فیلمی اغراقشده برای کودکان، پر از ترفندهای خستهکننده طراحیشده برای 3D و با انیمیشنی ضعیف که بهخاطر رنگآمیزی بیش از حد خوابآور میشود. اگر کودک هستید ممکن است از آن لذت ببرید، اما برای بزرگسالان بهتر است از دیدنش صرفنظر کنند.
فکر میکنم هیچوقت فیلمی با اینهمه رنگ اشباعشده و زنده ندیده بودم—البته بهجز چند دقیقهی اول که بهصورت سیاهوسفید و در ادای دینی به فیلم...
فیلمی اغراقشده برای کودکان، پر از ترفندهای خستهکننده طراحیشده برای 3D و با انیمیشنی ضعیف که بهخاطر رنگآمیزی بیش از حد خوابآور میشود. اگر کودک هستید ممکن است از آن لذت ببرید، اما برای بزرگسالان بهتر است از دیدنش صرفنظر کنند.
فکر میکنم هیچوقت فیلمی با اینهمه رنگ اشباعشده و زنده ندیده بودم—البته بهجز چند دقیقهی اول که بهصورت سیاهوسفید و در ادای دینی به فیلم «جادوگر شهر اوز» اصلی آمدهاند؛ بهطرز شگفتآوری این بخش خوب از آب درآمده. مناظر و چشماندازها بهقدری زیبا و در همان سبک افسانهای هستند که از سرزمین اوز انتظار دارید. داستان تا حد زیادی پیشدرآمدی بر قصهی اصلی جادوگر اوز است؛ تا بخشهای پایانی چندان آزاردهنده نیست اما در سکانسهای آخر این پیشدرآمدی بودن کاملاً محسوس میشود. بهطور کلی داستان قابل قبول است و کودکان را راضی میکند که احتمالاً هدف اصلی فیلم همین است. برای بزرگسالان هم داستان خوب است اما نه فراتر از آن. شخصیت اصلی گاهی با «اخلاق نهچندان روشن» خود آزاردهنده میشود و هرچند قرار بوده شورشی دوستداشتنی باشد، در عمل هرگز آن جذابیت را منتقل نمیکند و بیشتر شخصیتی کزکرده و بیهیجان باقی میماند. همین وضعیت در مورد دیگر شخصیتهای اصلی هم تا حدودی صدق میکند؛ اخلاقشان یا کاملاً خوب است یا بدون شک بد. در مجموع فیلم قابل قبول است اما فراتر از این نمیرود؛ برای کودکان شاید کمی بهتر از قابل قبول باشد. من از تماشایش لذت بردم، عمدتاً بهخاطر رنگآمیزی غیرمعمول و زنده و مناظری که دوستداشتنی بودند.
اگر تنها به بیست دقیقهی پایانی فیلم نگاه کنیم، شاید آن بخش خوب باشد؛ اما برای رسیدن به آن باید صد دقیقهی ابتدایی را تحمل کنید که چندان دلچسب نیستند. «دیگز» (با بازی جیمز فرانکو) جادوگری کارگری و نسبتاً ناخوشایند است که نمایشهای کوچک محلی اجرا میکند تا وقتی توپولیش و بالنش در طوفان گیر میافتند و ناگهان به سرزمینی ناشناخته میرسد؛ جایی که بهزودی با میمونی بالدار و عروسکی چینی دوست میشود و در مسیر رسیدن به ثروت بزرگ در «شهر زمرد» قرار میگیرد. با ورود، خود را جادوگر بزرگ معرفی میکند اما سه خواهر را ملاقات میکند که با عصاهایشان خیلی بهتر عمل میکنند و او بهسرعت مهرهای در بازی آنها برای کنترل اوز میشود. آیا میتواند نقشههایشان را خنثی کند و شهر را نجات دهد؟ روایت دربارهی کشف صداقت درونی دیگز است، اما رسیدن به این نقطه خیلی زمان میبرد. فرانکو خوب ولی بیشتر از متوسط نیست، و سه ساحره—ریچل وایس، میلا کونیس و گلیندای مهربان (میشل ویلیامز)—تلاشهایی نسبتاً سرد و بیروح دارند. شاید استفادهی بیش از حد از پردهی سبز باعث شده باشد؛ هیچکس واقعاً در نقشهایش شور و شوق نشان نمیدهد. دیالوگها معمولاً بیرمقاند و جز چند جمله و شوخی جالب از دستیار بیچارهاش «فرانک» (زاخ براف)، فیلم هرگز آتش نمیگیرد. نماها خوب است، تبدیل سیاهوسفید به رنگی هم کار میکند، اما در کل من از بیشتر فیلم ناامید شدم.
فکر میکردم این فیلم احمقانه باشد، اما اشتباه میکردم. فیلم نسبتاً خوبی و خیلی خندهدار است. شخصیت اصلی جادوگری است که مردم اوز او را قدرتمند میپندارند و او تلاش میکند همه را فریب دهد تا فکر کنند تواناییهای ویژهای دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران