فیلی که هنوز نشسته، درباره فیلی در شهر شمالی چین است که به سادگی می نشیند و جهان را نادیده می گیرد. این جریان برای شخصیت اصلی فیلم تبدیل به یک تفکر برای فرار از مشکلات می شود….
فیلی که هنوز نشسته، درباره فیلی در شهر شمالی چین است که به سادگی می نشیند و جهان را نادیده می گیرد. این جریان برای شخصیت اصلی فیلم تبدیل به یک تفکر برای فرار از مشکلات می شود….
چه شاهکاری! داستان بازتاب دیدگاه کارگردان، هو بو، دربارهٔ زندگی، ارزشها و وضعیت است. شخصیتهای اصلی بالاخره در پایانِ داستان فیلِ رؤیاییِ خود را پیدا میکنند؛ لحظهای غافلگیرکننده و آرامبخش.
با این حال، بسیار غمانگیز است که بشنویم این کارگردان جوان و بااستعداد چند ماه پیش از آنکه فیلم شانس دریافت جوایزی را داشته باشد، دست به خودکشی زد. فیلِ رؤیایی هو بو پس از مرگ...
چه شاهکاری! داستان بازتاب دیدگاه کارگردان، هو بو، دربارهٔ زندگی، ارزشها و وضعیت است. شخصیتهای اصلی بالاخره در پایانِ داستان فیلِ رؤیاییِ خود را پیدا میکنند؛ لحظهای غافلگیرکننده و آرامبخش.
با این حال، بسیار غمانگیز است که بشنویم این کارگردان جوان و بااستعداد چند ماه پیش از آنکه فیلم شانس دریافت جوایزی را داشته باشد، دست به خودکشی زد. فیلِ رؤیایی هو بو پس از مرگ او ظاهر میشود؛ کاش او فقط چند ماه بیشتر طاقت آورده بود. فقر هم در ساختِ فیلم نقش دارد و هم به پایان زندگیاش انجامید؛ تلخیای پشیمانکننده.
اعتراف میکنم وقتی قرار شد نزدیک به چهار ساعت از فیلم را تماشا کنم، دلهره داشتم—چه بسا میتوانست اثری بسیار ساکن باشد دربارهٔ فیلی که بیحرکت مینشیند! اما در عمل فیلم چندان دربارهٔ یک فیلِ واقعی نیست، بلکه مجموعهای از داستانها دربارهٔ چهار جوانِ شهرِ مانژولی است. در این شهر اتفاقات چندانی نمیافتد و فرصتهایی که در اختیار این افراد است، جذابتر از آنچه برای والدینشان بوده بهنظر نمیرسد—شاید حتی کمرمقتر.
«بو» (یوچانگ پنگ) پس از آنکه همواره در مدرسه آزار میبیند، از کوره درمیرود؛ «لینگ» (اُوین وانگ) به همان مدرسه میرود اما از خانهاش فاصله گرفته؛ «چنگ» (ژانگ یو) با تمایلات خودکشی دستوپنجه نرم میکند؛ و «آقای وانگ» (زیشی) میکوشد مانع شود پسرش او را به خانهٔ سالمندان بفرستد—جایی که او آمادهٔ رفتن به آنجا نیست. آنچه پیش میآید عمدتاً تیره و سنگین است: چهار نفر، سه مرگ، غم بسیار و شاید یکبار بیش از حد صحنهٔ نومیدی.
با این وجود فیلم از لحاظ خلاقیت عجیب و تأملبرانگیز است؛ گاهی درام است، گاهی شبیه مستند، و در طول مسیر بهصورت واقعگرایانهای به مسائلِ غم و تنهایی میپردازد. فشرده شدنِ همهٔ اتفاقات در بازهٔ بیستوچهار ساعته به فیلم شدتی میدهد که میان عاطفه و اغراق نوسان دارد. در برخی لحظات ممکن است گمان کنید کارگردان، هو بو، هنگام ساختِ اثر بسیار افسرده بوده؛ اما بهویژه در اجراهای یوچانگ پنگ و زیشی میبینید که خیلی از بارِ بیان بهجای دیالوگ بر دوش بازیگری کمگفتار و بهاصطلاح "کمتر، بیشتر" است. فیلم عملاً میتواند تقریباً صامت باشد، جز برای صداهایی که اندوهِ شخصیتها را منتقل میکنند.
اما سؤالِ دیگر این است که آیا لازم بود فیلم اینقدر طولانی باشد؟ به نظر من نه. گاهی کند و خودمحور میشود طوری که اثرگذاریاش کاهش مییابد؛ موقعیتها بیشتر برای گرفتن امتیاز دراماتیک شکل میگیرند تا پیش بردن واقعی داستانِ شخصیتها. مانند بسیاری از آثاری که حول خودکشی و پیامدهایش میچرخند، تماشای آن آسان یا دلپذیر نیست، اما فیلمی قدرتمند است و بررسیاش از چگونگیِ مواجههٔ انسان با غمِ مزمن و روزمرگیِ ملالآور آن را ارزشمند میکند. پیشنهاد میکنم در سینما ببینید؛ تماشای آن روی تلویزیون ممکن است بیش از حد طاقتفرسا باشد.
«فیلِ نشسته» فیلمی عمیقاً فلسفی از هو بو است که ناامیدیِ عمیق را از خلال زندگیهای درهمتنیدهٔ چهار فرد مصدوم که بهدنبال فرار از واقعیتهای دردناکاند، کاووش میکند. با وجود مدت زمان نزدیک به چهار ساعت و ریتم کند، فیلم روایتی خام و احساسی با بازیهای قدرتمند و فضایی ماندگار ارائه میدهد؛ هرچند فیلمبرداری و پایانِ نسبتاً مبهم ممکن است برخی بینندگان را قانع نکند. تراژدیِ پشتِ ساختِ فیلم—خودکشیِ هو بو پس از اختلافاتِ خلاقانه—لایهای دلخراش بر این اثرِ اندوهناک میافزاید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران