نامزد دریافت ۱ جایزهٔ بفتا — در مجموع ۳ جایزه و ۲۲ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1559
موسیقی زودتر آمد یا بدبختی؟
«های فیدلیتی» را استیفن فرِرز کارگردانی کرده و فیلمنامه را دی. وی. دوویسنتیس، استیو پینک، جان کسارک و اسکات روزنبرگ از رمان نیک هورنبی اقتباس کردهاند. جان کساک، جک بلک، ایبن هِجل و تاد لوییزو بازی میکنند. موسیقی اثر هوارد شور و فیلمبرداری شیمِس مکگاروی است.
راب گوردون (کساک)، صاحب فروشگاه صفحه و عادت وسواسی به تهیه فهرستها، پس از جدایی آخرین...
موسیقی زودتر آمد یا بدبختی؟
«های فیدلیتی» را استیفن فرِرز کارگردانی کرده و فیلمنامه را دی. وی. دوویسنتیس، استیو پینک، جان کسارک و اسکات روزنبرگ از رمان نیک هورنبی اقتباس کردهاند. جان کساک، جک بلک، ایبن هِجل و تاد لوییزو بازی میکنند. موسیقی اثر هوارد شور و فیلمبرداری شیمِس مکگاروی است.
راب گوردون (کساک)، صاحب فروشگاه صفحه و عادت وسواسی به تهیه فهرستها، پس از جدایی آخرین دوستدخترش وارد سفری میشود تا بفهمد زندگیاش چه معنایی دارد.
کساک و پینک رمان محبوب هورنبی را گرفته و با موفقیت به شیکاگو منتقل کردهاند. «های فیدلیتی» داستان عشق انسانی و عشق به موسیقی است؛ نوعی تقابل جنسیتی که با موسیقیِ زندگی مردانه همراه است. سفر خودشناسی راب بسیار بامزه است؛ دشواریها و آزمونهای روابط صحنهها و موقعیتهایی را خلق میکنند که نهتنها طنز دارند، بلکه دل را نیز به تپش و فکر را به جنبش در میآورند.
جدا از زاویههای عشق شکستخورده، رشتههای موسیقی واقعاً دل را مینوازند. راب و دو همکارش، بَری (بلک) و دیک (لوییزو)، موسیقی را پرستش میکنند و دائماً فهرستهای «پنجتایی» درست میکنند و در حین آن با کنایه و لذت مشاجره میکنند. هر سه بازیگر فوقالعادهاند؛ مثلثی از شخصیتهای عجیب که انرژیشان مسری است، گرچه بهوضوح نمایش در دستان کساک است. راب، مردی دائماً بدخلق که بارها با مخاطب صحبت میکند، در اجرای کساک همزمان هم احساس همدردی، هم ترحم و هم خنده برمیانگیزد.
در نقشهای مکمل جمعی از بازیگران بااستعداد حضور دارند که به شوخی فیلم کمک میکنند: کترین زتا-جونز، لیسا بونِت و جوئل کارتر، بهاضافهٔ مهارتهای کمدی جون کساک، و ایبن هِجل که نقش دوستدختری را بازی میکند که جستجوی معنی را در راب آغاز میکند. دیدن تیم رابینز در نقش یک هیپی نوظهور — با کمربند سیاه در هنرهای رزمی — بسیار مفرح است و یادآور توانایی او در بازیهای کمدی است.
مثل فیلم «گراس پوینت بلنک»، موسیقی متن در این فیلم نیز نقش محوری دارد و بهخاطر فضای داستان تعداد زیادی قطعه کلاسیک برای لذت بردن وجود دارد. در مجموع، فیلمی ویژه است؛ برای همهٔ جنسیتها و عاشقان موسیقی، و بهویژه برای کسانی که مشکلات عاطفی را تجربه کردهاند. در نهایت موسیقی بود که آمد یا بدبختی؟ بیقیمت. امتیاز: 9/10
دیدمش چند بار در طول سالها؛ هر بار عالی است و جان کساک در عنصر خودش است. حتی میتوان گفت لازم بود نامزد جایزهٔ اسکار شود. من طرفدار موسیقی نیستم ولی آن بخش را هم دوست داشتم و بازیگران فرعی خوب و قابلقبولی دارد. امتیاز: 3.75/5
بازیهای فکری عاشقانه خستهکننده میشوند
«های فیدلیتی» که در سال 2000 منتشر شد و به کارگردانی استیفن فرِرز است، یک کمدی-درام عاشقانه با جان کساک در نقش راب است؛ صاحب یک فروشگاه صفحه در شیکاگو، که همکارانش بَری و دیک را جک بلک و تاد لوییزو بازی میکنند. وقتی رابطهٔ راب با دوستدختر مشترکش لارا (ایبن هِجل) از هم میپاشد، او به پنج جدایی بد دوران دوازدهسالهٔ عشقبازیاش فکر میکند. معشوقههای قبلی او را کاترین زتا-جونز، جوئل کارتر، لیلی تیلور و ناتاشا گرگسون واگنر بازی کردهاند. تیم رابینز نقش رقیب راب برای جلب توجه لارا را دارد و جون کساک هم خواهر لارا را بازی میکند. لیسا بونت نقش یک راکباز را دارد و سارا گیلبرت نیز نقش کوتاهی دارد.
نکتهٔ جالب «های فیدلیتی» این است که پنج تیپ کلی از زندگی عاطفی مردان را نشان میدهد: 1) اولین علاقه و اولین بوسه، 2) نیاز و از دست دادن معصومیت در نوجوانی، 3) دختر جذابی که از سطح او بالاتر است، 4) بازگشت به دوست یا بهترین دوست بهعنوان تکیهگاه، و 5) عشق واقعی (شاید).
اگر برای کسی نِیلبندی تهیه کردهاید یا در یک فروشگاه صفحه کار کردهاید، ممکن است این فیلم را بفهمید و دوست داشته باشید. اگر از بازیهای فکری عاشقانه خوشتان میآید، احتمالاً بیشتر این فیلم را میپسندید؛ اما من این نوع بازیها را آزاردهنده میدانم و این موضوع باعث شده احساسات متفاوتی نسبت به فیلم داشته باشم (از منظر کسی که تمایل به رابطهٔ تکنفره دارد). بهخاطر همین، کمی سخت بود با فیلم همراه شوم، هرچند نکات خوبی در فیلم هست که تماشایش را تا حدی ارزشمند میکند. فیلم بذلهگویی دارد و مشخص است سازندگان برای آن فکر کردهاند، اما تکرار تکانها و حرفهای روب که مداوماً با دوربین صحبت میکند بعد از مدتی خستهکننده میشود. اشتباه نکنید، جان کساک نقش چالشبرانگیز اصلی را بهخوبی اجرا میکند؛ فقط شخصیت دائماً دودکش و دمدمیاش برای من جذاب نبود. از نظر موسیقی متن هم پاپ راک دههٔ ۹۰ برایم عمدتاً بیروح آمد.
خوشبختانه چند لحظهٔ خندهدار در فیلم هست؛ برای مثال صحنهای که در نیمهٔ دوم کسی روب را در فروشگاه مورد خطاب قرار میدهد واقعاً خندهدار است، اما رابطهٔ راب با لارا نسبتاً کماهمیت و لارا هم با ناپایداری و دودلیهایش آزاردهنده میشود (کسی که بخواهد با چنین فردی ازدواج کند باید دیوانه باشد). در واقع بیشتر روابط راب آزاردهنده میشود، اگرچه لحظات بامزهای نیز وجود دارد. سپس بَری هست که با غرور فکر میکند نظرش دربارهٔ موسیقی حکم قانون دارد؛ امیدوار بودم کسی به او دست و دندانش را نشانت دهد. در سوی مثبت، دستکاریهای ذهنی زندگی عاطفی ناپایدار راب با حضور دیک جبران میشود که راه درست را نشان میدهد.
فیلم «امپایر رکوردز» (1995) فیلم بهتری است چون بیش از حد به بازیهای فکری عاشقانه نمیپردازد.
مدت فیلم: 113 دقیقه. محل فیلمبرداری: شیکاگو.
نمره: C
«راب» (جان کساک) مردی سیوچندساله است که صاحب یک فروشگاه صفحه است و با مرور پنج رابطهای که در طول سالها داشته، کمی از احساس گذرا بودن زندگی میترسد. کنار او دو نفر هستند که زندگی روزمرهاش را پر کردهاند: دیکِ کلهبههوا (تاد لوییزو) و بَریِ پرزرقوبرق (جک بلک) که سالهاست با انواع و اقسام نازککاریهای موسیقاییشان به خودش و مشتریها تحمیل میشوند. با چنین ترکیبی پشت کانتر و کاهش علاقه به وینیل جلوی آن، کسبوکار خیلی رونقی ندارد! جدایی اخیر او از لارا (ایبن هِجل) ذهنش را متمرکز کرده چون فکر میکرد او همان کسی است که همیشه انتظارش را داشته! البته راب از اولین عشق دوران مدرسه همیشه همین فکر را داشته. کساک داستان را با جذابیت جلو میبرد و تکههای خودافشاگرانهای را با مرور گذشته و تلاشهای ناموفقش برای جذب و نگهداشتن زنان درمیآمیزد. او در نقش آدم بیدستوپا استاد است و زندگیاش بهخوبی با انواع آهنگهایی که از فروشگاهش پخش میشود منطبق است و با حالوهوای نوسانیاش جور درمیآید. بعضی از مصیبتهایش قابلهمذاتپنداری و خندهدارند و گاهی رفتارهایش تا حدی آزاردهنده و آشناست. من همیشه جک بلک را تا حدی اغراقشده مییابم و اینجا هم او آنقدر اغراق میکند که شخصیتش عملاً تحریکآمیز میشود، اما این با دیکِ کمحرف و دقیقِ لوییزو که انتخاب موسیقی مستقلتری دارد خوب جور درمیآید (که برای من و دیگر طرفداران Belle and Sebastian جذابتر بود). فیلم با ریتم و فیلمنامهٔ خوبی روایت یک مرد در بحران اعتمادبهنفس است که بهنظرم طبیعیترین تلاش کساک روی پرده تا امروز است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران