حدود 50 سال قبل(نسبت به زمان حال فیلم)موجوداتی شبیه به مورچه های غول پیکر بنام "فورمیک" به زمین یورش می برند که اگر حرکت شجاعانه میزر رکهام(بن کینگزلی)نبود آنها بر انسان ها چیره می شدند.فورمیک ها شکست خوردند اما از بین نرفتند و انسانها همواره ترس بازگشت فورمیک ها را در دل داشتند....
حدود 50 سال قبل(نسبت به زمان حال فیلم)موجوداتی شبیه به مورچه های غول پیکر بنام "فورمیک" به زمین یورش می برند که اگر حرکت شجاعانه میزر رکهام(بن کینگزلی)نبود آنها بر انسان ها چیره می شدند.فورمیک ها شکست خوردند اما از بین نرفتند و انسانها همواره ترس بازگشت فورمیک ها را در دل داشتند....
نوعی «هری پاتر فضایی» در پیرنگی خستهکننده که شبیه بازی ویدیویی به پاکسازی نژادی به روش آمریکایی میپردازد.
کسلکننده است و با پایانی سادهسازیشده و همدلانه که تلاشی برای خوشحال کردن همه دارد. هنوز از خودم میپرسم هریسون فورد و بن کینگزلی در این فیلم چه میکنند...
کاراکتر «ایندر ویگین» (آسا باترفیلد) به ندرت تصویری از یک سرباز به ذهن میآورد، اما «سرهنگ گراف» (هریسون فورد) فکر...
نوعی «هری پاتر فضایی» در پیرنگی خستهکننده که شبیه بازی ویدیویی به پاکسازی نژادی به روش آمریکایی میپردازد.
کسلکننده است و با پایانی سادهسازیشده و همدلانه که تلاشی برای خوشحال کردن همه دارد. هنوز از خودم میپرسم هریسون فورد و بن کینگزلی در این فیلم چه میکنند...
کاراکتر «ایندر ویگین» (آسا باترفیلد) به ندرت تصویری از یک سرباز به ذهن میآورد، اما «سرهنگ گراف» (هریسون فورد) فکر میکند واکنش او به قلدریها نشان میدهد که درونش استحکامی بیش از اندام نحیفش دارد. تجربیاتش در آموزشگاه دقیقاً مثل رنجی است که از گروگانگیری نوجوانان عضلانی میکشد، اما گراف علاقهای به آسان کردن زندگی او ندارد و حتی وقتی اندرسون (ویولا دیویس) گهگاه اعتراض میکند، اوضاع را سختتر هم میکند. خصوصاً زمانی که ایندر با «مازر» (سر بن کینگزلی) آشنا میشود؛ کهنهسربازی از جنگ بنبست با «فورمیکها» که همه امید دارند بتواند ایندر جوان را بشکند. آسا باترفیلد در نقش ایندر عملکرد قابل قبولی دارد، اما فورد و کینگزلی آنچنان تأثیرگذار نیستند؛ شخصیت کینگزلی با آن ظاهر خالکوبیخورده بیشتر نمایشی است تا تهدیدکننده. داستان کمکم از تمرکز روی آدمها دور میشود و بیشتر به یک بازی ویدیویی با جلوههای بصری قوی بدل میگردد، اما در پایان ضعیف و ریتم فیلم در طول دو ساعت ناهماهنگ است. این فیلم ژانر را دوست دارد و سعی میکند رویکردی متفاوت و وجدانمندانه به علمتخیّل داشته باشد؛ ارزش تماشا را دارد.
امتیاز: ۶/۱۰ — اقتباسی فنی و قابلقبول اما عاطفی تهی
برخی کتابها چنان در ذهن نفوذ میکنند که دههها بعد هنوز صحنهها، دیالوگها و پرسشهایشان بیاختیار به یاد میآیند. رمان «نبرد ایندر» اثر اورسن اسکات کارد از این دست آثار است؛ منتشرشده در ۱۹۸۵، اثری قدرتمند، بیرحم و اخلاقاً مخرب درباره کودکی، دستکاری و هزینه وحشتناک پیروزی. برای کسانی که این کتاب را سالها پیش خواندهاند، اقتباس سینمایی ۲۰۱۳ بار سنگینی به همراه دارد. اگر صرفاً بهعنوان یک فیلم قضاوت شود، فیلمی بامهارت فنی، چشمنواز و بازیمحور است؛ اما بهعنوان اقتباسی از متنی بنیادین، ناامیدکننده است.
آنچه بهتنهایی خوب عمل میکند:
- جلوههای بصری: فیلم ظاهر مناسب دارد. صحنههای اتاق نبرد و مبارزات در وضعیت بیوزنی با ارتشهای شناور کودکسربازان با مقیاس و هیجان واقعی به تصویر کشیده شده است. CGI یکپارچه است و طراحی تولید فضای خشن و کارکردی مدرسه نبرد را خوب ثبت کرده است. تجربه بصری جذابی است.
- بازی آسا باترفیلد: باترفیلد نقش ایندر را قابلقبول بازی میکند؛ انزوا، نبوغ بیمیل و باری که بر دوش او گذاشته شده را در چشمهایش نشان میدهد، حتی وقتی فیلمنامه به او فضای کافی نمیدهد.
- هریسون فورد در نقش گراف: فورد به سرهنگ گراف وجاهت میبخشد؛ معمار دستکاریهایی که ایندر را آزار میدهد. او سردی و بیرحمی کارکردی شخصیت را میفروشد، هرچند فیلم لبههای تند او را تا حدی نرم میکند.
چرا برای حاملان کتاب شکست میخورد:
اینجا نقد شخصی و ضروری میشود: هیچ چیز در این فیلم واقعا طنینانداز نیست. قدرت رمان در درونیات بود؛ ما در ذهن ایندر همراهش بودیم در هر محاسبه استراتژیک، هر شب بیخوابی، هر لحظه شک و هراس خزنده. فهمیدیم نه فقط چه کرد، بلکه چرا و هزینه روانی ویرانگر آن را. فیلم، در عجلهاش برای پوشش دادن روایت گسترده رمان در دو ساعت، این جنگ درونی را به مجموعهای از نقاط داستانی کاهش میدهد.
پیچیدگی اخلاقی صاف و هموار شده است. دیگر کودکان—بین، پترا، آلاي—به کلیشهها تقلیل یافتهاند. رابطههایشان با ایندر، که در کتاب شریانهای شکننده اعتماد بودند، به اختصارهایی فشرده تبدیل شده است. سکانس جنجالی «نوشیدنی غول» که در رمان یک آزمون روانی بود، اینجا کوتاه و گیجکننده است. بازی ذهنی که پنجرهای به تروماهای ناخودآگاه ایندر بود، عملاً حاشیهای شده است.
و پایان داستان. عمل نهایی رمان—افشای اینکه «شبیهسازیها» در واقع نسلکشی واقعی بودهاند—ضربهای وحشتناک و اخلاقی است که همه چیز پیشین را بازتفسیری میکند. در فیلم این ضربه سنگینی لازم را ندارد؛ ریتم تند است، وزن عاطفی کاهش یافته و مسیر جبران ایندر خلاصه به یک مونتاژ میشود. فیلم به شما میگوید چه اتفاقی افتاده؛ کتاب شما را وادار میکرد آن را احساس کنید.
مقایسه ناعادلانه:
معمولاً فیلم را با کتاب مقایسه نمیکنم—اقتباسها هنر مستقلاند و وفاداری تنها معیار موفقیت نیست. اما «نبرد ایندر» مورد ویژهای است؛ رمان بهخاطر چشمانداز درونی، وحشت روانی آهسته و پرسشهای اخلاقی ویرانگرش قدرت داشت. فیلمی دو ساعته همیشه با این بار سنگین مشکل داشت و این فیلم، با تمام پرداخت فنیاش، از پسِ حمل وزن منبع اصلیاش برنمیآید.
حکم نهایی:
برای تماشاگر بیاطلاع از رمان، فیلمی قابلقبول و بصری جذاب در ژانر علمیتخیّل است؛ داستانی منسجم میگوید، بازیهایی قابلقبول دارد و جلوههای دیداری کافی برای جلب توجه ارائه میدهد. اما برای کسانی که رمان را در دل داشتهاند—کسانی که هنوز دربارهاش فکر میکنند—فیلم پژواکی تهی است. ضربههای داستان را میزند اما ریتم را احساس نمیکند. امتیاز: ۶/۱۰ — کارآمد، حرفهای و کاملاً فراموششدنی. برای اثری که تا این حد تعیینکننده بوده، این یک تراژدی خاموش است.
تماشا کنید اگر: با رمان آشنا نیستید و دنبال یک فیلم علمیتخیّل بصری و سرراست هستید.
تردید کنید/از دیدن صرفنظر کنید اگر: کتاب را نزدیک قلب دارید؛ تجربه برایتان ناامیدکننده خواهد بود و فیلم آنچه نیاز دارید را به شما نمیدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران