یک پیانیست ثروتمند که همه چیز خود را از دست داده ,اما هنوز به آینده امیدوار است, توسط ستاره های کوچک چشمک زن به شهر کوچکی میرسد که در آنجا امید، سرپناه و عشق را می یابد.
داستان از همان ابتدا ضعیف بود، اما اجرای آن حتی بدتر بود. روایت پارهپاره و نامنسجم بود و اغلب هیچ جهت یا هدف روشنی نداشت. جای تعجب است که مجموعه تا ۱۶ قسمت ادامه یافت. چهار قسمت اول کاملاً خالی بود و میشد حداکثر آن را به سی دقیقه تقلیل داد. دیگر درامهای زندگی روزمره پرماجراتر از این هستند. به نظر میرسد مانند همیشه روند...
دیدگاه های کاربران