی معرفی کرده، اما در میان اشراف زمزمههایی...
این یک حماسه تاریخی تماشایی است که با بهترین آثار هالیوودی برابری میکند. داستان حول دسائس و توطئهها برای جانشینی تخت چولا در هند قرن دهم میچرخد. مشخص میشود که امپراتور کنونی، سندارا (پراکاش راج)، زمانی بر تخت نشست چون وارث قانونی خیلی جوان بود. حال پس از سالها، این پیرمرد پسر خود کاریکالان (ویکرام) را به جانشینی معرفی کرده، اما در میان اشراف زمزمههایی شنیده میشود که بهتر است جانشینی به شاخه اصلی بازگردد. معتمد شاهزاده، واندیادوان (کارتی)، مأمور جمعآوری اطلاعات و رساندن آن به پدر امپراتور میشود؛ مأموریتی خطرناک که او مرتباً از چاله به چاه میافتد و نمیداند به چه کسی اعتماد کند. روایت بهخوبی ریتم دارد و لذتبخش است؛ ترکیبی از شگردهای سرگرمکننده فیلمهایی مانند پرنس اوف پرشیا (2010) و صحنههای نبرد بزرگ در حد فیلمهایی مثل ماراکار (2021)، با جمعی از شخصیتهای آراسته و مجلل که تنور داستان را داغ نگه میدارند. آیشواریا (ناندینی) و تریشا کریشنان (کنداوای) هم نشان میدهند که مردان اغلب زیرکانه توسط همسران زیرک و هوشمندشان هدایت میشوند. شمارههای موسیقی همیشه موفق نیستند؛ در بهترین حالتها اجراها خوشحرکت و در خدمت داستاناند و نشان میدهند جشن و پایکوبی چقدر برای القای آرامش در میان مردم اهمیت دارد، اما گاهی طولانیاند و ریتم این بازی پیچیده دربارگردی، خیانت و اغوا — که طنز هم در خود دارد — را به هم میزنند. فیلم از نظر بصری باشکوه و چشمنواز است (هرچند جلوههای بصری همیشه بینقص نیستند)، سرگرمکننده است و در حدود سه ساعت نمایش، به سرعت میگذرد. برای اولین بار در مدتها تماشاگران سینما ستارگان را در پرده با شور و شوق تشویق میکردند. من از دیدن آن لذت بردم، هرچند مطمئن نیستم قسمت دوم چه خواهد داشت.
تبدیل درخشانِ یکی از مشهورترین کتابهای تاریخ تامیل. تقریباً همهچیز در فیلم نزدیک به کمال است، از موسیقی آ. ر. رحمان تا کارگردانی مانیراتنام و از همه مهمتر تصویربرداری راوی وارمن. تمامی بازیگران در خلق یک اثر حماسی سهم خوبی دارند. هرچند گاهی مسألههای جزئی در پیوستگی دیده میشود، اما بسیار کماهمیتاند؛ دقت بینقص کارگردان به جزئیات باعث میشود همه چیز را فراموش کنیم و در داستان غرق شویم و همراه شخصیتها سفر کنیم. یکی از جزئیاتی که برایم برجسته بود انتخاب اسب سفیدی برای ادیتیا کاریکالان بود که نماد این است که جنگ جایی است که او در آن آرامش مییابد — جزئیاتی کوچک که در ذهن میماند. مطمئنم هر بینندهای در این بلاکباستر لحظهای برای شگفتزده شدن پیدا میکند. باز هم از آ. ر. رحمان برای موسیقی و موسیقی متن استثنایی تشکر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران