” کریستین ” برای جشن عروسی پدرش به شهر زادگاهش برگشته است . او با دوستان قدیمی و خانواده اش یاد و خاطره گذشته را زنده میکند ولی متوجه حقیقتی میشود که ممکن است بسیار دردناک باشد…
” کریستین ” برای جشن عروسی پدرش به شهر زادگاهش برگشته است . او با دوستان قدیمی و خانواده اش یاد و خاطره گذشته را زنده میکند ولی متوجه حقیقتی میشود که ممکن است بسیار دردناک باشد…
وقتی رازی دیرینه بالاخره آشکار میشود...
فیلمی استرالیایی بسیار غافلگیرکننده. همه فیلمهای استرالیایی در سطح جهان مطرح نمیشوند و این اثر هم برای خیلیها شناختهشده نبود، اما من خوششانس بودم که آن را دیدم. فیلم بر اساس نمایشنامه نروژی «اردک وحشی» ساخته شده و چندین بار برای سینما اقتباس شده؛ این نسخه جدیدتر و مدرنسازیشده است. کارگردان این فیلم برای اولینبار پشت دوربین بوده و در...
وقتی رازی دیرینه بالاخره آشکار میشود...
فیلمی استرالیایی بسیار غافلگیرکننده. همه فیلمهای استرالیایی در سطح جهان مطرح نمیشوند و این اثر هم برای خیلیها شناختهشده نبود، اما من خوششانس بودم که آن را دیدم. فیلم بر اساس نمایشنامه نروژی «اردک وحشی» ساخته شده و چندین بار برای سینما اقتباس شده؛ این نسخه جدیدتر و مدرنسازیشده است. کارگردان این فیلم برای اولینبار پشت دوربین بوده و در بازنویسی فیلمنامه هم عملکردی تحسینبرانگیز داشته است.
من در مورد فیلم چیز خاصی نمیدانستم. بازیگران قابل قبول بهنظر میرسیدند و داستان هم جذابیت لازم را داشت، بنابراین تصمیم گرفتم ببینمش. فیلم با ظاهری ساده آغاز میشود: در یک شهر کوچک، کارخانه چوب تعطیل شده و یک خانواده با مشکل مالی دستبهگریباناند. دخترشان هدویگ که دبیرستانی است نگران است که اگر خانواده بهخاطر وضعیت مالی شهر را ترک کنند، دوستپسرش را از دست بدهد. اما روایت لایهلایه است و دیدگاه دیگران نسبت به این خانواده هم تاثیر بزرگی بر داستان دارد.
در این شهر افراد زیادی بیکار شدهاند و این وضعیت به تصمیمات غیرمنتظرهای منجر میشود. خانواده دیگری که نزدیک به یک قرن همان کارخانه را اداره کردهاند، پسرشان کریستیان را که از آمریکا آمده برای مشکلات شخصی و شرکت در عروسی پدرش پذیرا میشوند. او به طور اتفاقی با دوست کودکیاش که پدر هدویگ است دیدار میکند و زمان زیادی را با هم میگذرانند؛ جایی که مسئلهای جدید و مهم پدیدار میشود. کریستیان رازی را فاش میکند که بین دو خانواده سالها پنهان مانده بود. همهچیز از هم میپاشد و بازسازی آن ناممکن میشود. از همه بیشتر، دختر خانواده مستقیم متأثر میشود؛ برای فهمیدن چگونگی این تأثیر باید فیلم را ببینید.
معنای عنوان فیلم را بلافاصله درک نخواهید کرد. پیشروی فیلم هوشمندانه و گامبهگام است و با میزان زیادی تعلیق همراه است. نکته برتر این است که فیلم تقریباً هرگز راز اصلی را صراحتاً بازگو نمیکند، اما تماشاگران با وجود این، موقعیت را کاملاً متوجه میشوند؛ این نکتهای شگفتانگیز و نشانهای از هوش نویسندگی است. من با منبع اصلی کار—که بیش از صد سال قدمت دارد—آشنایی ندارم، اما از نحوهی روایت هوشمندانهی این قصه لذت بردم.
«لازم نیست از حقیقت بترسی.»
شخصیتها بهترین بخش داستان بودند. تغییر زمانها و پرشهای زمانی بهخوبی انجام شده بود. کل فیلم قصد ندارد منحصراً به یک موضوع بپردازد، بلکه به مسائل متعدد میپردازد؛ هر کس با چیزی دستوپنجه نرم میکند، برخی مشکلات شخصی و برخی نگرانی درباره کل خانواده. داستان همیشه با جزئیات درگیر است و به تماشاگر فرصت راحتنشستن نمیدهد. در نیمهی اول فیلم همهچیز مرتب و منظم پیش میرود، علیرغم آنکه داستان از زوایای مختلف شکل میگیرد. در پایان همه این خطوط داستانی با هم جمع میشوند تا قصه را بهطور قدرتمند به سرانجام برسانند؛ پایانی که نه دقیقاً شاد است و نه کاملاً غمگین، و زمانبندی چرخش نهایی بسیار مناسب است.
اگر طرفدار ملودرام هستید، این فیلم را نباید از دست بدهید. مدتها بود یک فیلم تاثیرگذار که باعث اشک شود ندیده بودم تا اینکه این فیلم را بهصورت غیرمنتظره پیدا کردم. مسیر تغییرات داستان برای من پیشبینینشده بود و همین یکی از دلایل علاقهام به آن شد. پیچش در پردهی آخر تا حدی قابل حدس است اگر در بخشهای اولیه کاملاً دقیق باشید، اما هیچکس تصویر روشنی از پایان ندارد؛ و همین نکته اهمیت دارد. واکنش شخصیتها به آشکارشدن تعلیق، ما را هم به واکنش وامیدارد، اما اغلب نمیتوانیم آنطور که لازم است واکنش نشان دهیم. فیلم در بخش پایانی بسیار جدی میشود و فرصت زیادی برای واکنش باقی نمیگذارد؛ تا لحظهی پخش تیتراژ پایان، آدم انگار بیتحرک میماند. با این حال حس یک تراژدی کاملاً ملموس است.
اخیراً «پدران و دختران» را دیده بودم و انتظار داشتم فیلمی مشابه آن بیابم. خطوط داستانی این دو فیلم کاملاً متفاوتاند، اما رابطهی پدر و دختر در هر دو برایم جذاب بود. از نظر احساسات، این فیلم در بیان عاطفی بهتر عمل کرده است. مقایسهی این دو صرفاً از منظر احساساتی معنادار است و غیر از آن، مقایسهی عادلانهای نیست. به هر حال، هر دو ملودرامهای خوبیاند.
این فیلم قطعاً برای تماشاگران خانواده جذاب خواهد بود و من آن را به شدت توصیه میکنم. صحنههای جنسی یا برهنگی شدید در آن نیست، اما از نظر موضوعی تا اندازهای به رویدادهای لازم میپردازد. جدا از چند بخش محدود، این فیلم برای همه مناسب است. از کلیت فیلم بسیار راضیام. شاید آن را فیلم موردعلاقهام ندانم، اما بسیار نزدیک به آن است. داستان بهخوبی نوشته شده و احساس میکنم این فیلم بیسروصدا نخواهد ماند؛ احتمال دارد بازسازیهای اروپایی، کرهای، بالیوودی یا حتی هالیوودی از آن ساخته شوند. به هر حال، اگر با نقد من موافقید، دیدنش را پیشنهاد میکنم.
۸.۵/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران