احتمالاً یکی از کمطرفدارترین فیلمهای دنزل برای من است. با این حال، هم او و هم آنجلینا جولی اجرای فراتر از میانگین در یک تریلر جنایی جالب دارند. چیز دیگری برای تمجید نیست.
تریلر جنایی نسبتاً سرگرمکنندهای است و هم واشینگتن و هم جولی اجرای خوبی ارائه میدهند. چیز برجستهای در آن نیست و فضای تیرهٔ فیلم همیشه کار نمیکند (موسیقی کریگ آرمسترانگ را دوست داشتم...
احتمالاً یکی از کمطرفدارترین فیلمهای دنزل برای من است. با این حال، هم او و هم آنجلینا جولی اجرای فراتر از میانگین در یک تریلر جنایی جالب دارند. چیز دیگری برای تمجید نیست.
تریلر جنایی نسبتاً سرگرمکنندهای است و هم واشینگتن و هم جولی اجرای خوبی ارائه میدهند. چیز برجستهای در آن نیست و فضای تیرهٔ فیلم همیشه کار نمیکند (موسیقی کریگ آرمسترانگ را دوست داشتم که هنوز گاهی به آن گوش میدهم). کشف نهایی قاتل اندکی ضعیف بود اما در کل فیلم قابل قبولی است. امتیاز: ۳.۲۵/۵
یک قاتل شوم و لحنی سنگین، «بون کالکتر» را به یکی از بهترین تریلرهای جنایی دههٔ ۹۰ تبدیل میکند. این بازی موش و گربهٔ وهمانگیز تماشاگر را با ریتم سریع و هشداردهنده و بازیهای درخشان دنزل واشینگتن و یک آنجلینا جولی جوان مسحور میکند. باوجود اینکه بیش از بیست سال از ساختش میگذرد و تکنولوژیِ نمایشدادهشده اکنون کهنه بهنظر میرسد، «بون کالکتر» هنوز با کشتارهای هولناک، پیچشهای غافلگیرکننده و کشش شدید تماشاگر را میخکوب میکند. منتقدان چندان موافق نبودند و نظرات بین مخاطبان هم متفاوت است، ولی من این معمای تیره و اتمسفریک را به هر کسی که دنبال یک تریلر جنایی دلهرهآور است توصیه میکنم.
دنزل واشینگتن—او قبلاً خیلی مطرح نبود؟ او به تنهایی فیلم «مالکوم ایکس» را از تبدیلشدن به یک اثر ضعیف نجات داد. در «ترینینگ دی» نقش شرور نهایی و نفرتانگیزی را بازی کرد و یکی از بهترین اجراهایی را که تماشایش لذتبخش بود ارائه داد. بعد اما دوباره به نقش «پلیس باهوش» برگشت. در «فلن» او همان پلیس باهوش بود که با پدیدهٔ ماوراءالطبیعه روبهرو شد. در این فیلم هم پلیس باهوشی است که از کار افتاده... و از آن پس انگار همین نقش را بارها و بارها بازی میکند. هرکدام از این نقشها به دیگری میپیوندد و باعث میشود تعجب کنیم که آن بازیگر بزرگ کجا ناپدید شده که پشت این نقشهای پلیسی پنهان شده است؟ برای ژانر معمایی/تریلر، فیلم بدی نیست، اما متأسفانه باقی میماند این سؤال که اگر او نقشهای متفاوتتری انتخاب میکرد، چه فیلمهای بزرگی را میتوانست ببینیم. استعداد هست و مشتاق بیرون آمدن، اما ما خیلی اوقات واشینگتن را در همین نوع نقشها دیدهایم تا از دیدنش لذت ببریم. برگرد به بازیگریِ متنوع، دنزل؛ دلتنگت هستیم.
دنزل واشینگتن برای نقش «لینکلن» واقعاً لازم نبود زیاد تلاش کند؛ او اینجا نقش یک کارشناس فورنزیک را بازی میکند که اکنون چهارتا اندامش فلج شده و دچار تشنجهای خطرناک است. چون نمیخواهد در صورت زنده ماندن پس از یکی از این تشنجها به حالت نباتی دچار شود، تصمیم به خودکشی پزشکی گرفته است. پیش از اینکه بتواند برنامهاش را اجرا کند، همکاران سابق او را از سری قتلهای هولناک آگاه میکنند؛ افرادی که در تاکسیها ربوده شده و به شکلی فجیع و سادیستی رها شدهاند تا بمیرند. او که کنجکاو میشود، با تازهکار آنجلینا جولی (آملیا) همکاری میکند تا بفهمند پشت این قتلهای ظاهراً بیارتباط چه کسی است. کشف میکنند که قاتل سرنخهایی میگذارد و وقتی مردی و پسرش آخرین قربانیان میشوند، مسابقهای با زمان شروع میشود تا قبل از مد زمان به آنها برسند. کشش فیلم بیشتر در پنجاه دقیقهٔ اول است و اجراهای واشینگتن و جولی قویاند، اما توان فیلم در حفظ تهدید و دلهره کم میآورد و از نیمه به بعد بیشتر شبیه یک درام انتظامی روندی میشود که اجتنابناپذیریاش مانع از تأثیر واقعی پایان میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران